إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا 84 الكهف

1393/8/30

موفقیت دنیا با مدیریت جهادی رقم می‌خورد

نویسنده ایرج ندیمی

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی

عناصر اصلی که در اقتصاد مقاومتی باید به آن توجه داشته باشیم، مربوط به حوزه داخلی و خارجی اقتصاد مقاومتی است. درباره بخش خارجی این اقتصاد باید به‌گونه‌ای عمل کرد که کاهش واردات یا صادرات داشته باشیم؛ بنابراین هر چیزی که مربوط به کاهش صادرات مواد خام و فراوری نشده باشد، یا هر چیزی که به هر اندازه کالای مصرفی را به کالای واسطه‌ای تغییر دهد، اقتصاد مقاومتی خوانده می‌شود. در بخش فرامرزی و خارجی موضوعاتی از قبیل کاهش یا تغییر الگوی واردات و افزایش یا تغییر صادرات تلقی می‌شود. در بخش داخلی، اقتصاد مقاومتی یعنی اینکه همه ثروت کشور اعم از انسانی، معدنی و طبیعی به وضوح دیده شده و همه فرصت‌ها به کار گرفته شود. لذا بنا را بر این بگذاریم که از نیرو و سرمایه انسانی در بُعد تولید حداکثری استفاده کنیم. البته اضافه‌تر اینکه در موضوع فرهنگ، تولید، توزیع و مصرف با رویکردهای دینی، انقلابی و اقتصادی روبه‌رو است. به معنی دیگر: در تولید داخل به دنبال تولیدی بهینه با کیفیت، قیمت نازل، کمیت بالا و تولید انبوه با قابلیت رقابتی با کالاهای داخلی و خارجی باشیم.
در همین راستا، همه توانایی‌های کشور در بعد کشاورزی، خدمات، فناوری، صنعت، تجارت و گردشگری تحت تأثیر قرار می‌گیرد. با این حال، در حوزه اقتصاد مقاومتی برگشتی وجود دارد، البته نه برگشت به سنت‌های تولید، بلکه برگشت نوین و استفاده از آخرین فناوری‌ها و دستاوردهای مکانیزه با قابلیت جهانی؛ بنابراین باید توجه داشته باشیم که تحریم، بخشی از ضرورت‌ها و رویکردها را، به صورت ناخواسته برای ما به فرصتی تبدیل کرد تا بدانیم چه چیزی نداریم، چه چیزی داریم و چه کاری می‌خواهیم انجام دهیم. با این توضیحات بخشی از اقتصاد مقاومتی ریشه در تحریم تحمیلی غرب دارد و بخش دیگر آن با توجه به موضوعات منابع انسانی، منابع معدنی و صنعتی ما تعریف می‌شود.
همچنین بر اساس نیاز بازار و مشتری داخلی و خارجی سمت و سوی بازار را تعیین می‌کند. لذا اقتصاد مقامتی نیازمند مدیریت جهادی است و مدیریت جهادی نیاز است تا بتواند شرایط را سر و سامان دهد. به این معنی که شرایط در مدیریت جهادی با شرایط عادی متفاوت است و در این مقطع به مدیری نیاز داریم که علاوه بر ابعاد اداری، تعهدات شغلی، مبارزه، پیگیر بودن، برنامه داشتن و ایثارگرانه خدمت کردن را مد نظر داشته باشد. مثلاً مدیری که جهادی عمل می‌کند، خودش را مقید به ساعت کاری نمی‌داند که بیش از 8 ساعت کار نکند و همچنین از نظر تعهد کاری، سعی می‌کند وظیفه خود را درست انجام داده و در زمینه همکاری با دیگران خودخواهانه عمل نکند.
معتقدم یک مدیر جهادی، از مشورت و فکر دیگران استفاده می‌کند و تلاش دارد با روش تولید یا عرضه، خودش را نوسازی کند. بنابراین در مدیریت جهادی سخن از تعهد و دلبستگی آرمانی است و در عین حال واقع‌بینی، روشن‌گری و ایثارگری موج می‌زند.
چیزی که روشن است اینکه همه موفقیت‌ها در دنیا بستگی به مدیریت جهادی دارد و به زبان ساده هیچ دانشمندی در شرایط عادی دانشمند نشده است و هیچ مخترعی در شرایط عادی به اختراع خود دست نیافته و همه مرارت‌ها، مشکلات، پیگیری‌ها، استفاده از ظرفیت‌ها و منابع را به کار بسته تا توانسته به موفقیتی برسد.
بر این اساس، موفقیت ریشه در همت دارد. همت، مشارکت و تداوم در خدمت، می‌تواند عنوانی جهادی پیدا کند که البته فقط به جامعه ما مربوط نمی‌شود، در هرکجای دنیا هر انسانی که استعدادها، توانمندی‌ها و نیازها را بشناسد و برای رفع آن نیازها از امکانات، اعتبارات و منابع بهره ببرد و آن را با شرایطی متفاوت از شرایط عادی تعقیب و پیگیری کند، همان مدیریت جهادی است. در نتیجه، موفقیت در دنیا به همت و تلاش جهادی بستگی دارد که زمینه‌ساز اقتصاد مقاومتی است.

 

تعداد دیدگاه ها0