إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا 84 الكهف

سلسله نشست‌های هم‌اندیشی مدیریت جهادی و معارف تمدن‌ساز (پیشرو)

1393/9/27

مولفه‌های فرهنگی مدیریت جهادی

سلسله نشست‌های هم‌اندیشی مدیریت جهادی و معارف تمدن‌ساز (پیشرو)

سبب: سلسله نشست‌های هم‌اندیشی مدیریت جهادی و معارف تمدن‌ساز (پیشرو)، با استقبال و حضور جوانان و دانشجویان علاقه‌مند با موضوع مدیریت جهادی در محل اندیشگاه مدیریت جهادی برگزار می‌شود. در این جلسات، «مدیریت جهادی» و حوزه‌های مرتبط با آن، با رویکردهای مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و با حضور صاحب‌نظران مورد بحث قرار می‌گیرد.

نشست «مؤلفه‌های فرهنگی مدیریت جهادی» با سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا رجالی تهرانی، محقق و نویسنده مذهبی، برگزار شد که مشروح این نشست را در ادامه می‌توانید بخوانید.

 

مولفه‌های فرهنگی مدیریت جهادی

موضوعی را که خدمت شما هستیم درباره مسئله مؤلفه‌های فرهنگی مدیریت جهادی است. آنچه که مقام معظم رهبری به عنوان شعار امسال مطرح کردند و معمولاً هم وقتی که ایشان سالی را به یک نامی نام‌گذاری می‌کنند مجالس و کارگاه‌ها و همایش‌هایی از روی دغدغه‌ها برگزار می‌شود ولی اگر بخواهیم خودمانی بگوییم معمولاً نسبت به نام‌گذاری‌ها اتفاق ویژه‌ای در این کشور نمی‌افتد. یکی از گله‌مندی‌های خود رهبر معظم انقلاب هم همین است که این نام‌گذاری‌ها برای این است که حرکتی شود و دردی بر طرف شود و مشکلی را بتوان بر طرف کرد و از این جهت که معمولاً جمع‌هایی گذاشته می‌شود و همایشی و برنامه‌هایی از این جهت ما می‌توانیم بگوییم یک به سخنان آقا توجهی می‌شود اما اینکه تا چه حدی اثرگذار است و چه مشکلی را حل می‌کند ما خیلی در این زمینه کارنامه خوبی نداریم.

مدیریت جهادی هم همین‌طور ممکن است که برخی مدیران ما به دلیل روحیه خاصی که دارند پیش‌تر جهادی عمل می‌کردند باز هم جهادی عمل کنند، اما به عنوان یک فرهنگ در مدیریت ما آن‌طور که باید و شاید مشاهده نمی‌شود. الآن برخی از وزرا را ما می‌بینیم که به واقع جهادی کار می‌کنند اما بخش مهمی هم یک مدیر معمولی هستند. به هر تقدیر به نظر می‌آید که این نام‌گذاری‌هایی که از طریق حضرت آقا انجام می‌شود خیلی هوشمندانه است. مسائل رصد می‌شود چالش‌ها و مشکلاتی که در جامعه وجود دارد با مشورت‌هایی که انجام می‌دهند مورد توجه ایشان قرار می‌گیرد نام‌گذاری می‌شود تا یک خیزشی در جهت توجه به این زمینه صورت بگیرد. به هر تقدیر این تلاش را که در این مکان توسط دوستان انجام می‌گیرد ما قدر می‌نهیم.

 

تعریف مدیریت جهادی

مدیریت جهادی طبیعی است که تعاریف مختلفی هم از آن ارائه می‌شود به هر تقدیر وقتی که فعالیت‌های دسته‌جمعی رهبری و کنترل شود و کنترل و رهبری این فعالیت‌های دسته‌جمعی به نوعی مبتنی بر مبارزه و تلاش پیگیر باشد با یکسری مؤلفه‌هایی که در مکتب اسلام و دین اسلام مطرح شده است به ظاهر ما این را می‌توانیم مدیریت جهادی بگوییم؛ یعنی افرادی باشند که در عرصه‌های مختلف علمی، اقتصادی و فرهنگی برای رسیدن به اهداف راهبردی که مشخص می‌شود و برای جامعه و مملکت و کارهای کلان و اساسی و ریشه‌ای که باید انجام بگیرد با مؤلفه‌هایی که در دین برای مدیران یک جامعه اسلامی و خصوصاً شیعی مطرح می‌شود وقتی این اتفاق بیفتد ظاهراً یک مدیریت جهادی صورت می‌گیرد و یک مدیر مجاهد هم رقم می‌خورد.

