إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا 84 الكهف

سلسله نشست‌های هم‌اندیشی مدیریت جهادی و معارف تمدن‌ساز (پیشرو)

1393/8/30

مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی

سلسله نشست‌های هم‌اندیشی مدیریت جهادی و معارف تمدن‌ساز (پیشرو)

سبب: سلسله نشست‌های هم‌اندیشی مدیریت جهادی و معارف تمدن‌ساز (پیشرو)، با استقبال و حضور جوانان و دانشجویان علاقه‌مند با موضوع مدیریت جهادی سه‌شنبه هر هفته در محل اندیشگاه مدیریت جهادی برگزار می‌شود. در این جلسات، «مدیریت جهادی» و حوزه‌های مرتبط با آن، با رویکردهای مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و با حضور صاحب‌نظران مورد بحث قرار می‌گیرد.
نشست « مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی » با سخنرانی دکتر محمد خوش‌چهره برگزار شد.
دکتر محمد خوش‌چهره استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران است و نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی را نیز در کارنامه خود دارد. خوش‌چهره در کمیته تدوین استراتژی IPU در ژنو - بین‌المجالس (سازمان تجارت جهانی WTO) و اتحادیه جهانی مناطق آزاد (پردازش صادرات) WAEPZ عضویت علمی داشته و عضویت در کمیته نخبگان اقتصاد ایران و هیئت مؤسس انجمن اسلام و توسعه از سوابق وی است. سرپرستی مؤسسه توسعه و تحقیقات اقتصادی دانشگاه تهران، عضویت در شورای پژوهشی دانشگاه تهران، عضویت در شورای مرکزی پارک علمی و فناوری دانشگاه تربیت مدرس و عضویت در شورای سیاست گذاری پژوهشی مرکز پژوهش‏های مجلس شورای اسلامی از ظرفیت‌های علمی پژوهشی این عضو هیئت‌علمی بازنشسته است.
مشروح مباحث دکتر محمد خوش‌چهره در نشست «مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی» را که در محل اندشگاه مدیریت جهادی برگزار شد، می‌توانید در ادامه بخوانید:

 

اقتصاد مقاومتی چیست؟


http://sa-bab.ir/files/20141122092512-%D8%AE%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87%20(1).jpgبحث اقتصاد مقاومتی را من با چند موضوع جنبی آغاز می‌کنم. در این حوزه در جمع اساتید ۳۹ دانشگاه، در طرح ضیافت اندیشه که وزارت علوم داده است. طرحی که بر اساس اسم آن در سال یک هفته یا ۵ روز استادان جمع می‌شوند و یکی از دلایلش این است که استادان ارتقا و پایه بگیرند. مباحثی در حوزه معرفت‌شناسی، اخلاق و مباحث روز است و بعد هم پرسش و پاسخ؛ در آن سطح که بعضاً دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه که اکثراً از دانشکده اقتصاد بودند در یک جمع ۴۰۰ نفری خیلی بحثی چالشی‌ای است زیرا استادان در حوزه اقتصاد اطلاعاتی که دارند سؤال می‌کنند و خیلی سؤالات خوب و چالشی مطرح می‌شود. برای مثال یکی از سؤالات این بود که این اقتصاد مقاومتی در ادبیات اقتصادی نیست؛ یعنی شما کتاب‌های اقتصادی را می‌خوانید اقتصاد رقابتی و چه و چه و چه داریم اما اقتصاد مقاومتی در ادبیات اقتصادی نیست.


آینده‌پژوهی


پاسخ معمولاً این بود که درست است این بحث در ادبیات اقتصادی نیست و نظریات نئولیبرالی که امروز بر اقتصاد امریکا و اروپا و غیره حاکم است در مبانی نظری‌اش این واژه‌ها را نمی‌بینیم بحث بیشتر در سطح مدیریت استراتژیک است؛ زیرا من به غیر از اقتصاد رشته‌های دیگری مانند آینده‌پژوهی را در مقطع دکتری تدریس می‌کنم. در آینده‌پژوهشی که برنامه‌ریزی بحث آینده است شما باید تشخیص بدهید چه رویدادهایی در آینده می‌آید و روندها را تغییر می‌دهد. آینده به‌طور ساده یعنی از گذشته و حال به کجا برسیم. برنامه‌ریزی برای آینده، هر سطحی از برنامه‌ریزی ناظر بر آینده است. این برنامه‌ریزی بیشتر روند است. مثلاً مولفه‌های مختلف را در نظر می‌گیرید، شبیه‌سازی می‌کنید به آینده می‌رسید. در کنار آن اتفاقاتی می‌افتد که این روندها را تغییر می‌دهد. اصلاً ممکن است تحت تأثیر قرار بدهد. برای مثال تکنولوژی یکی از آن مسائلی است که روندها را تغییر می‌دهد. برای همین رویدادها خیلی مهم است که آدم بفهمد و در کنار این روند قرار دهد و آینده را پیش‌بینی کند. آینده‌پژوهی یکی از رشته‌های برتری است که اتفاقات و رویدادهایی که ممکن است در آینده اتفاق بیفتد یکی این است که در آینده نزدیک این ۴ رشته‌ای که به آن می‌گویند «های تک» یعنی تکنولوژی بالا، مانند نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، IT که این‌ها دارد تحولاتی ایجاد می‌کند مثلاً بیوتکنولوژی دارد روی سلول‌ها مهندسی ژنتیک به‌گونه‌ای کار می‌کند که الآن می‌گویند سلول‌های بنیادی که اگر به خیلی از سلول‌ها برسند می‌توانند اندام انسان را بازسازی کنند؛ یعنی با سلول‌های بنیادی ادعا این است که متوسط سن انسان را به ۳۰۰ سال برسانند. این یک رویداد است که اگر این رویداد اتفاق بیفتد این روندی که از زمان حضرت آدم تا اکنون بوده است تأثیر می‌گذارد. انسانی که متوسط عمرش ۳۰۰ می‌شود مناسباتش تغییر می‌کند کالبد و بنا و کارکردها تأثیر می‌گذارد. این تشخیص آینده با رشته آینده‌پژوهی است.


