إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا 84 الكهف

محسن رضایی در نشست بررسی دستاوردهای مدیریتی هشت سال دفاع مقدس

1394/6/8

پیروزی در جنگ با تحول مدیریتی به دست آمد

محسن رضایی در نشست بررسی دستاوردهای مدیریتی هشت سال دفاع مقدس

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در این جلسه ضمن تشکر از ایده مرتبط کردن تجارب مدیریتی در دوران جنگ با آموزش های جدید مدیریتی در کشور و با تبریک دهه فجر عنوان کرد: در نیروهای مسلح این دست از جلسات برگزار می شود اما دفاع مقدس تنها متعلق به نیروهای مسلح نیست بلکه این جنگ 8 ساله دستاوردهایی فراتر از نیروهای نظامی دارد که می تواند توسط سایر نیروها نیز به کار گرفته شود. مدتی پیش این پیشنهاد را مطرح کردم که بین فرماندهانی که در جنگ حاضر بودند با دوستانی که در دانشگاه ها مسائل مدیریتی را مطرح می کنند یک هم اندیشی برگزار شود. تشکر می کنم که دوستان نیز پیگیری کردند. مقصود بنده این بود که دستاوردهای ملت ایران در جنگ صرفا آزاد سازی مملکت نبود بلکه دانش و آموزش هایی در آن نیز وجود داشت، این دانش باید استخراج شود و به صورت مباحث نظری به محافل آکادمیک وارد شود. وی با بیان این که بسیاری از دانش هایی که غرب هم اکنون به آن مجهز است و در دانشگاه های خود تدریس می کند پس از جنگ جهانی دوم به دست آمده است، تصریح کرد: مسئله Scenario Making که امروز بسیار مطرح است از جنگ جهانی دوم استخراج شده است. نمی گویم تمامی این اطلاعات درست است زیرا غرب بر خ الف شرق تعصبی دارد و هر چیزی را لزوما به خود منتسب می کنند ولو این که دانشمندان شرقی در خاک غرب دست به این امر زده باشند. مثلا می گویند Scenario Making را از دهه 70 میلادی به دست آوردیم، تمامی تاریخ را به این نقطه بر می گردانند. البته منکر موفقیت های غرب در زمینه های نظامی نیستیم مث ال اینترنت را می گویند از دل پنتاگون بیرون آمده است این را انکار نمی کنیم اما این را می گویم بر خ الف غرب گویا ما هر چیزی را از نوع خارجی اش اگر باشد بهتر می پذیریم در حالی که ما یافته هایی داریم که بسی ارزشمند است. یک مورد آن همین جنگ است ، مسئله مدیریت درست است که یک علم است و باید به متودلوژی آن توجه کرد اما یک رشته بین رشته ای است، باید به اقلیم نیز توجه کرد. در این زمینه می توان به متودلوژی ژاپن اشاره کرد، دو امریکایی کتابی با نام فناوری ژاپنی نوشته اند. در این کتاب بیان کرده اند که فناوری ژاپنی از دل فرهنگ سامورایی استخراج شده است زیرا سامورایی ها افراد عملیاتی هستند. سامورایی ها نه تنها در صبحگاه حاضر می شوند و دستگاه ها را نظارت می کنند بلکه حتی سرویس های بهداشتی را نیز بررسی می کنند. وی ادامه داد: شاید یکی از مهم ترین دستاور جنگ ما همین مسائل مدیریتی است. سال اول جنگ با شکست های پی در پی روبرو بودیم که با تحول در مدیریت نه تغییر در مدیریت جنگ توانستیم پیروزی های پی در پی و شگفت انگیزی را در سال دوم تا پایان جنگ داشته باشیم.در سال اول ایران برای بازپس گیری سرزمین هایش به دو تلاش دست زد یک مورد نبردهای پارتیزانی و نامنظم و دیگری استفاده از قواعد کلاسیکی بود. هر دو روش با مشکلاتی مواجه بود و نتیجتا ابهامات جدی در سطح جامعه ایجاد شد به گونه ای که شایعه شد این جنگ 20 سال طول می کشد . امام زمانی که این شایعه را شنیدند فرمودند اگر این جنگ 20 سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم.از سوی دیگر خود انق الب نیز آزمون سختی را می گذراند این بن بست در سال اول جنگ کل انق الب را داشت زیر سوال می برد و این سوال مطرح می شد که آیا این انق الب می تواند کشور را به صورت پایدار حفظ کند زیرا یکی از مفاهیم State که برای اشاره به دولت ها به کار می برند پایداری است. دولت زمانی دولت است که بتواند نظم را برقرار کند در غیر این صورت می گویند دولت وجود ندارد.