 جایی که بحث مدیریت جهادی باشد باید مدیران ما هم مجاهد باشند؛ و کاری که آن‌ها انجام می‌دهند در واقع جهاد فی سبیل‌الله می‌شود؛ و بسیار هم ارزشمند می‌شود و طبیعی است که یکسری معیارها و مؤلفه‌ها و نشانه‌ها و شاخص‌ها باید در این مدیریت وجود داشته باشد که این مدیریت جهادی حقیقت پیدا کند.

 

پیشینه مدیریت جهادی

من مطالعه‌ای در این زمینه داشتم و در این مطالعات می‌دیدم که مؤلفه‌های فرهنگی خیلی زیاد است. هم در قرآن هم در روایات وجود دارد و هم رصدی که نسبت به مسائل مدیریتی می‌شود به این نتیجه می‌رسیم که مؤلفه‌ها زیاد است؛ و اگر این مؤلفه‌ها هم به واقع در مدیریت جهادی و در مدیران مجاهد ما نقش بگیرد به واقع یک تحول اساسی در مدیریت جامعه اسلامی و مدیریت کلان ایجاد می‌کند. در قرآن کریم هم توجه زیادی به مسائل مدیریتی شده است هم به معنای اعم و هم به معنای اخص آن مورد توجه قرار گرفته است و این‌طور که نقل می‌کنند حدود ۳۰۰ آیه در قرآن کریم است که یا مستقیم یا به اشاره و ایما به مسئله مدیریت توجه کرده است و خود این هم مسئله قابل توجهی است که در رابطه با انبیا و اولیا و شخصیت‌های اثرگذار در قرآن کریم مسائلی مطرح شده است که نشان‌دهنده مدیریت‌هایی است که از طرف این بزرگواران صورت گرفته است و برخی مدیریت جهادی هستند. کاری که ذوالقرنین کرد و مدیریتی که داشت و سدسازی‌هایی که کرد با ویژگی‌هایی که کار ذوالقرنین داشت. یک فردی به نام ذوالقرنین است که شهرها را سفر کرد و مدیریت کرد و سازندگی‌های ارزشمندی انجام داد و ویژگی‌های بسیار جالبی هم داشته است.

هم هوش و استعداد سرشاری داشته است و هم مدیریتش بسیار قوی بوده است و هم تکیه‌گاهش مردم و تمامی استعدادهای مردمی بوده است نوآوری در کارهایش زیاد بوده است و اخلاص در کارهایش موج می‌زده است و کار را هم برای مادیات انجام نمی‌داده است. یا برای مثال حضرت یوسف. ایشان هم یکی از مدیرانی است که در قرآن به آن توجه شده است و نوع مدیریتش هم خاص خودش است که خودش در مهلکه قرار می‌گیرد و خودش بسیاری از کارها را مباشرتاً انجام می‌دهد. دیگران مدیریت می‌کند پیشنهاد می‌دهد و حکومت را در مسیر مدیریت خودش قرار می‌دهد یعنی بسیار ذی‌نفوذ بوده است و کارهایی که انجام داده است باز نشان‌دهنده سبک مدیریت جهادی است که خود حضرت یوسف علیه‌السلام داشته است. از این قبیل مسائل در جریان خود حضرت موسی نکات قابل توجهی است؛ و همه این‌ها نشان‌دهنده نوعی مدیریت است که حتی در قرآن کریم در ماجرای حضرت یوسف آمده است که حضرت یوسف به پادشاه پیشنهاد می‌دهد که اجْعَلْنِی عَلَی خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ. من را بر منابع این سرزمین کن زیرا من هم حفیظم و هم علیم هستم. در اینجا می‌بینیم که در نگاه قرآن حتی اگر کسی باشد که در نگاه قرآن و مدیریت جهادی اگر کسی دارای ویژگی‌هایی است که می‌تواند گوشه‌ای از مسائل را بگیرد مدیریتی در جامعه دینی انجام دهد می‌تواند خود را برای مدیریت عرضه کند. اینجا کاری که حضرت یوسف انجام داده است این است که برای خدمت‌رسانی توانایی خودش را برای مدیریت عرضه می‌کند به نزد پادشاه رفته و می‌گوید من قابلیت‌هایی دارم و می‌توانم مدیریت کنم لذا اگر می‌خواهی من را مدیر و مسئول کن که من بتوانم کارهایی را انجام دهم.

