إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا 84 الكهف

سخنرانی دکتر مجتبی امیری در همایش بررسی آرا و اندیشه‌های شهید بهشتی در حوزه «مدیریت»

1393/12/16

رهبری فکری جامعه در اندیشه شهید بهشتی

سخنرانی دکتر مجتبی امیری در همایش بررسی آرا و اندیشه‌های شهید بهشتی در حوزه «مدیریت»

من خودم می‌خواستم صحبت کنم اما در محضر بزرگواران حیفم می‌آید وارد این بحث شوم آقای دکتر محمدرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی هستند، جناب آقای دکتر مقدم هم تاریخچه را گفتند که با ایشان حشر و نشر داشتند و شاگردی کردند، آقای دکتر مؤمنی هم به شکلی دیگر با شهید بهشتی ارتباط داشتند، من این توفیق را نداشتم البته آقای دکتر محمدرضا بهشتی لطف کردند ما را وارد لیست شهید کردند که انشاالله خداوند بپذیرد و ما را در آن لیست قرار بدهد.

چون نکاتی آقای دکتر اشاره فرمودند از انتقادپذیری و از شرح صدر شهید دکتر بهشتی، من یک نکته‌ای را عرض کنم، اوایل انقلاب بود که ایشان مسجد ابوالفضل در ستارخان صحبت می‌کردند، من پای منبر ایشان بودم یک سؤال از ایشان پرسیدم و فضای سنگینی هم علیه ایشان بود سؤال کردم که حضرت‌عالی متهم هستید که از استبداد دینی برخوردارید و استبداد دینی دارید، نظر خود شما چیست؟ که فرمودند دفاع از خود نمی‌کردند، کسانی که در تاریخ ما منشأ اثر بودند هیچ‌گاه به خودشان این فرصت را نمی‌دادند که از خودشان دفاع کنند یعنی مسائل آن‌قدر فراتر از این حرف‌ها بود که مجال این‌ها نبود، ایشان در پاسخ یک جمله‌ای فرمودند که خیلی کوتاه بود و اینکه تاریخ درباره ما قضاوت خواهد کرد و در همان سخنرانی‌شان بود که فرمودند ما راست‌قامتان جاودانه تاریخ خواهیم بود این پاسخ ایشان آن زمان کوتاه بود من انتظار داشتم یک عکس‌العملی داشته باشد؛ اما خیلی با روی گشاده پاسخ داد.

علم و تدبیر ایشان به گونه‌ای بود، ما در مدیریت می‌گوییم که افراد در ادبیات خودمان یا منفعل‌اند یا فعال یا اثرپذیرند یا اثرگذار، آقای بهشتی در هر جمعی که بود در جمع پیشرو بود 

بعدها که توفیق پیدا کردیم خدمت بزرگواران ارادت پیدا کنیم سؤال برای من پیش می‌آمد برای مثال آقای دکتر مؤمنی چرا این‌قدر مجذوب شهید بهشتی است وقتی از ایشان سخن می‌گوید شکوفا می‌شود و فضا فضای دیگری می‌شود و با آثار ایشان از منظر دیگری روبرو می‌شود؛ چون شهید بهشتی منظومه فکری داشت ما چون مهندسی معرفتی نداریم گاهی یک چنگ این‌طرف می‌زنیم یک چنگ آن‌طرف ارتباط بین این مفاهیم نمی‌توانیم برقرار کنیم ولی من توفیقی که داشتم توصیه‌ای که کردند و من هم این توصیه را دارم یک نگاه در اندیشه شهید بهشتی اگر داشته باشیم خواهیم دید که مردمی که به انقلاب گرویدند یک چیزهایی در روحانیت دیدند و در رهبران انقلاب دیدند که به آن‌ها گرویدند، اگر آن‌ها عبور پیدا کند همین مردم به گونه‌ای دیگر و به جهاتی دیگر خواهند گروید.

من کوتاه به جهاتی دیگر عرض می‌کنم نخست اینکه ایشان از رهبران فکری جامعه است که پیش از انقلاب و بعد از انقلاب، پیش از انقلاب در بین مبارزان و بعد از انقلاب برای انقلابیان شخصیتی بود که در هر جمعی که قرار می‌گرفت در یک سطحی بالاتر قرار می‌گرفت.