مدیریت استراتژیک

در نگاه استراتژیک که نگاه کنید اقتصاد مقاومتی معنا دارد؛ یعنی شما محیط اقتصاد ملی را نگاه می‌کنید. ضمن اینکه اقتصاد منطقه و جهان که روی اقتصاد ملی تأثیرگذار است را نیز نگاه می‌کنید


یکی از رشته‌هایی که خیلی مهم است مدیریت استراتژیک است. من در پاسخ دوستانی که گفتند اقتصاد مقاومتی در ادبیات اقتصادی نیست گفتم بله در ادبیات اقتصادی نیست. چون اقتصاد یک پیش‌فرض‌هایی دارد و در سطح نگاه می‌کند به معادلات عرضه و تقاضا و غیره نگاه می‌کند؛ بنابراین سیاست‌ها و رفتارهای خرد و کلان تبیین می‌شود اما مدیریت استراتژیک بالا می‌آید و فراتر از سطح از اوج به همه محیط می‌بیند.
استراتژیک یعنی این‌که اگر سیلی از دور می‌آیند و فلان منطقه خبر ندارد این نگاه استراتژیک تأثیر عوامل بیرونی بر اینجا را می‌بیند. استراتژیک به زبان ساده این است که محیط + محیط بیرونی؛ محیط بیرونی که روی محیط داخلی تأثیر می‌گذارد. برای مثال مدیریت استراتژیکِ یک بنگاه این است که جدا از اینکه خود و فعالیت و سازمان را نگاه می‌کند رقبا را رصد کند و ببیند؛ یعنی محیط بیرونی تأثیرگذار روی فعالیت بنگاه تا عاقبت شرایط اقتصادی که بر فعالیت بنگاه تأثیر می‌گذارد، چنین نگاهی را استراتژیک می‌گویند.
در نگاه استراتژیک که نگاه کنید اقتصاد مقاومتی معنا دارد؛ یعنی شما محیط اقتصاد ملی را نگاه می‌کنید. ضمن اینکه اقتصاد منطقه و جهان که روی اقتصاد ملی تأثیرگذار است را نیز نگاه می‌کنید. افرادی که اقتصاد می‌خوانند عمده مباحث اقتصاد تحلیل‌های محیط اقتصادی است که تعاملات با محیط بیرونی دیده نمی‌شود. اسمش را می‌گذارند اقتصاد بین‌الملل؛ کارکردهای اقتصاد در محیط بین‌الملل را نگاه می‌کنند اما تعاملات محیط بیرون بر اینجا را نگاه نمی‌کنند.


مولفه‌های اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی اولین مقوله‌اش این است که افرادی که در حوزه اقتصاد هستند یک نگاه استراتژیک بر اقتصاد داشته باشند که محیط ملی اقتصاد یعنی ایران و کاردهای آن به اضافه تأثیرات محیط بیرونی را در نظر می‌گیرد