البته برای این کار دو معیار اساسی وجود دارد یکی اینکه حفیظ باشی و دیگری اینکه علیم باشی؛ یعنی کسی که بتواند از اموال درست استفاده کند و منابع را هدر ندهد. اسراف نکند تبذیر نکند منابع را بی‌جهت خرج نکند این حفیظ است. علیم باشد یعنی دانایی این کار را داشته باشد؛ بنابراین در نگاه قرآنی و از زاویه مدیریت جهادی اگر کسانی باشند که قابلیت این کار را داشته باشند و بدانند که یک کاری را می‌توانند انجام دهند هیچ مانعی ندارد که توانایی خود را عرضه کنند و بتوانند خودشان را پیشنهاد دهند.

از این نگاه شما می‌بیند که آیات و روایات نشانه‌هایی از این مؤلفه‌ها است و یا اینکه حضرت موسی وقتی دعا می‌کند رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی این‌ها همه یک‌جورهایی اشاره به آن ویژگی‌ها و مؤلفه‌ها دارد کسی که می‌خواهد جامعه‌ای را مدیریت کند بین اعضا هماهنگی کند با این رویکردهای خاصش باید به هر حال شرح صدر داشته باشد و دیگر ویژگی‌هایی که در آیات آمده است.

 

مولفه‌های فرهنگی

کلیاتی در این زمینه است که ما حال چون زیاد فرصت نداریم می‌خواهم یک تعدادی از این مؤلفه‌هایی را که خدمت عزیزان جمع کردم بیان کنم. یک بخشی خود حضرت آقا بیان کردند به عنوان مؤلفه‌های مدیر جهادی که طبیعی است بخشی به مسائل فرهنگی بر می‌گردد و بخشی خیر. لذا ما اگر می‌گوییم مؤلفه‌های فرهنگی مدیریت جهادی می‌تواند مؤلفه‌های فرهنگی مدیریت جهادی در عرصه فعالیت فرهنگ هم به حساب بیاید یعنی زمانی مدیریت جهادی در عرصه فرهنگ است در عرصه سیاست است. مدیریت جهادی در عرصه اقتصاد است و در عرصه علم است. در عرصه کشاورزی است.

زمانی بحث روی این است که مؤلفه‌های فرهنگی برای خود مدیریت جهادی چیست؛ یعنی کسی که می‌خواهد مدیر مجاهد باشد چه مؤلفه‌های فرهنگی باید داشته باشد و چه مؤلفه‌های فرهنگی باید رعایت کند. تعدادی را خود حضرت آقا بیان کردند تعدادی بر اساس آیات و روایات معلوم می‌شود که ما به آن‌ها اشاره‌ای می‌کنیم.

 

خودسازی و تزکیه

اگر خودسازی و تزکیه و کسب تقوا در یک فرد ایجاد نشده باشد تمامی کارهای دیگرش تحت شعاع قرار می‌گیرد؛ یعنی نمی‌تواند مدیر مجاهد باشد

یکی از این مسائلی که در واقع پایه هر گونه مدیریت جهادی به حساب می‌آید یعنی اگر کسی می‌خواهد مدیر مجاهد باشد کسی که می‌خواهد مدیریت جهادی کند. یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌هایش خودسازی و تزکیه است که این البته ریشه اخلاقی دارد اما چون پایه و اساس است بین تمام عرصه‌های مدیریت جهادی مشترک است؛ یعنی کسی می‌تواند مدیریت جهادی کند و مدیر مجاهد است که در مرحله اول بتواند تزکیه کند در مرحله اول بتواند خودسازی کند اگر خودسازی و تزکیه و کسب تقوا در یک فرد ایجاد نشده باشد تمامی کارهای دیگرش تحت شعاع قرار می‌گیرد؛ یعنی نمی‌تواند مدیر مجاهد باشد یک جاهایی ممکن است که وسوسه‌ها دخالت کند یک جاهایی سلایق شخصی را به منافع عمومی و مصلحت‌ها ترجیح دهد و یک جاهایی او را غرور فرار بگیرد به دلیل برخی از موفقیت‌هایش و اگر این خودسازی صورت نگرفته باشد یکجاهایی وقتی با موانعی مواجه می‌شود احساس سستی می‌کند دیگر نمی‌تواند کار را استمرار دهد دیگر نمی‌تواند مقاومت در برابر مشکلات داشته باشد بنابراین پایه و اساس مدیر مجاهد خودسازی است؛ این شرط اولیه است که اگر این باشد موارد دیگر هم می‌تواند نقش خودش را درست ایفا کند و اگر نباشد مسلماً در این مسیر و در این مدیریت مشکلات بعضاً جدی‌ای هم به وجود خواهد آمد.