برای حل این بحران ما چند راهکار داشتیم، اول تغییر برنامه ریزی بود اما از بن بست خارج نشدیم. عده ای گفتند که در اهواز بجنگیم عده ای دزفول را ترجیح می دادند و عده نیز ماهشهر را. برای خروج از بن بست مدیریت را تغییر دادیم یعنی به افراد مختلف اجازه دادند که در مقاطعی نقش های مدیریتی را بر عهده بگیرند. اتفاق مهمی که افتاد این بود که تحول در مدیریت صورت گرفت نه تغییر در مدیریت. زیرا تغییر مدیریت یا در چهارچوب نبرد کلاسیک بود یا در قالب نبرد چریکی که کارگشا نبود زیرا اصول هر یک از این دو نوع جنگ خود محدود کننده بود. رخی موارد یک سبک مدیریتی مانع تحول است و تا تحولی در آن سبک مدیریت و فراتر از برنامه ریزی و مدیریت کاری صورت نگیرد مشکل حل نمی شود. با نبرد نوین یا جنگ انقلابی ما به ترکیبی از نبرد کلاسیک و پارتیزانی رسیدیم. یعنی این که شبانه حمله می کردیم و روزانه تثبیت می کردیم در حالی که در تمام ارتش های شرق و غرب همواره از ساعت 4 یا 5 صبح حمله را آغاز می کنند تا اخذ تماس شود اما نبرد اصلی در روز است زیرا به دید و تیر نیاز بود در حالی که ما به این دید و تیر نیازی نداشتیم. ما به دنبال این بودیم که خود را به نزدی کترین فاصله به دشمن برسانیم و با ابزارهایی که اصطلاحا چماغ های دستی نامیده می شد حمله کنیم.آن زمان ما تانک نداشتیم و یا این که کلاشینکف س الح کلیدی نبود. در آن حمله های شبانه دو نفر هم به سختی می توانستند یکدیگر را ببینند. در جنگ اگر نظم و انضباط بالای سر نیرو ها نباشد بهانه های بسیار به وجود می آید و نیروها خود را در کانال ها می اندازند و می گویند در حال پیشروی هستیم. مورد دوم از به هم ریختن ساختار و آرایش نظامی دشمن استفاده می کردیم و سوم این که نبرد نامتقارن انجام می دادیم. زمانی که به این ایده رسیدیم به سه سوال باشد پاسخ می دادیم. و آن این بود که با چه توان، تدبیر و اهدافی باید به موفقیت دست یابیم. بنابراین در گام اول به توان سازی از صفر تا صد دست زدیم که در حالت عادی 10 سال به طول می انجامد و این در تاریخ ارتش ایران بی سابقه است .بررسی کردیم تا ببینیم دسته ها با چه تعداد نفرات باید راه بیفتند، گروهان و گردان نیز باید به چه صورت باشد. نکته دوم این که به دلیل بی تجربه بودن نیروی انسانی آموزش ها را با یادگیری همراه کردیم. ضمن این که امکاناتمان را به صورت غنیمتی و سبک توشه و رفیق مآبانه تبدیل کردیم.در مرحله نهایی کمک های مردمی و نیز ایمان انقلابی و عارفانه همراه با موارد ذکر شده را در بحث امکانات به کار بردیم.