پس اقتصاد مقاومتی اولین مقوله‌اش این است که افرادی که در حوزه اقتصاد هستند یک نگاه استراتژیک بر اقتصاد داشته باشند که محیط ملی اقتصاد یعنی ایران و کاردهای آن به اضافه تأثیرات محیط بیرونی را در نظر می‌گیرد که این محیط بیرونی دو منظر دارد یک منظر محیط متعارف بیرونی است که در محیط بین‌الملل نگاه می‌کنید تعاملاتی که وجود دارد، کشورهایی که هستند، دادوستد، اصطلاحاً روابط بر مبنای منافع شکل می‌گیرد و روابط دوستانه است؛ و یک کشورهایی هم مانند امریکا، انگلیس و غیره که در یک تقابل با نظام جمهوری اسلامی هستند.
ریشه این تقابل چیست؟ ببینید اقتصادی که امروز در دنیا است تئوری‌ها و نظریاتی که به آن کلاسیک و نئوکلاسیک می‌گویند عمدتاً اقتصاد رقابتی است؛ یعنی اقتصاد آزاد مکانیسم قیمت‌ها، غیره و غیره که اگر بخواهیم این اقتصاد را تحلیل کنیم به اقتصاد رقابتی می‌رسیم؛ یعنی فرض می‌کنیم که در یک شرایط رقابت چه بنگاه‌ها و چه کشورها منافع هر دو ماکسیمایز می‌شود. اقتصاد رقابتی یک شرط دارد. عرضه‌کننده زیاد است اطلاعات شفاف است و ورود و خروج به اقتصاد آزاد است. به این‌ها پیش‌شرط اقتصاد رقابتی می‌گویند.
http://sa-bab.ir/files/20141122092650-%D8%AE%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87%20(2).jpgپیش‌شرط نکته مهمی است مانند شیمی که در شرایط آزمایشگاهی یکسری واکنش‌ها انجام می‌شود یعنی این شرایط نباشد چنین نمی‌شود. در اقتصاد که تمام این معادلات و فرمول‌ها هست فرض این است که در چه شرایطی هستیم در شرایط رقابتی هستیم. با این حال که اگر این شرایط رقابتی اختلال پیدا کند خیلی از رفتارهای اقتصادی چه خرد و چه کلان تغییر پیدا می‌کند از این رو در اقتصاد رقابتی این است که تولیدکنندگانی هستند که تولید می‌کنند و با هم رقابت می‌کنند و معتقد هستند که رقابت به نفع جامعه است. به نفع نظام اقتصادی است چرا چون چند کارخانه هستند که چنین فراورده‌ای تولید کنند این‌ها در رقابت سعی می‌کنند کیفیت را بهتر کنند و قیمت را به نفع مصرف‌کننده پایین بیاورند. برای اینکه قیمت را پایین بیاورند و کیفیت را بالا ببرند شدیداً به دنبال بهره‌وری بهتر هستند که سودشان را بالا ببرند؛ یعنی این پویایی اقتصاد را این‌گونه می‌گویند که اگر رقابت کنی کیفیت را بالا ببری و هزینه را پایین بیاوری و این‌ها؛ اما در همین دنیای اقتصاد رقابتی به شدت تلاش می‌شود که از ضعف، غفلت و از روش‌های مختلف رقیب استفاده کنند و آن را از میدان به در کنند یکی از این‌ها را در اقتصاد دامپینگ می‌گویند. دامپینگ یعنی کاهش کاذب، موقتی و غیر واقعی؛ یعنی تولیدکننده‌ای به‌طور غیر واقعی و کاذب و موقتی قیمت کالایی را نصف کند. دیگر تولیدکنندگان نمی‌توانند رقابت کنند و مجبور می‌شوند از میدان خارج شوند؛ یعنی دامپینگ‌کننده با تقبل هزینه‌ای بقیه را از میدان به در می‌کند و بعد که به بازار مسلط شد. با افزایش قیمت و تحمیل شرایط هزینه اولیه را جبران می‌کند. به این می‌گویند دامپینگ یعنی کاهش کاذب و غیر واقعی قیمت برای حذف رقبا، چین دامپینگ نمی‌کند قیمتش به‌طور دائمی پایین است. هزینه تولید در چین پایین است نیروی کار فوق‌العاده ارزان است. برنامه دارد که بازارها را بگیرد اما از طریق دامپینگ نیست. ممکن است که اگر تسلط پیدا کند قیمت‌ها را بالا ببرد اما دامپینگ با کار چین این تفاوت را دارد که چین از طریق کاهش هزینه‌ها قیمت را پایین میاورد، نیروی کار را استثمار می‌کند و دستمزد ناچیزی به نیروی کار می‌دهد. انرژی سیوینگ بالایی دارد و روش‌های دیگر پایین آوردن هزینه‌های تولید.
در اقتصاد رقابتی با اینکه به ظاهر فرض بر این است که اقتصاد خوبی است در دل آن یک اتفاق دیگر می‌افتد یک پله از رقابتی رد کنیم می‌شود اقتصاد تقابلی یعنی این‌ها اگر بتوانند در تقابل با هم رقبایشان را کنار می‌گذارند. مثلاً در شرکت‌های معروف نرم‌افزاری مثل مایکروسافت کارشان چیست؟ بیل گیتس به عنوان سرمایه‌دار اولیه برای اولین بار ویندوز را ابداع کرد و الآن رقیبش شرکت اپل است. شما به همین نگاه کنید حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پیش شرکت‌های زیادی بودند که در حوزه کامپیوتر کارهای نرم‌افزار نویسی و برنامه‌نویسی انجام می‌دادند. این‌ها استحاله و ادغام شدند در دل این ۲ شرکت احتمال دارد در آینده این ۲ هم در هم ادغام شوند؛ بنابراین یک اقتصاد رقابتی داریم که به ظاهر اقتصاد رایج دنیا است و در دل آن یک جریانی وجود دارد به نام اقتصاد تقابلی این تقابل یعنی از ضعف حریف استفاده می‌کنند هم خودشان را توانمند و نوآور و ... می‌کنند تا حریف را کنار بگذارند. پس اقتصاد می‌شود رقابتی- تقابلی.
حالا این تقابل در عرصه کشورهای دنیا بعضی مواقع به صورت تعارض و تهاجم می‌شود کاری که اکنون امریکا با تحریم‌ها با ما کردند در حقیقت اعلام جنگ و شمشیر کشیدن است. این می‌شود یک اقتصاد تهاجمی. در نهایت به اقتصاد جنگی می‌رسیم؛ بنابراین نظام اقتصادی جمهوری اسلامی در عین حال که در عرصه دنیا قرار دارد یک اقتصادی دارد رقابتی با خیلی از کشورها دادوستد دارد و در فضای رقابت و اقتصاد آزاد است در این حال با بعضی از کشورها در رأس آن امریکا و انگلیس و ... به دلیل تضاد منافع و ایدئولوژی در یک تقابلی که در حال حاضر تعارض و تهاجم است قرار دارد؛ بنابراین نظام جمهوری اسلامی از آنجایی که منابع و مخازن زیادی که در نفت، انرژی و معادن دیگر دارد دنیا به آن احتیاج دارد. ما هم متقابلاً به دنیا احتیاج داریم چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب مناسبات اقتصادی با خیلی از کشورها داشتیم به صورت متعارف با ظرفیت‌هایی که هر اقتصادی می‌تواند داشته باشد؛ اما در چنین فضایی یک حداقل تقابل و با بعضی‌ها تهاجم و تعارض با کشورهای در رأس آن امریکا و انگلیس داشتیم. به چه دلیل ما با انگلیس و امریکا و هم‌پیمانانشان تعارض و تقابل و شاید جنگ داشتیم. یکی ملی شدن صنعت نفت که در زمان مصدق انگلیس و امریکا تقابل و تهاجم با ما پیدا کردند. یک مصداق تعارض و تهاجم آن زمان بود؛ اما اکنون به چه دلیل این تعارض وجود دارد؟ یکی اینکه ایران به دلیل شعار استقلال که از ابتدا داشت در تقابل با امریکا و انگلیس و غیره قرار گرفت اما استقلال یعنی چه (موقعیت استراتژیک ایران که باید امریکا به ایران بها بدهد) موقعیت ایدئولوژیک؟ هژمونی در تضاد با منافع امریکا و انگلیس و غیره قرار گرفت. یک تعارض اعتقادی و ایدئولوژیک داشتیم یعنی چه؟ ایران در زمان پهلوی سرسپرده امریکا بود پس از انقلاب نه ابرقدرت غرب یعنی امریکا و هم‌پیمانانشان را پذیرفت و نه شوروی و شرق را پذیرفت ادعا کرد که جمهوری اسلامی است. این حرف برای هر دو ابرقدرت پذیرفتنی نبود. در آن مقطع جنگ سرد وجود داشت. یک جنگ تمام‌عیار میان بلوک شرق شوروی و کشورهای کمونیست و بلوک غرب. ما که دانشجو بودیم شاهد بودیم که خیلی از گرایشات مبارزان به سمت شرق و چه‌گوارا و اطلاقش به چپ گرچه چه‌گوارا چپ به آن مفهوم نبود و مصادره شده بود. یا خیلی از ایرانی‌هایی که می‌خواستند مبارزه کنند به فلسطین می‌رفتند در اردوگاه‌های چپ که ابتدا مسلمان هم بودند و مشی سوسیالیستی داشتند. از این دارم این نتیجه را می‌گیرم که بلوک غرب و شرق در تضاد بودند و جنگ ویتنام یعنی جنگ امریکا و شوروی بود که داشتند این‌ها انجام می‌دادند.
در این میان ایران شعار نه شرقی و نه غربی را داد که معلوم بود در تضاد جدی با این دو بلوک قرار می‌گیرد. مهم‌ترین اتفاقی که در این میان افتاد جنگ ۸ ساله بود. بخشی از نیروی هوایی صدام میگ روسی بود که از شوروی گرفته بود. موشک‌های اسکاد روسی بود. هواپیماهای میراژ فرانسوی بود، سوپرگان انگلیسی بود و شیمیایی‌هایی که صدام استفاده کرد آلمانی بود. آی‌واکس صدام امریکایی بود؛ یعنی یک اتحادی که همه سیاسیون و استراتژیست‌ها تعجب می‌کردند که چه شده است دو جبهه مقابل هم در مقابل یک جبهه به نام ایران مشترک شدند. این را ما تضاد ایدئولوژیک یا اعتقادی می‌گذاریم یعنی این‌ها به اسلام به عنوان یک نیرو بیاید. البته آن خط هنوز هم ادامه دارد. این جریان‌های داعش و این‌ها یک نوع اسلام‌ستیزی است؛ یعنی بدترین چهره از اسلام را بخواهند نشان بدهند می‌شود داعش؛ که اکنون هم معلوم شده است که دست‌پرورده خودشان بوده است.
لذا تا زمانی که نظام جمهوری اسلامی با این قانون اساسی باشد که ما اسلامیت اسلام را بخواهیم این در تقابل و تضاد با امریکا و غرب و غیره قرار می‌گیرد. دومی تضاد منافع است؛ یعنی دست امریکا و انگلیس از نفت و دیگر منافع قطع شده است. پس بنابراین این دو وجود دارد؛ بنابراین الآن هم اگر کسی این‌ها را می‌داند این را می‌داند که تضاد ما با امریکا صرفاً اتمی و ۵+1 نیست. اگر این حل شود دوباره ممکن است حقوق بشر و غیر مطرح شود. ما یک تضاد ماهوی با امریکا داریم یعنی ما باید یک چیزهایی را کنار بگذاریم که در رأس آن اسلامیت به مفهوم اسلام ناب است. ولی اساسی که قانون اساسی بر اساس آن شکل گرفته است یک تقابل با نظام سلطه دارد و اگر ما این را پذیرفتیم. پس ما دیگر در فضای آزاد نیستیم که یک نوع اقتصاد دوستان را بپذیریم.