 

خدمت با نیت الهی

 نکته بعدی که از مؤلفه‌های فرهنگی به حساب می‌آید خدمت با نیت الهی است یعنی کسی که می‌خواهد مدیریت جهادی کند یکی از مؤلفه‌های فرهنگی آن خدمت‌رسانی است یعنی به انگیزه خدمت باید کار کند بقول بزرگان تشنه خدمت باشد نه شیفته قدرت اگر قرار باشد که قدرت نقش ایفا کند موقعیت اجتماعی نقش ایفا کند مسلماً این مدیریت نمی‌تواند مدیریت جهادی باشد اصلاً وقتی جهاد در میان می‌آید یکی از پایه‌های آن خدمت است آن هم خدمت با نیت الهی لذا هرجایی که بحث جهاد است فی سبیل الله هم کنارش است؛ یعنی باید بگویید جاهدوا فی سبیل الله اگر قرار باشد که جهاد باشد اما فی سبیل الله نباشد این ارزشی ندارد خیلی‌ها هستند که جهاد می‌کنند قیام می‌کنند ولی حال یا به انگیزه وطن‌پرستی است یا به انگیزه‌های گروه‌های متعصب است یا حتی افکار انحرافی که افراد دارند به خیال اینکه دارند خدمت می‌کنند دارند به یک جامعه‌ای ضربه هم می‌زنند لذا یکی از مؤلفه‌های مدیریت جهادی خدمت با نیت الهی است که در این زمینه باید مورد توجه قرار بگیرد دنبال کسب مال و مقام دنیایی نباشد برای رضای خدا برای خدمت‌رسانی به مردم باشد.

 

پرهیز از فساد

عامل تداوم و بقای مدیریت جهادی یکی از عوامل آن همین پاک دستی است یعنی افراد به گونه‌ای عمل کنند که بتوانند از فساد پرهیز کنند

مؤلفه دیگر پرهیز از فساد و مراقبت از انحراف است یعنی باید سعی کند که مراقبت کند از اینکه فسادی به وجود نیاید پاک‌دستی باید جلوه کند و اصلاً عامل تداوم و بقای مدیریت جهادی یکی از عوامل آن همین پاک‌دستی است یعنی افراد به گونه‌ای عمل کنند که بتوانند از فساد پرهیز کنند مراقبت انحراف‌هایی که ممکن است هم در عرصه مالی و هم در عرصه‌های دیگر صورت بگیرد از این‌ها مراقبت کنند این هم یکی از مؤلفه‌های فرهنگی که اگر شما می‌بینید که یک جاهایی گله‌مندی‌هایی نسبت به بعضی از مدیریت‌ها صورت می‌گیرد بخش مهمی از این گله‌ها و شکایت‌ها و ناراحتی‌ها به دلیل برخی انحراف‌ها و فسادها است که ممکن است در بدنه مدیریت اجرایی به وجود بیاید ممکن است در رأسش مدیر اجرایی این کار را نکند ولی وقتی کسانی که زیر مجموعه او کار می‌کنند مورد مدیریت صحیح قرار نمی‌گیرند و آن‌ها باعث می‌شوند که یکسری انحرافات ایجاد کنند کل مجموعه را زیر سؤال می‌برد و نارضایتی در جامعه را بالا می‌برد.

 

