إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا 84 الكهف

تاملی بر الگوی مدیریتی حضرت امام خمینی در دوران دفاع مقدس1394/6/10

تاملی بر الگوی مدیریتی حضرت امام خمینی در دوران دفاع مقدس

نویسنده قاسم یکله

مدیر موسسه فرهنگی هنری بانیان اندیشه پیشرو

بحران­ ها آزمون مدیریت جوامع هستند که سیستم­ های سیاسی را به چالش می­کشند. بررسی چگونگی مدیریت بحران­ها در کشورها، می­تواند ارزیابی مثبتی برای سیستم­های مدیریتی گوناگون باشد. جنگ یکی از این بحران ها است که تا به امروز کشورهای متعددی را درگیر خود ساخته است. بررسی مدیریت جنگ­ در کشورهای گوناگون تجربه­ های موفق و ناموفق متعددی را آشکار می­ سازد. برای نمونه جمهوری اسلامی ایران یکی از طولانی ترین جنگ­های جهان معاصر را تجربه کرده است. جنگ تحمیلی یکی از آزمون­هایی بود که سیستم نوپای جمهوری اسلامی را و شاید استعدادهای رهبری و ظرفیت­های مدل حکومتی ولایت فقیه را به چالش فراخواند. در همین زمینه بررسی چگونگی مدیریت حضرت امام(س) در جنگ تحمیلی می­تواند تجربه جمهوری اسلامی ایران را در مدیریت بحران­ها رهنمون سازد.

تأملی در شیوه مدیریت جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از سوی امام خمینی (س) - به ویژه در سال های نخستین آن- الگوی منحصر به فردی از مدیریت بحران های سیاسی را نشان می دهد. بر خلاف تصور عده ای از تحلیل­گران که شیوه مدیریت امام را صرفا فردی یا کاریزماتیک و در ارتباط مستقیم با مردم می­پندارند، ایشان در کنار مردم مداری از مدیریت سیستمیک نیز در مدیریت جنگ استفاده کردند. مدیریت سیستمیک بحران های سیاسی، الگوی رایج در واحدهای سیاسی مختلف می باشد.

در این الگو، هر گونه تصمیم­گیری و مدیریت بحران، در چارچوب سلسله مراتب و نظام تصمیم­گیری حاکم اتخاذ می­شود. در حالی که در شرایط عادی، پروسه تصمیم­گیری مطابق قانون اساسی و قواعد رایج صورت می­گیرد، در شرایط بحرانی مانند بروز جنگ، فرآیند تصمیم­گیری متحول می­شود و به صورت خاص در می­آید.

با آغاز جنگ تحمیلی امام خمینی(س) با تأکید بر انسجام و وحدت درونی و دوری از اختلافات سعی کرد تا اولین گام در برابر این بحران را با حفظ انسجام درونی و استفاده از عاملان انسانی که سراپا همه گوش به فرمان رهبری او بودند، بردارد.

در ابتدای تجاوز عراق به ایران، اولین گام ایشان، پیام به جامعه برای حفظ خونسردی و برخورداری از آگاهی در برابر اغتشاشاتی است که گروهک منافقین ایجاد می­کند. امام با هوشیاری در برابر این دو بحران یعنی اعلام جنگ عراق و اغتشاشات منافقین ملت را آرام می­کند، سپس منافقین را مورد خطاب خود قرار می­دهد که در صورت تداوم این اغتشاشات در شرایط جنگی آن­ها نیز همراه و متحد عراق هستند.(ن. ک. صحیفه امام، ج13، ص221)