کارکردهای اقتصاد پس از جنگ ژاپن نشان داده است که جلوه‌ای از اقتصاد مقاومتی است؛ اما معنی‌اش این است که اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی اقتصاد

 من چند مصاحبه داشتم با نیویورک‌تایمز، واشنگتن‌پست، آساهی و ... که چند سؤال جالب داشتند. این‌ها دیده بودند که من چند سال است که در مقطع دکترا اقتصاد دفاعی درس می‌دهم اقتصاد مقاومتی در ادبیات نیست اما شباهت‌های زیادی با اقتصاد دفاعی دارند. در آنجا اشاره کردند که اقتصاد مقاومتی چیست؟ این سؤال را روزنامه آساهی ژاپن پرسید که پاسخ دادم اتفاقاً کارکردهای اقتصاد پس از جنگ ژاپن نشان داده است که جلوه‌ای از اقتصاد مقاومتی است؛ اما معنی‌اش این است که اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی اقتصاد. ما یکی دو سال است که در کشورهای مسلط دنیا در اقتصاد تهاجمی و تعارضی هستیم. حال اقتصاد مقاومتی مقاوم‌سازی اقتصاد است. حال مقاوم‌سازی اقتصاد یعنی اینکه شما در اقتصاد خود یک نقاط ضعف بالقوه یا بالفعل دارید. باید این نقاط ضعف را که رقیب ممکن است از آن استفاده کند تشخیص دهید؛ بنابراین تشخیص نقاط ضعف مهم‌ترین مؤلفه اقتصاد مقاومتی است و حال در اقتصاد ملی ما از جمله نقاط استراتژیک و نقاط ضعف در اقتصاد ایران این است که درآمد ملی ما به نفت آن هم نفت خام وابسته است. در یک شرایط تقابل قطعاً رقیب سعی می‌کند از این نقطه ضعف استفاده کند و شما که خام فروش نفت هستی رقیب سعی می‌کند کانال‌های درآمد شما را دچار اختلال کند. یا تلاش کند نفت نخرند و تحریم کنند یا اگر هم خریداری شد سیستم را طوری مختل کند که این پول حاصله از فروش نفت را نتوانیم دریافت کنیم. اختلال در سیستم مالی، سوییفت و مسائل دیگر. این موضوع پیش از آنکه به هنر امریکا برگردد. به ضعف ما که اجازه استفاده از این نقطه ضعف را داده‌ایم بر می‌گردد. این هنر امریکا نبود که وقتی گفتند ما ایران را تحت فشار اقتصادی قرار دهیم وارد مذاکره می‌شود و چه و چه و چه، من به خبرنگار واشنگتن‌پست گفتیم که این هنر امریکا نبوده است بلکه این مال ضعف ما بوده است. ما رییس‌جمهورمان با گارد باز روی رینگ رفت گفت تحریم‌ها کاغذ پاره است و فلان و بهمان. این گفته شاید برای افکار عمومی بد نباشد اما گویی خود رییس‌جمهور وقت هم این گفته را باور کرده بود و لذا هیچ پیش‌بینی‌ای برای جلوگیری از آسیب‌های احتمالی تحریم‌ها نکرده بود. پس این هنر در قبل از اینکه هنر رقیب ما باشد ضعف ما و گارد باز ما بوده است.


نقاط ضعف و قوت اقتصادی ما

اقتصاد مقاومتی یعنی می‌خواهی در عرصه جهانی باشی اما کاهش وابستگی‌های تهدیدزا انجام می‌دهی


اقتصاد مقاومتی یعنی اینکه شما می‌خواهی در عرصه اقتصاد جهانی و رقابت و این‌ها باشی و تلاشت هم بر این است که مبادلات اقتصادی داشته باشی؛ اما برای کاهش ضربات با گارد بسته می‌روی. گارد بسته یعنی چه؟ گارد بسته یعنی هر کشوری به کشور دیگر وابسته است و هیچ کشوری در دنیا نمی‌تواند ادعا کند مستقل می‌تواند همه‌چیزش را خودش تأمین کند یعنی خودکفایی مطلق نداریم همه دنیا به همدیگر احتیاج دارند؛ اما در اقتصاد مقاومتی می‌شود کاهش وابستگی‌های تهدیدزا، اقتصاد مقاومتی یعنی می‌خواهی در عرصه جهانی باشی اما کاهش وابستگی‌های تهدیدزا انجام می‌دهی.
کاهش وابستگی‌های تهدیدزا یعنی چه؟ در پاسخ به خبرنگار ژاپنی گفتم ژاپن در خیلی منابع و امکاناتی که ورودی تولید هستند برای مثال انرژی وابسته است. برای مثال انرژی را ژاپن عمدتاً از خلیج‌فارس و خاورمیانه وارد می‌کند منتها با یک نگاه اقتصاد مقاومتی البته این نام را اقتصاد مقاومتی نمی‌گذارد ولی مفهوم عملی مدیریت استراتژیکش این است. ژاپن چه کار می‌کند، برای مثال ۳۰% از نفت را از عربستان می‌گیرد، ۲۰% از قطر ۲۰% از کویت ۱۵% از ایران و... چرا این کار می‌کند. کاهش ریسک و کاهش وابستگی. عربستان چند سال است که پیشنهاد می‌کند که می‌تواند مقداری که ژاپن از ایران می‌خرد را نیز خود تهیه کند؛ اما ژاپن زیر بار نرفته است. چون اگر بخواهد خودش را وابسته به یک کشور کند مانند لیبی که انقلاب شد. پدر اقتصاد ژاپن در می‌آید؛ یعنی یک اقتصاد پویایی دارد که تأمین منبع جدید نفت برایش در کوتاه‌مدت ممکن نیست؛ بنابراین ریسک را می‌شکند یعنی اگر یک کشوری این اتفاق افتاد می‌تواند ۲۰% یا ۱۵% را به نحوی حل کند. این می‌شود اقتصاد مقاومتی یعنی کاهش وابستگی‌ها. مفهوم اقتصاد مقاومتی کاهش وابستگی تهدیدزا است. وابستگی‌های تهدیدزا از بعد استراتژیک یعنی اشاره کردیم یکی از اقلام استراتژیک ما متأسفانه وابسته شدید به آن هستیم نفت است. ما نمی‌توانیم نفت را از اقتصاد کشور خارج کنیم و در کوتاه‌مدت هم نمی‌توانیم کنارش بگذاریم ولی باید وابستگی‌های تهدیدزا کاهش یابد یعنی اگر نفتمان تحریم است فراورده آن یا تبدیل آن به انرژی یا فراورده‌های پتروشیمی در مقیاس‌های کوچک این‌ها امکان صادرات منطقه‌ای و غیره دارد. بعد از نظر کالاهای استراتژیک و ضروری اقلام استراتژیک در ایران برای مثال در سبد غذایی مردم ایران و خاورمیانه چه چیزی حرف اول را می‌زند نان یعنی گندم. در حالی که این کالا در جنوب شرق آسیا استراتژیک نیست و در آنجا برنج استراتژیک است. در اروپا تقریباً سیب‌زمینی است. پس باید کاهش وابستگی در گندم صورت بگیرد. ما همین الآن چیزی حدود ۴۰% گندم آبی و ۶۰% گندم دیم... ما یکی از اشکالاتمان این است که باید تا ۸۰% گندم را خودکفا شویم. البته الآن دولت یک کارهایی با سیستم‌های آبیاری تحت فشار و این‌ها می‌کند که صرفه‌جویی در آب کنیم و بتوانیم گندم را تا ۸۰% خودکفا شویم. این می‌شود یک مصداق اقتصاد مقاومتی؛ یعنی کاهش وابستگی به نفت می‌شود یک نگاه و رویکرد؛ بنابراین خودکفایی و خوداتکایی از الزامات اقتصاد مقاومتی است اما نه آن ایرادی که بعضی‌ها می‌گیرند چون گمان می‌کنند اگر ایران می‌گوید اقتصاد مقاومتی یعنی همه‌چیزش را می‌خواهد خودش تولید کند. تهدیدی که دشمن را ترغیب می‌کند.