پرهیز از تجمل‌گرایی

یکی دیگر از این موارد پرهیز از تجمل‌گرایی کامل و به نوعی گرایش کامل به ساده‌زیستی است. از ویژگی‌های مهم فرهنگ مدیریت جهادی ساده‌زیستی است سادگی کامل است؛ یعنی کسی که می‌خواهد مدیریت جهادی کند و مدیر مجاهد باشد باید ساده‌زیست باشد ساده‌زیست به این معنا که تعلقات او را اسیر و در بند خود نکند اگر انسانی تعلقاتی مادی داشته باشد آنجاهایی که لازم است برش داشته باشد و آنجاهایی که لازم است کار جهادی کند این تعلقات دست و پای او را می‌گیرند خیلی از افراد هستند که زمانی که تعلقات به میان آمد در آزمایش‌ها و در امتحانات خودشان مردود شدند. این تعلقات مانند غل و زنجیری است که وقتی به دست آدم‌ها بیفتد این‌قدر این را سنگین می‌کند که اجازه ندهد آن تصمیم جهادی را بگیرد و یک جاهایی لازم است که مجاهدانه جلو برود و حتی با بعضی پیشنهادهایی که در این زمینه وجود دارد مقابله جدی کند افراد اگر در این زمینه کار نکرده باشند اگر این مؤلفه در آن‌ها نمود پیدا نکرده باشد ممکن است که با پیشنهادهای کم، ناراحت هم شوند اما اگر پیشنهاد بالاتر برود ممکن است که پاهایشان سست شود. بعضاً اگر روی خودشان کار نکرده باشند قیمت‌هایشان متفاوت است؛ یعنی اگر یک میلیون پیشنهاد بدهند ناراحت هم شود اما ممکن است که سقفش تا 10 میلیون باشد. ممکن است سقفش 10 میلیون و یا بیشتر باشد لذا داشتن تعلقات یکی از آفات مهم مدیریت جهادی است برای همین در فرهنگ ما نیز تأکید زیادی روی این مسئله شده است مولوی هم یک شعر زیبایی دارد که می‌گوید: «آب گل خواهد که در دریا رود/ گل گرفته پای او را می‌کشد» یعنی یک مبارزه‌ای بین آب و گل است وقتی که آب گل‌آلود می‌شود آب گل‌آلود سنگین است روان و جاری و ساری و سبک نیست حتی اگر بخواهد به دریا برود این سنگینی اجازه به او نمی‌دهد. وقتی انسان تعلق پیدا کند مثل این آب گل‌آلود است که دیگر نمی‌تواند جهاد کند دست خودش نیست دیگر خیلی‌ها که می‌خواستند جهاد کنند‌ به دلیل مسائل دنیوی نتوانستند حرکت کنند. لذا شما می‌بینید که یکی از ویژگی‌های برجسته مدیران بزرگ مانند امیر المومنین علیه‌السلام همین بود. یک سخنی هم امیرالمؤمنین دارد که درباره دوری از تجمل بیان می‌کند، حضرت می‌فرماید: من آمدم مدیریت شما را کنم حال اگر شما من را کنترل کنید من و زندگی و وضعیت مادی من را رصد کنید و کنترل کنید ای مردم کوفه زمانی که من از پیش شما رفتم و دیگر خلافت نداشتم اگر دیدید من رفتم اما با چیزی رفتم غیر از آنچه که با خود آورده بودم یعنی آنچه که به عنوان لوازم زندگی و مرکب و نیروهایی که پیرامون من بوده است اگر بر این‌ها چیزی اضافه شده است بدانید که من به شما خائنم. این یعنی کسی که می‌خواهد کار جهادی کند کسی که می‌خواهد رهبری و زعامت مسلمین را به عهده بگیرد کسی که می‌خواهد در جامعه دینی کار کند باید حواسش باشد قرار نیست برای خودش توشه جمع کند که اگر این کار را کند مشغول جمع‌آوری اموال می‌شود نه کار جهادی، نهایت تلاش و سعی‌اش را انجام می‌دهد چون جهاد یکی از معانی جدی و لغوی و ریش‌هایش سعی و تلاش بسیار زیادی است که انسان از خود نشان دهد نهایتش این است که تمامی جهاد و تلاشش می‌رود برای جمع اموال، هر چقدر هم آدم‌ها در این زمینه تلاش کنند طبیعی است که اشتیاق و ولعشان بیشتر می‌شود هر کسی هم که می‌گوید من قوی‌تر از دیگران هستم و این‌طور نیست فکر می‌کند وقتی که دنیا سراغش آمد آن موقع معلوم می‌شود که چند مرده حلاج است.