دوم اینکه چه چیزی بود که ایشان در جمع بود کسی نمی‌توانست انکارش کند و ایشان از بقیه متمایز می‌شد و این حساسیت را در بین دشمنان ایجاد می‌کرد دوستان سخت به او امیدوار بودند و دشمنان سخت از او بیمناک بودند.

 سوم اینکه علم و تدبیر ایشان به گونه‌ای بود، ما در مدیریت می‌گوییم که افراد در ادبیات خودمان یا منفعل‌اند یا فعال یا اثرپذیرند یا اثرگذار، آقای بهشتی در هر جمعی که بود پیشرو بود، من در آثار او دورادور که دیدم این‌چنین دیدم که هر جا شرایط پیش برنده بود قدرت انعطاف‌پذیری بدون تعصب؛ این انصافی که آقای دکتر مقدم فرمودند سید الاعمال الانصاف ایشان چون سید شهدای انقلاب بود و به واقع سید اعمال هم در ایشان تجلی تام داشت و به گمان من همین انگ‌هایی که آن زمان به او می‌زدند و بعضی از کسانی که امروز تیغ کین‌جویی را از نیام برکشیده بودند و به گونه‌ای آشکار نمی‌توانند سخن بگویند در لابه‌لای سخنانشان بعضی از مطالب را مطرح می‌کنند و می‌خواهند در جامعه به گونه‌ای ابهام ایجاد کنند همین‌طور بود که این سیدالاعمال الانصاف و... و این اسلامی اندیشیدن و اسلامی عمل کردن باعث می‌شد خیلی از تهمت‌های ناجوانمردانه به سمت ایشان روانه شود.

 

نگاه جامع‌بین در شهید بهشتی

ایشان این منظومه فکری و اندیشه‌ای را که داشت چه بود که اول و آخر را با هم می‌دید و نگاه جامع‌بین داشت، به تعبیر مولوی پیر می‌بیند در خشت خام آنچه را که جوان در آینه نمی‌بیند. ایشان چون منظومه فکری داشت، سامان‌یافته می‌اندیشید و سامان‌یافته عمل می‌کرد و دنبال کادرسازی بود، ما مدیریت را به‌طور خلاصه اگر بیان کنیم مدیریت یک فعالیت عقلانی با استفاده از ابزار عقلانی برای تحقق بخشیدن به یک هدف عقلانی است؛ و ایشان عقلانی عمل کردنشان استفاده از ابزارهای عقلانی و اهداف عقلانی تعیین کردنش هم می‌بینیم و این به نظر من شگفت است و جای تأمل دارد.

نکته دیگر اینکه ما در کشور اسلامی هستیم و از مدیریت اسلامی سخن می‌گویند اما مدیران اسلامی که داریم در ما فرصت اینکه آن‌ها را آن‌طور که بایسته و شایسته است تبیین کنیم نداریم، دنبال چه می‌گردیم، آن‌هایی که حتی مدیریت غربی را در اینجا نفی می‌کنند اما آن‌قدر تأمل ندارند الگوهای خودمان را بشناسند و به دیگران معرفی کنند صرف اینکه بگوییم این افراد را داریم و میراث خور این‌ها باشیم کفایت نمی‌کند، «از علی شمشیر داری یادگار / بازوی شیر خدا هستت بیار» شهید بهشتی هم از علی یادگار داشت و هم آن بازو را به میدان می‌آورد، من اظهار نظرات خیلی را می‌دیدم در مجلس خبرگان قانون اساسی اگر شهید بهشتی در مجلس خبرگان نبود من اصلاً احتمال نمی‌دادم قانون اساسی در آن مدت زمان کوتاه تدوین شود. شما باید ببینید در دستگاه‌های اجرایی ما یک سند استراتژیک ۵ ساله می‌خواهد تدوین شود چقدر طول می‌کشد برای یک نظام قانون تدوین کردن، این را اجزای مجلس خبرگان باید رفت و مبانی نظری گفت‌وشنودها را باید خواند اگر شهید بهشتی نبود خیلی از خیرات و مبرات امروز جامعه و از جمله اصل شورا و... و خیلی از این چیزها نبود.