خودکفایی و خوداتکایی از الزامات اقتصاد مقاومتی است اما نه آن ایرادی که بعضی‌ها می‌گیرند چون گمان می‌کنند اگر ایران می‌گوید اقتصاد مقاومتی یعنی همه‌چیزش را می‌خواهد خودش تولید کند

 

نقش دیپلماسی در اقتصاد مقاومتی


یک بخش اقتصاد مقاومتی دیپلماسی است یعنی باید نهایت سعی خود را بکنی که دشمن را در موضع عملیاتی تخریبی‌اش قرار ندهی؛ یعنی عقلانیتی که همراه با حفظ منابع باشد یعنی شما اگر در دنیا ادبیات سخیف و ناپخته به کار ببری این یعنی داری باز هم افزایش تهدید می‌کنی. خیلی از این اتفاقاتی که در این چندساله گذشته افتاده بود. به دلیل ادبیات تحریک‌کننده بود حال من نه سیاسی هستم و نه اینجا بحث سیاسی است و نه من به دنبال نیت و قصد هستم. یکسری الفاظی مانند ممه رو لولو برد و این‌ها. این‌ها هم می‌شود ضد لغت‌های مقاومتی. من البته مثال می‌گویم اقتصاد مقاومتی در نگرش، ادبیات و رفتار است.
شما در اوج اقتدار برای مثال خیلی از فرمایشات مقام معظم رهبری نگاه می‌کنی خیلی توفنده است. یا حضرت امام می‌گفت آقای ریگان؛ بعد پدر آقای ریگان را با همین ادبیات در می‌آورد. مثلاً آقای ریگان باید برود کار دیگری بکند و چه و چه و چها. نوع ادبیات خودش در زمینه‌سازی و چیزهای دیگر مؤثر است. پس اقتصاد مقاومتی در ساده‌ترین وضع آن یعنی با گارد بسته وارد میدان می‌شویم. پس خیلی از جاها اگر شما تشخیص دادید که فضا تهاجمی است یا باید میدان را خالی کنید یا متناسب با آن عمل کنید.

قتصاد مقاومتی در ساده‌ترین وضع آن یعنی با گارد بسته وارد میدان می‌شویم. پس خیلی از جاها اگر شما تشخیص دادید که فضا تهاجمی است یا باید میدان را خالی کنید یا متناسب با آن عمل کنید

 

آیا اقتصاد مقاومتی همان اقتصاد ریاضتی است؟


قبل از اینکه به سؤالات بپردازیم به‌صورت کلی نکات را دنبال می‌کنیم. البته من این را نگفتم که اقتصاد مقاومتی خیلی‌ها می‌پرسند این چیست؟ آیا اقتصاد ریاضتی است، حتی در سطح رییس قوه، مجلس و مجمع تشخیص مصلحت می‌پرسند که آیا این اقتصاد مقاومتی همان اقتصاد ریاضتی است. تلقی از اقتصاد مقاومتی متفاوت بود بعضی‌ها این را اقتصاد ریاضتی تعریف می‌کردند. در این فضا اقتصاد ریاضتی یک تاکتیک است اقتصاد مقاومتی یک تفکر و بینش است که باید خودش را در نظام تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی متجلی کند. اقتصاد ریاضتی تاکتیک است یعنی یک اقدام مقطعی کوتاه‌مدت.
ما به اعتبار شما که گفتید تضاد ایدئولوژیک و اعتقادی باید توجه داشت که این پایدار است و تا زمانی که امریکا در هژمونی و سلطه و مباحث دیگر برای خود قائل است این تقابل وجود دارد لذا ما باید این اتفاق را مدیریت کنیم. سعی کنیم که آسیب‌پذیری را پایین آوریم؛ بنابراین اقتصاد ریاضتی یک تاکتیک است برای مثال در اتحادیه اروپا برخی از دولت‌ها فشار ناشی از رکود اقتصادی دارند درآمدهایشان پایین می‌آید و ... بنابراین عنوان می‌کنند که اقتصاد ریاضتی داریم. ما در اقتصاد یک ادبیاتی داریم که می‌گویند برای اینکه رشد اقتصادی را شتاب بدهید یا اینکه اقتصاد را از رکود خارج کنید باید کمربندها را سفت ببندید؛ یعنی اینکه تلاش بیشتر و مصرف کمتر.
اقتصاد ریاضتی هم یعنی اینکه دولت خدمات خود را در بهداشت و درمان و حوزه‌های دیگر پایین‌تر می‌آورد. مالیات‌ها را بالاتر می‌برد و مردم تحت ریاضت قرار می‌گیرند؛ بنابراین به هیچ وجه این دو هم سطح نیست. اقتصاد رقابتی یک نوع نگرش و روش است که باید خود را در سیاست‌های برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری متجلی کند؛ یعنی ضمن اینکه می‌خواهد پویا باشد کاهش وابستگی‌های تهدیدزا را انجام دهد.