 اکثر انسان‌ها وقتی دنیا به آن‌ها رو کرده است پایشان لغزیده است. کسانی که در جبهه‌های جنگ رشادت‌ها و ایثارها و فداکاری‌ها کردند و آمدند آرام‌آرام در مسائل مادی دنیا حل شدند. تجملشان هم دارد افزایش پیدا می‌کند. زندگی دنیا به ویژه دنیای امروزی هم کلاً انسان‌ها را به این سمت‌وسو دارد هل می‌دهد. دیگر خیلی از ما دست خودمان نیست. دارد خیلی از انسان‌ها را هل می‌دهد به سمت تجملات و اگر انسان‌ها خودشان را جمع‌وجور نکنند. زمانی چشم باز می‌کنند و می‌بینند که کس دیگری شده‌اند. حال شما تصور کنید که یک مدیر به ویژه در عرصه‌های کلان و بالا اگر اسیر چنین چیزهایی شده باشد. آن زمان طبیعی است که منافات دارد ضد مدیریت جهادی است. پس این یکی از مؤلفه‌های بسیار مهم است پرهیز از تجمل‌گرایی و گرایش کامل به ساده‌زیستی که دنبال مدیر بودن نباشد دنبال مدیریت کردن باشد آن هم با همین مؤلفه‌هایی که خدمتتان عرض شد.

 

از خودگذشتگی

یکی دیگر از این مؤلفه‌های فرهنگی در این زمینه این است که در مدیریت جهادی مدیر باید سعی و تلاشش در این باشد که بتواند در این زمینه برای هدف مقدسی که دارد حتی اگر لازم شد از جان و مال خود هم مایه بگذارد نه تنها مدیریت جهادی یا مدیر مجاهد کسی نیست که برای خودش زاد و توشه مادی جمع کند و به فکر این چیزها نیست بلکه این عادلی را در خودش ایجاد کرده است که اگر لازم باشد از خودش و از اموالش هم برای اینکه بتواند کار را انجام دهد هزینه کند. این یکی از ویژگی‌های اولیای خدا است کسانی که این کار را انجام می‌دهند حتی از خودشان هزینه می‌کنند کسانی که از جیبشان مایه می‌گذارند از آبرو خودشان می‌گذارند برای اینکه بتوانند کاری را انجام دهند چون کار، کاری جهادی است و کاری ارزشمند است. نه تنها مجالی برای ارتقای مادی خودشان فراهم نمی‌کنند بلکه بستر را فراهم می‌کنند این آمادگی را در خودشان ایجاد می‌کنند که اگر لازم باشد از خودشان هزینه کنند. برای اینکه بتوانند این کار را انجام دهند زیرا آن خودسازی صورت گرفته است کار را فی سبیل الله می‌بیند مسئله مادی نمی‌بیند که اگر اینجا هزینه کردم و کسی ندید بنابراین از جیب و آبرویم رفته است چون کار را برای خدا انجام می‌دهد و مجاهدانه انجام می‌دهد طبیعی است که در این زمینه آنچه که لازم باشد حتی از خودش هم ممکن است که هزینه کند.

 

استواری و ایستادگی

مورد دیگر و مؤلفه دیگر استواری و ایستادگی در مسیر است یک جورهایی تداوم در کار و استقامت در کار یکی از این مؤلفه‌ها است. چون انسان وقتی می‌خواهد کاری را انجام دهد قطعاً با موانعی مواجه می‌شود حال موانعی که دست خودش نیست یا موانعی که برای او ساخته می‌شود. الآن ما در یک جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که این کار برایمان کاملاً محسوس و ملموس است هر کاری که می‌خواهی انجام دهی یا برای آن مانع می‌سازند یا مانع می‌تراشند. نمی‌گذارند این کار انجام بگیرد و طبیعی است که اگر این استقامت و استواری وجود نداشته باشد و اگر این پایداری و این تداوم وجود نداشته باشد قطعاً کارها به ثمر نمی‌نشیند کاری که نیمه‌کاره بماند ضد کار جهادی است کار جهادی کاملاً تناقض دارد با ناقص بودن کار. نمی‌شود که کار را انجام داد و ناقص انجام داد این اصلاً کار جهادی به حساب نمی‌آید؛ بنابراین اینکه ما تلاشمان را می‌کنیم و نمی‌شود یک بحث دیگری است ولی اینکه ما تلاش را شروع کنیم بعد خودمان کم بیاوریم و کار قطع کنیم این کاملاً منافات دارد با بحث مدیریت جهادی، لذا استقامت در کار بسیار مهم است سعه‌صدر داشتن مهم است. ظرفیت وجودی بالایی داشته باشد به محض روبرو شدن با مانع درجا نزند و مأیوس نشود این‌ها از ویژگی‌های مدیر مجاهد است باید در این زمینه تلاش کند.