تبیینی که شهید بهشتی از این اصول کرده است. به هر روی از منظر مدیریتی وقتی نگاه می‌کنیم امروز ساختار مدیریتی کشور خلل‌های بسیار یافته است و در هر دو بعد نظر و عمل متأسفانه ما گرفتار آسیب‌های جدی هستیم و اصلاً اینکه ما پرداختیم به این اندیشه و در آینده هم اندیشمندان دیگر هم مورد مطالعه قرار خواهند گرفت.

چرا از شهید بهشتی آغاز کردیم چون در جامعه‌ای جامع شهید بهشتی بزرگ شده است. عالم مدیر انقلابی مسلمان و اسلام‌شناس، خیلی‌ها پس از انقلاب برای خودشان پشتوانه مدیریتی با آزمون و خطا مدیریت کردند اما شهید بهشتی با یک پیشینه و پشتوانه علمی و دینی تاریخی.

عجیب است در صحبت‌های خودشان ایشان از چه زمانی خودشان می‌فرمایند که بعد از کودتای ۲۸ مرداد به این سو، در یک جمع‌بندی به این نتیجه رسیدیم که در آن نهضت ما کادرهای ساخته‌شده کم داشتیم، باز این مسئله مفصل است بنابراین تصمیم گرفتیم که یک حرکت فرهنگی ایجاد کنیم و در زیر پوشش آن کادر بسازیم.

آقای بهشتی نه تنها منظومه فکری داشت و سامان‌یافته فکر و عمل می‌کرد، تشکیلات به وجود می‌آورد، نه تنها ساختار ایجاد می‌کرد کادر می‌ساخت بلکه در دستورالعمل‌ها برای آن‌ها برنامه خودسازی چه خودسازی معنوی و آرمانی و علمی و ... داشت

یکی از بزرگواران دوستان ما در دانشکده مطرح کردند خیلی از انقلابیون ما انقلاب که شد ما تصور پیروزی را نمی‌کردیم کادرسازی نکرده بودیم و انقلاب ما مانند انقلاب موسی بود. به واقع اگر ما شهید بهشتی را نداشتیم، بسیاری از کادرها را نداشتیم. اینکه امام می‌گویند ایشان یک ملت بود. توصیه‌های ایشان را من اتحادیه‌های انجمن‌های اسلامی را که نگاه می‌کردم آقای بهشتی نه تنها منظومه فکری داشت و سامان‌یافته فکر و عمل می‌کرد، تشکیلات به وجود می‌آورد، نه تنها ساختار ایجاد می‌کرد کادر می‌ساخت بلکه در دستورالعمل‌ها برای آن‌ها برنامه خودسازی چه خودسازی معنوی و آرمانی و علمی و ... داشت. پویایی این سیستم برای من جالب است. ایشان چند سازوکار عملی هم پیشنهاد می‌دهد علاوه بر اینکه می‌گوید شما خودتان بروید این را برای اتحادیه انجمن اسلامی خارج از کشور می‌فرماید اگر می‌خواهید این پویایی حفظ شود این‌ها را انجام دهید تکیه هر چه بیشتر روی بعد ایمان و عمل برخورد محبت‌آمیز با دیگران دوری از خودخواهی و پذیرش انتقاد اهمیت انضباط تشکیلاتی و خو کردن، خیلی از ما امروز در کشور فاقد تفکر برنامه‌ای هستیم، فاقد منظومه اندیشه‌ای هستیم زمانی نایب‌رییس مجلس شورای این کشور در مصاحبه گفته است مدیران ما نیاز نیست فکر کنند و در مباحث فلسفی و غیره بروند باید آن چیزهایی که به آن‌ها گفته می‌شود را عمل کنند این‌ها با مبانی دینی ما سازگار نیست، با مبانی عقلی ما سازگار نیست. گاهی از اوقات هم این‌قدر جامعه با بی‌تفاوتی در این عرصه‌ها کشیده شده به سادگی از کنار این‌ها می‌گذرد، نظم در زندگی خصوصی، اهمیت به کارهای تعاونی، تقویت جسم و پرداختن به تفریحات سالم، تقویت روحیه افراد و آماده‌سازی آن‌ها این‌ها توصیه‌های عملی است.

تعداد دیدگاه ها0