اقتصاد مقاومتی یک نگرش و بینش است، تفکری است که باید خودش را در نظام تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و قانون‌گذاری جاری و ساری کند

اقتصاد مقاومتی یک نگرش و بینش است، تفکری است که باید خودش را در نظام تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و قانون‌گذاری جاری و ساری کند. اولش درک و فهم صحیح از محیط است. مشاور سردبیر واشنگتن‌پست که به شدت مخالف جناح افراطی امریکا بود و با روش‌های نظامی و این‌ها مخالف بود وقتی با هم صحبت کردیم ایشان اشاره کرد که وضع اقتصادی ایران الآن خوب نیست خود شما در مصاحبه‌های خودتان از قبل هشدار داده‌اید. اقتصاد ایران خوب نیست.
نرخ رشد اقتصادی چیست؟ سطح تولید ملی را به مجموع تولیدات که در سال آینده بالاتر یا پایین‌تر می‌رود به این درصد تغییرات نرخ رشد می‌گویند. نرخ رشد اقتصادی می‌شود درصد تغییرات بین دو دوره تولید ناخالص ملی. برای مثال اگر سالی 1 میلیون تولید خودرو بوده است سال بعدش بشود 1 میلیون ۱۰۰ در آن صورت ۱۰% رشد داشته است. رییس‌جمهور می‌گفت که دولت را با نرخ رشد اقتصادی منفی تحویل گرفته است. ۵٫۴-% این خیلی حرف سنگینی است. هدف‌گذاری برنامه پنجم این بوده است که نرخ رشد ۸% باشد؛ یعنی ۸ پله بالاتر برویم نه تنها ۸ پله بالا نرفتیم بلکه اگر حرف دولت را قبول کنیم ۵ پله هم زیرزمین رفته‌ایم؛ یعنی ۱۳٫۴ پایین رفته‌ایم. من به عدد کاری ندارم بیشتر بحثم روی این شکاف نرخ رشد اقتصادی است. حالا دلیلش تحریم‌ها یا ضعف مدیریت بوده است، یا ترکیب هر دو خارج از بحث ما است؛ اما در این فضا آنچه واقعیت داشت این بود که مشاور سردبیر واشنگتن‌پست می‌گفت که آقای روحانی گفته است ما می‌خواهیم نرخ رشد منفی را به نرخ رشد ۳ درصدی برسانیم یعنی ۸ پله بالاتر برویم در اصل، الآن نرخ رشد چقدر است؛ یعنی کاری که تا پایان امسال شده ما از زیرزمین بیاییم همکف. البته شرایط سختی را دولت به ارث برده است و قابل درک است. او می‌گفت که نرخ رشد ۳% راهی ندارد مگر اینکه این ۵+1 پیش رود؛ یعنی اینکه همه باید شرایط مذاکرات را در ایران بپذیرند. من به او گفتم که من سیاسی نیستم. من اقتصاددانم. اشاره کردم که دولت تلاشش را بگذارد که مناسبات بیرون را عادی‌سازی کند و بازسازی کند آن هم با این مبنا که مصالح و منافع ملی را در بر داشته باشد همه از دولت دفاع می‌کنند.

ما باید اول رفع موانع و مشکلات تولید داخل را انجام دهیم از ظرفیت‌های داخل بهره ببریم که رها شده است و دچار مشکل است بعد در تکمیلش هم از آن استفاده کنیم

ولی به هیچ وجه من جزو خوش‌بینان به این موضوع نیستم که مسائل و مشکلات اقتصادی ایران از بیرون حل شود زیرا امریکا را ما خوب می‌شناسیم و مذاکرات اروپا و لابی‌ها را هم می‌َشناسیم؛ اما من معتقدم که نهایت تلاش را هم بکند و منافعی را از این مذاکرات ایجاد کند ولی این خطای استراتژیک است یعنی ما باید اول رفع موانع و مشکلات تولید داخل را انجام دهیم از ظرفیت‌های داخل بهره ببریم که رها شده است و دچار مشکل است بعد در تکمیلش هم از آن استفاده کنیم. گفت به نرخ رشد ۳% می‌رسید گفتم نه تنها می‌رسیم بلکه بالاتر هم می‌رویم زیرا ایران یک کشوری است که یکی از مزایای آن در میان تجار و تولیدکنندگان خارجی بازار بزرگ است. تولیدکنندگان خارجی خیلی علاقه‌مندند که ایران بیایند در این بازار بزرگ عرضه محصولات کنند. قطر بالاترین درآمد سرانه دنیا را دارد حدود ۹۵۰۰۰ دلار درآمد سرانه امریکا ۴۲۰۰۰ دلار است. قطر درآمد سرانه یعنی به‌طور سوری درآمد را به کل جمعیت تقسیم کنیم. درآمد سرانه ایران چقدر است حدود ۵۰۰۰ دلار. در قطر اگر هر نفری ۲ موبایل هم داشته باشد جمعیت قطر 600 هزار نفر است 300 هزار نفر بومی است 300 هزار نفر مهاجر است. جمعیت کویت 2 میلیون نفر 1 میلیون نفر بومی 1 میلیون نفر مهاجر، هر کدام از این کشورها را نگاه کنیم درست است که سطح رفاه بالا است اما بازار بزرگ نیستند. جریان سلطه پول این‌ها را با انداختن در چشم و هم‌چشمی و رقابت و زیربناها مثلاً بزرگ‌ترین اسکله در دبی است بزرگ‌ترین بندر دست‌ساز بشر؛ یعنی پول‌ها را این‌طور می‌گیرند. مزیت ایران بازار بزرگ بودن است یعنی یک تقاضای 80 میلیونی دارد. در قطر می‌شود 300 هزار تا موبایل ایران بازار موبایلش سالانه ۴۰ تا 50 میلیون دستگاه است. در قطر بازارش محدود است، بازار خودرو محدود است ایران یک بازار بزرگ است و تقاضاهای اجابت نشده فراوان وجود دارد. سوءتغذیه داریم، مشکل مسکن داریم، اگر ما به بازار داخل نگاه کنیم. ما همین الآن در غذا 95% چای را وارد می‌کنیم. گندم که کالای اساسی است نزدیک 60% وارد می‌کنیم. این‌ها همه امکان تولیدش وجود دارد. در بازار مسکن دولت با غفلتی که داشته است سوداگری و دلالی پدر مسکن را در آورده است. در حالی که همین‌جا می‌شود جلوی سوداگری و دلالی را با برنامه تنظیم‌شده در این نسخه اخیر خروج از رکود و تورم 3 ماه یک مناظره‌ای بود در دانشگاه صنعتی شریف که آقای نیلی بود و بنده بنا بود یک میزگردی شود که آقای دکتر درخشانی نتوانست وارد شود. اقتصاد مقاومتی را من برایشان توضیح دادم و اشاره کردم که در اقتصاد مقاومتی مسکن یک بخش پیشتاز است که الآن ما سالانه یک و نیم میلیون مسکن تولید کنیم در 5 سال از خط قرمز خارج می‌شویم. از بد مسکنی و بی‌مسکنی مطلق خارج می‌شویم. در حالی که همین الآن که رکود مسکن است تولید سالانه زیر 300 هزار مسکن است. 1 میلیون واحد مسکونی 1 میلیون اجاق‌گاز و ابنا و اثاثیه و لوازمی که یک خانه می‌خواهد چقدر کارگاه‌ها را فعال می‌کند.
زمانی که این‌قدر رکود سنگین است بیکاری شدید هم وجود دارد به آن اشاره کردم که با این بازار بزرگ می‌توانیم که بالای 3 درصد رشد داشته باشیم با این بازار بزرگی که داریم. در اقتصاد من می‌گویم که پیش‌شرط رشد اقتصادی رونق تولید است. تولید مستلزم وجود تقاضا است ما در ایران تقاضاهای بالقوه و اجابت نشده داریم که این را دولت باید بالفعل کند. پس بنابراین در اقتصاد مقاومتی تأکید بر حداکثر ظرفیت‌های داخل است ارتقا و بهبود کیفیت و همه این‌ها در کنار این‌ها به ظرفیت‌های محیط بیرون هم توجه دارد.