حضرت امیر می‌فرماید: ابزار ریاست سعه‌صدر است. کسی که ظرفیتش بالا باشد این می‌تواند کار جهادی کند اگر ظرفیتش کم باشد به محض اینکه ناملایمات می‌بیند به محض اینکه تعریف و تمجید نمی‌بیند به محض اینکه موانعی سر راهش می‌بیند همه چیز را رها می‌کند؛ اما اگر این سعه‌صدر داشته باشد خداوند هم در قرآن می‌فرماید که گفتن و استقامت کردن هر دو در کنار هم باید وجود داشته باشد که بتواند برای رضای خدا کار را انجام دهد و در این زمینه بتواند استقامت هم از خود نشان دهد.

 

جوان‌گرایی و اعتماد به نسل جوان

یکی دیگر از این مؤلفه‌هایی که برای مدیریت جهادی می‌توانیم در نظر بگیریم جوان‌گرایی و اعتماد به نسل جوان است

یکی دیگر از این مؤلفه‌هایی که برای مدیریت جهادی می‌توانیم در نظر بگیریم جوان‌گرایی و اعتماد به نسل جوان است. بالاخره جهاد در درون خود یک قدرت و توانایی استعدادهایی و پتانسیل‌های خاصی را لازم دارد ممکن است که فردی که سنش بالا رفته است محاسن و موی سرش سفید شده است این هم کارهای جهادی انجام دهد ممکن است ولی طبیعی است که کسی که می‌خواهد مدیریت جهادی کند باید قدرت و جهاد را هم داشته باشد یعنی اگر یک کار کرد نفسش بند نیاید و خسته نشود. لذا در تعابیر قرآن هم ما داریم خداوند وقتی در قرآن مباحثی را در این زمینه بیان می‌کند مثلاً در رابطه با مدیریت می‌فرماید هم علم داشته باشد هم جسمش قوی باشد. حضرت امیر هم می‌گوید در دعای کمیل که جوارح من را قدرتی بده که در راه تو خدمت کنم. لذا کار کردن قدرت می‌خواهد. از این جهت در جوانان این توان و قدرت و نوآوری زیاد وجود دارد. یکی از مؤلفه‌ها استفاده از توان استعداد جوانان است جوان‌گرایی و اعتماد به نسل جوان در مدیریت بسیار مهم است پیامبر هم این کار را انجام می‌داد ائمه هم این اعتماد را بسیار داشتند.

این اعتماد به جوانان از مؤلفه‌های مدیریت جهادی به حساب می‌آید که این‌ها بتوانند در کنار مدیران با تجربه قرار بگیرند یعنی بعضی مواقع ممکن است که ما کارهای خیلی بزرگ را هم نبینیم که انجام می‌شود اما ممکن است که این‌ها در کنار مدیران با تجربه قرار می‌گیرند تجربیات آن‌ها را هم کسب می‌کنند به‌زودی خودشان می‌توانند مدیران مجربی شوند به علاوه قدرت‌هایی که دارند. ما اگر در نظر بگیریم مدیریت‌هایی که در دفاع مقدس صورت گرفت شما می‌بینید که اکثر قریب به اتفاق فرماندهان ما در جبهه‌ها همین نیروهای جوان بودند. شهیدان همت، باکری، باقری و ... جوان بودند و فرماندهان قابلی هم بوده‌اند موفقیت‌های بزرگی را هم به دست آوردند این اعتماد کردن می‌تواند یکی از مؤلفه‌های بسیار مهم باشد در رابطه با مؤلفه‌های فرهنگی مدیریت جهادی که باید توجه قابل تأملی به آن شود.

 