وی ادامه داد: تدبیر ما این بود که به علت این که توان مادی نداشتیم در اراده دشمن خلل ایجاد می کردیم. در این انفعال دشمن ضعف های ما کام ال پوشیده می شد. این مهم ترین تاکتیک ما تا پایان جنگ بود،جز کمک های معرفتی که در ماه های پایان جنگ به صدام می شد به گونه ای بود که تصور می کردیم که فردی آمده و به صدام روش درست جنگیدن را می گوید. و نیز از نظر هدف و تاکتیک نیز مناطق معنادار از نظر نظامی را برای دور زدن دشمن و سایر موارد به کار می بردیم. نتیجه این امر این بود که 5 مهر 1360 توان رزمی ما گردانی بود، در عملیات ثامن الائمه با 5 هزار رزمنده 500 کیلومتر از سرزمین های ما آزاد شد. دو ماه بعد توان رزمی ما به صورت تیپ بود و با 12 هزار رزمنده در عملیات طریق القدس هزار کیلومتر را آزاد کردیم. و این پیروزی ها به همین صورت ادامه داشت وما توانستیم 98 درصد سرزمین ها را آزاد کردیم. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در پایان سخنان خود این سوال را مطرح کرد که:آموزه هایی را برای امروز بیان می کنم. ما چند مشکل داریم که هر یک کمتر از جنگ نیست. یک مورد مسئله توسعه و عقب ماندگی است. هنوز در حال حل این مسئله بودیم که تحریم ها سر رسید. مسئله سوم آینده و مسائل آن است.حال باید پرسید چقدر کادر سازی کرده ایم چرا از نسل دومی ها به نسل اولی ها برگشته ایم. تحلیل ها را جناحی و سیاسی نکنیم بالاخره دولت آقای احمدی نژاد نسل دومی بود و به نسل اول بازگشته ایم. علت این بوده است که کادر سازی نکرده ایم. چقدر رییس جمهور و یا وزیر بالقوه جوان داریم؟ مسئله مهم دیگر نیز روابط خارجی است حال باید پرسید آیا با تغییر مدیریت می توان از این بحران عبور کرد؟ خیر. 20 سال است که در حال تغییر برنامه ها هستیم. پنجمین برنامه توسعه را سپری می کنیم و در این مدت آقایان میر حسین موسوی، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد در قالب اصول گرا و اص الح طلب آمده اند و رفته اند و اتفاقی نیافتاده است.چه کسی می گوید که این افراد دلسوز نیستند؟ چه کسی می گوید این برنامه ها بدون نظرات کارشناسی بوده است؟ ما هم تغییر در مدیریت و هم تغییر در برنامه ریزی را امتحان کرده ایم. اولین درسی که باید از جنگ گرفت این است که با مشکلات پیش رو در کشور آیا نباید الگوی اداره کشور را عوض کرد؟الگوی پیشرفت به الگوی اداره کشور بستگی دارد. چرا از تمام ظرفیت ها استفاده نمی شود.مگر دولت ها نمی گویند اگر ما آمده ایم دیگر اتوبوسی عمل نمی شود؟ چرا مردم محور اساسی اداره کشور نمی شوند؟ الگوی تنش زدایی، الگوی خودکفایی و اقتصاد عدالتی و یارانه ای از جمله الگوهایی است که تست شده است اما تجربه دفاع مقدس برای همه مجامع علمی کشور مفید است و نباید آن را به نیروهای مسلح منحصر کرد. دانش هایی در جنگ موجود است که تمامی مجامع علمی بخصوص مدیریت می توانند از آن استفاده کنند. باید دقت کرد که نبرد و الگوی جنگ عوض شده است، آیا می توان برای از میان برداشتن مشکلات پیش رو از تجربه های دوران جنگ استفاده کرد؟

تعداد دیدگاه ها0