در اقتصاد مقاومتی تأکید بر حداکثر ظرفیت‌های داخل است ارتقا و بهبود کیفیت و همه این‌ها در کنار این‌ها به ظرفیت‌های محیط بیرون هم توجه دارد

 

پرسش و پاسخ:


تعریفی در اقتصاد مقاومتی و مدیریت جهادی می‌شود که من با این موضوع شروع می‌کنم که شاید هدف اصلی اقتصاد، تولید ثروت و بهبود معیشت باشد شما تعریفی که داشتید اقتصاد مقاومتی باید یک نگرش و یک دیدگاه در نظام تصمیم‌گیری باشد.


آن نتیجه اقتصاد مقاومتی است. این دو نکته است آیا اقتصاد مقاومتی یک برنامه است یک پلن است الآن نه، یک تفکر است که خودش را باید در یک قالبی با همین اهداف یعنی تأمین نیازهای اساسی مردم، تأکید روی معیشت مردم نشان دهد. آن دیگر می‌آید در جزئیات داخل پلن می‌شود. الآن یک تعارف‌هایی درباره علمیت اجرایی و این حرف‌ها شده است خروجی خیلی از این حرف‌ها هم ضد این است. الآن وزیر نفت ضد اقتصاد مقاومتی حرف می‌زند می‌گوید من می‌خواهم سهم اوپکم را بالاتر ببرم خام فروشی را بیشتر کنم. این خام فروشی که ضد اقتصاد مقاومتی است.

 

مقام معظم رهبری در دیدار خود با اساتید دانشگاه یک بحثی را مطرح کرد درباره مدیریت جهادی در فضای علمی گفتند که تعریف مدیریت جهادی در فضای علمی یعنی اینکه فضای علمی دچار یک چالش خصمانه شده است شما که مدیر دانشگاهی بر اساس این چالش خصمانه برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در فضاها انجام بده. اگر همین را بتوانیم در بحث کاهش وابستگی‌های تهدیدزا و موارد دیگر می‌خواهم این را بگویم که در این مؤلفه‌هایی که برای اقتصاد مقاومتی چیده می‌شود یکسری از این موارد شاید مسائل بدیهی و اولیه یک نظام اقتصادی باشد می‌خواهم این را بگویم که اصلاً یک نظام اقتصادی باشد و جلو برود حال این نظام دچار یک چالش خصمانه شده باشد چقدر از مشکلات اقتصاد ما به تعارض‌های خارجی بر می‌گردد چقدر به تصمیم‌گیری داخلی. می‌خواهم بپرسم که می‌شود به این وزن داد که اول چه چیزی را ببینیم، این چالش‌ها را یا این سیاست‌گذاری‌ها را یا با هم باید دیده شود.

 

http://sa-bab.ir/files/20141122092814-%D8%AE%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87.jpgسؤال شما این است که عده‌ای می‌گویند که بسترهای این اقتصاد مقاومتی آماده است یا نه؟ برای مثال در محیطی که فساد، سوء تعبیر، ضعف اندیشه، ضعف اجرا و ... است می‌توانیم ادعا کنیم که منویات اقتصاد مقاومتی پایین می‌آید. دومی اینکه تأثیرگذاری‌ها کجا است؛ زیرا بعضی‌ها می‌گفتند که این تحریمی که پیش آمده است، اشکالاتی که در اقتصاد است، نارسایی‌ها بیکاری تورم و غیره ریشه در محیط بیرونی دارد یا ریشه در محیط درونی یا ترکیبی از این‌ها. من یادم است که رییس‌جمهور سابق که اواخر دولتش بود چند مصاحبه اقتصادی و شتابان یک پیامش این بود که ریشه مشکلات اقتصادی 100 درصد تحریم است در حالی که چند سال پیش می‌گفت تحریم کاغذپاره است. 100 درصد را عنوان کرد. همزمان رئیس مجلس که آقای لاریجانی بود اشاره کرده بود که تحریم‌ها کمتر از 20% مؤثر بوده است بقیه سوء مدیریت است. این آقایان مقدرات سیاسی اقتصادی کشور دستشان است. اقتصاد مانند یک بیماری است که یکی می‌گوید باید جراحی شود یکی دیگر می‌گوید نه و بر خلاف دیگری حرف می‌زند. جدای اینکه بگوییم کدام یک درست می‌گوید نباید این‌قدر اختلاف باشد دوباره آن خبرنگار پرسید گفتم قطعاً جواب تلفیق این دو است. تحریم تأثیر داشته است این غلط است که بگوییم که تحریم بلااثر بوده است؛ اما بخش زیادی از تأثیرگذاری تحریم نتیجه نوع مدیریت ما بوده است.
بحث ما در مدیریت استراتژیک این است که یک چیزی یا تهدید است یا فرصت؛ تهدیدها را با بصیرت دانش و آگاهی تشخیص بدهد و مهار کند بعد این را مهار کند بعدش هم بی‌اثرش کند. اگر ابر مدیریت باشد تبدیل به فرصت کند؛ بنابراین این حرف درست است که ما در یک محیطی در تحریم قرار گرفتیم که امریکا و انگلیس تهدید هستند و ما پذیرفتیم که در این راهرو عبور کنیم یا نباید عبور کنیم که ایزوله می‌شود یا قبول کردیم برویم در چه حالتی در مسیر خطرناک گام بر می‌داریم زمانی که ایمن باشیم که می‌شود همان اقتصاد مقاومتی. اگر شما بی‌محابا در این راه قدم برداری و تهدید شوی به این دلیل است که بی‌محابا به راه زده‌ای. اقتصاد مقاومتی تفکر است هنوز پلن نیست یک تفکر و بینش است که قابل دفاع است زیرا بر یکسری پیش‌فرض‌ها مبتنی است، درک صحیح از محیط اما برای اجرایش پیش‌شرط دارد. بسترسازی دارد در این بسترسازی فهم مهم تنظیم عملیات بر مبنای زمان فاز 0 فاز 1 و غیره دارد پروسه خودکفایی در بستر زمان است یک شبه نمی‌توان گفت من در سال آینده خودکفا می‌شوم؛ بنابراین همه این ملاحظات را در فرایند باید در نظر گرفت.