مدیریت جهادی قانونمند است

یکی دیگر از این مؤلفه‌ها ممکن است فکر کنند که جهادی یعنی بولدوزری بزن و برو. مدیریت جهادی این نیست آن توان آن جهاد گونه عمل کردن سستی نکردن همه این‌ها وجود دارد اما به معنای قانون‌مند عمل نکردن نیست اتفاقاً مدیریت جهادی اگر برنامه‌ریزی درست و قانون‌مند نباشد نمی‌تواند به ثمر برسد آن چیزی هم که رهبری معظم به آن تأکید دارند مدیریت جهادی قانونمند است؛ یعنی بر اساس ضوابط باشد لذا یکی از این مؤلفه‌ها توجه به کیفیت و قانونمندی است یعنی اگر کسی می‌خواهد مدیریت جهادی کند باید به کیفیت هم توجه کند این‌طور نباشد که اگر کسی گفت ما می‌خواهیم مدیریت جهادی کنیم چه کار کنیم هر چه سریع‌تر در کمترین زمان ما باید این کار را انجام دهیم نتیجه می‌شود یک خودرو بیرون بیاید برای مثال دنده‌عقب ندارد. در جامعه ما کار خیلی زیاد شده است اما بحث این است که ما خیلی جاها به عنوان کار جهادی از کیفیت زدیم کار را خراب کردیم و این‌ یکی از آسیب‌ها است که باید به آن توجه شود کار جهادی به معنای بی‌کیفیت بودن نیست. اتفاقاً کار جهادی یعنی مستمر باش و با کیفیت. کار جهادی بی‌قانونی نیست ،کار جهادی یعنی با قانون اما مستمر جلو برو. این هم یکی از مؤلفه‌های بسیار مهم است؛ که باید به آن توجه ویژه‌ای شود که اگر این‌طور نباشد ممکن است که مشکلات زیادی به بار بیاورد.

 

اعتقاد به یاری الهی

یکی دیگر از مؤلفه‌ها اعتقاد به نصرت و یاری الهی است خداوند متعال یاری می‌کند آن‌کس که می‌خواهد کار جهادی کند باید بداند که خداوند کار مجاهد را می‌بیند وقتی مدیر مجاهد کار را برای خدا و دین خدا می‌کند می‌داند خداوند فرموده است که ان تنصرلله ینصرکم. یاری کردن خدا یعنی یاری کردن دین خدا. لذا اعتقاد داشتن به یاری خدا یکی از نشانه‌های مدیریت جهادی است. وجدان کاری که می‌تواند همپوشانی داشته باشد با دیگر مسائلی که عرض شد مسئله مهمی است. چند سال پیش هم مقام معظم رهبری یکی از نکاتی که رویش خیلی تأکید کردند بحث وجدان کاری بود که افراد بتوانند در کارهایی که انجام می‌دهند وجدان بر کارها حاکم باشد. کسی که چنین روحیه‌ای داشته باشد دیگر نیاز به کنترل ندارد. دیگر نیاز به این ندارد افرادی باشند که کار او را ارزیابی کنند. افرادی باشند رفت‌وآمد او را کنترل کنند. وجدانی در او هست که هر کاری که از دستش بر بیاید دریغ نمی‌کند.

لذا وجدان کاری یک نگهبان درونی برای هر انسانی است که وقتی وجود داشته باد هیچ انسانی در کاری که باید انجام دهد کم نمی‌گذارد و در واقع در قبال کارهایی که باید انجام دهد خودش را متعهد می‌داند. نکته دیگری که بیان کنم این است که در این زمینه ترجیح منافع جمعی بر منابع فردی و گروهی یکی دیگر از این مؤلفه‌های فرهنگی است یعنی کسی که می‌خواهد کار جهادی کند باید ظرفیتش آن‌قدر بالا رفته باشد که منافع خودش را و منافع گروهش را بر منافع جمعی ملی و مردمی ترجیح ندهد.

بعضی هستند که منافع شخصی خود را نمی‌بینند اما منافع گروهی خود را ترجیح می‌دهند این هم اشتباه است این هم با مدیریت جهادی منافات دارد با مدیریت جهادی با این معنایی که ما داریم عرض می‌کنیم حتی اگر منافع گروهی را بخواهد تأمین کند و منافع جمع را در معرض آسیب قرار دهد خدشه‌ای به آن وارد کند این مدیر، مدیر مجاهدی نیست مسلماً کسی که در این زمینه حرکت می‌کند منافع جمع را بر منافع خودش و گروهش ترجیح می‌دهد؛ یعنی اگر کسی که در گروهی و حزبی است و منافع گروه و حزب را در تصمیم‌گیری‌ها مداخله می‌دهد این مدیر مجاهد نیست.

 

نسبت عزم ملی با مدیریت جهادی و فرهنگ

 آقا می‌خواهند بفرمایند که اگر در جامعه یک کار جهادی صورت بگیرد دو پایه مهم دارد یکی مدیران یکی مردم. اگر مدیران جهادی عمل کنند ولی مردم پا به پا نیایند نتیجه نمی‌دهد؛ بنابراین کار جهادی هم عزم ملی می‌خواهد و هم مدیریت جهادی.

تعداد دیدگاه ها0