 

اگر صرف یک اندیشه بماند و عملیاتی نشود به نظر من خیلی کاربردی نیست یکی از مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی چیزهایی است که ما در آن مزیت نسبی داشته باشیم.


 این مسئله در جزئیات مطرح می‌شود. زمانی که قرار شد پلن شود ابتدا آسیب‌پذیری صورت می‌گیرد بعد نقاط قوت را میاوریم روی مزایا و شناخت مزیت‌های نسبی، مطلق بازارهای قدیم، جدید و غیره.

 

ما چه‌کار کنیم که این اندیشه کاربردی شود و بتوانیم به این اهداف برسیم. ساختار بسترسازی چیست؟


ببینید ما اگر محیط اقتصاد ملی را آسیب‌شناسی کنیم در 30 سال گذشته به حوزه‌هایی از دلایل و عوامل ایجاد آسیب می‌رسیم که بعد آن موقع بر مبنای آن می‌توانیم بگوییم پلن و طرح برون‌رفت که می‌شود درمان را داریم شروع می‌کنیم. البته درمان هم خودش یک اقتضائات و پیش‌شرطهای خاص خود را دارد و ما درمانی را می‌گوییم که هنوز به آن اشراف نکرده‌ایم. هنوز دلایل ایجادی درک نکرده‌ایم. بدترین نوع هم ورود با علم ناقص است. یک آسیب‌شناسی جدی داریم که اگر این آسیب‌شناسی انجام شود خروجی اقتصاد مقاومتی است.
بنابراین اقتصاد مقاومتی یک کار یک شبه نیست و با درک صحیح از ماهیت نظام جمهوری اسلامی و فضای بیرونی است منتها شدت و غلظت آن ممکن است تفاوت کند. مثلاً در حوزه‌هایی به اسم خودکفایی و خوداتکایی و غیره؛ اما انحرافی که عموماً داریم در نظام تصمیم‌گیری، سیاست‌گذاری و مخصوصاً در اجرا کژفهمی و عدم درک صحیح است. ما یکی از آسیب‌شناسی‌هایی که باید داشته باشیم این است 4 تا دولت با تابلوهای سیاسی مختلف آمده است بعد از جنگ تابلوهای سیاسی سازندگی، اصلاحات، مهرورزی و عدالت و تدبیر و امید و اعتدال بودند. من با صراحت عرض کنم که هر 4 دولت شباهت‌های جدی در عملکرد اقتصادی داشته‌اند. تابلوها متفاوت بوده است اما عملکرد اقتصادی یکسان بوده. یکی از این‌ها وابستگی شدید به نفت که هر دولتی به دولت قبل رکورد شکسته است. اوج وابستگی در دولت نهم و دهم است همین دولت یازدهم هم که اکنون برای قضاوت زود است دارد همان سیاق را می‌رود. من دارم الآن قضاوت می‌کنم به این دلیل که در لایحه بودجه‌ای که دولت به مجلس داد بیش از 70% به خام فروشی نفت وابسته بود. دیگر چیزی که شباهت دارد در واردات است که البته ترکیبش مهم است. متأسفانه هر چه جلوتر می‌آییم این واردات مصرفی رکورد شکسته است. هر چی دولت‌ها جلو آمده‌اند. پدیده فساد مالی هم بیشتر شده برای مثال در دوره اصلاحات که نفت بشکه‌ای 21 دلار بود فساد جزایری حدود 130 میلیارد تومان بود زمانی که نفت شد 100 دلار یک اختلاس 3000 میلیاردی امیر خسروی و... و آقای بابک زنجانی و .... اولاً یکی از چیزهایی که در مدیریت جهادی به آن باید دقت کرد در سال جهاد اقتصادی پیام مقام معظم رهبری به نظام سیاست‌گذار و تصمیم‌گیر این بود که مهم‌ترین حوزه تصمیم‌گیر از بعد منافع ملی حوزه اقتصاد است. چون 3 حوزه امنیت، اقتصاد و رفاه داریم و ارزش‌ها و آرمان‌ها. اقتصاد یک حرکتی داشته است اما جواب نمی‌دهد. با آن حرکت‌ها ما عقب افتادیم در آنجا حرف این بود که باید جهادی حرکت کرد جهادی نوع نگرش که یکی از خصوصیاتش سخت‌کوشی، تسلیم نشدن و به دنبال ابداعات است و حتی اگر امکانات کم باشد تجلی این حرکت جهادی در جبهه بود تجهیزات سلاح و غیره نبود اما اراده بود که باید مثلاً تپه گرفته شود بعد هدف این بود که از تجهیزات خود دشمن استفاده شود. جهادی این است که مقام معظم رهبری گفته است ما در 1404 باید قدرت اول اقتصادی و علم و فناوری باشیم. ما بنا بود که در این 10 سال از ترکیه و عربستان جلو بزنیم و اول شویم در این 10 سال گذشته ما نه تنها خودمان را به این‌ها نزدیک نکردیم بلکه فاصله هم زیاد شده است. مدیریت جهادی یکی از خصوصیت‌هایش وجه ارزشی و الهی دادن است؛ یعنی در وجه ارزشی و الهی دادن دیگر صرفاً معیارهای مادی نیست. اقتصاد مقاومتی در حال حاضر یک تئوری نیست بلکه یک نگرش است که می‌تواند یک مکتب از آن بیرون بیاید.
اقتصاد مقاومتی یک بینش است که باید خودش را در تصمیم‌گیری‌ها جاری و ساری کند. الآن بعضی‌ها خودشان را در سطح عملیات هم مطرح می‌کنند که ما اقتصاد مقاومتی هستیم. باید شما به این بینش بچسبی این دارد کاهش وابستگی می‌کند یکی فکر می‌کند که اگر درآمد نفت را بالا ببرد خام فروشی را بیشتر کند دارد پول ایجاد می‌کند نخیر این دارد وابستگی را زیاد می‌کند. تلقی‌های مختلف از اقتصاد مقاومتی و مدیریت جهادی وجود دارد. برای مثال در شهرداری اینکه یک پروژه سریع ساخته شود عظیم ساخته شود 50% کار است اما در نگاه مدیریت جهادی چون وجه ارزشی است آیا این منابع درست است؟ چون در تأمین منابع سلامت منابع و هزینه سلامت هزینه این‌ها همه می‌شود وجه مدیریت جهادی چون اگر ارزش را کنار بگذاری که خیلی افراد کارهای بزرگ و پروژه‌های بزرگ انجام داده‌اند به ویژه غربی‌ها؛ غربی‌ها مگر در افریقا کم پروژه ساختند؛ اما این به معنای غارت منابع آفریقا بوده است.
هر عملیاتی نمی‌تواند جهادی باشد. اگر منظورتان یک مدیریت قاطع و سریع است که این دیگر واژه جهادی به آن اطلاق نمی‌شود بلکه می‌شود مدیریت کارا، اگر جهادی می‌گوییم حتماً وجه ارزشی را باید محاسبه کنیم.

تعداد دیدگاه ها0