در همین زمینه هرساله حضرت امام(س) به مناسبت تجاوز ارتش بعث به خاک ایران پیامی را ایراد می فرمودند. به عنوان نمونه در پیامی که ایشان در 31 شهریور 1362 ایراد کردند آمده است: «سقوط صدام تا حدى است که حتى با منافقین فرارى، که خود از او مفلوکتر و شکست‏ خورده‏تر هستند، دست اخوت مى‏دهد. و منافقین نیز که براى ترمیم ننگ و بى‏آبرویى خود به هر حشیشى متشبث مى‏شوند و تنها براى اینکه رادیو بغداد اسمى از این مدعیان نجات خلق بَرَد با کمال وقاحت با صدام جانى، که با خمپاره‏ها و موشک ها هزاران زن و مرد و کودک و بزرگ و کوچک این مرز و بوم را شهید کرده است و هر روز شهرهاى این خلق بی گناه را با توپ هاى دوربرد بر سرشان خراب مى‏کند، دست اخوت و برادرى مى‏دهند، و رسماً براى آنان جاسوسى مى‏کنند. و با آنکه سران منافقین در دامن امریکا و فرانسه مشغول عیاشى و خوشگذرانى هستند، مع الأسف عده‏اى نوجوان را با حیله و تزویر گول زده و قدرت تفکر را از آنان سلب نموده‏اند. امیدوارم نوجوانان فریب خورده با دیدن این جنایات و روشن شدن همدستى آنان با صدام، دیگر کورکورانه از آنان تبعیت نکنند.» (صحیفه امام، ج‏18، ص: 147)

گام بعدی حضرت امام در مدیریت بحران جنگ حماسی است. از یک سو انقلاب در مراحل اولیه خود قرار داشت و هنوز نیروهای کشور به سازماندهی و تشکیلات مناسب دست نیافته بودند و از سویی نیز جنگی روانی مبنی بر پیروزی عراق در آغاز جنگ شکل گرفته بود. کسانی مانند هنری کیسینجر پیش‌بینی کرده بودند عراق در یک جنگ ده روزه می‌تواند بر جمهوری اسلامی پیروز شود. همچنین همان روز بختیار که شناخت بیشتری از بقیه­ ی مردم ایران داشت سقوط نظام جمهوری اسلامی را ظرف چند ماه محقق دانست و صدام در روز اول جنگ گفته بود که هفت روز دیگر به تهران خواهیم رسید.

حماسی بودن در چنین شرایطی به این معنا است که امام به عنوان رهبر فکری، بسیج­گر و سیاست­گذار، با اطمینان در هشدار به شروع جنگ، عراق و حامیانش را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید: «گمان نکند ملت ما که دولت ایران و ارتش ایران عاجز از این است که جواب به اینها بدهد. هر وقتى که مقتضى بشود من پیامى به ملت خواهم داد و به صدام حسین و امثال او ثابت خواهم کرد که اینها، این اذناب امریکا قابل ذکر نیستند...» (صحیفه امام، ج‏13، ص: 221)

مطالعه رفتار و عملکرد امام خمینی(س) در دوران دفاع مقدس نشان می­دهد که ایشان از شیوه مزبور مدیریت بحران­ها، بیشترین بهره را برای اداره احسن جنگ برده اند. نمونه بارز این نوع مدیریت نیز، تأکید خاص حضرت امام به نقش شورای عالی دفاع بود. این شورا که مطابق قانون اساسی برای اداره امور جنگ تشکیل شده بود؛ نقشی اساسی در تصمیم­ گیری­ های مرتبط با جنگ داشت. امام در سخت­ ترین شرایط جنگ تحمیلی نیز از این شورا سلب مسئولیت نکرد و همواره، بر تمرکز تصمیم­گیری­ها در آن تأکید داشت. برای نمونه، ایشان در بیانیه­ای خطاب به مردم و مسئولان در 25 اسفند 1359 ضمن تأکید بر معیار بودن قانون اساسی در اعمال نهادها و مأموریت یافتن شورای عالی دفاع می­فرمایند: «مسائل دفاع در شورا مطرح و رسیدگى مى‏شود و پس از تصویب، تصمیم در اجرا با فرماندهى کل قواست و قواى مسلح باید اوامر ایشان را اجرا نمایند.» (صحیفه امام، ج‏14، ص202)

 

 با آن که این شورا، به صورت مرتب جلسه هایی را در خدمت امام تشکیل می­داد، اما امام به ارائه رهنمودهای کلی بسنده و به هیچ وجه سعی نمی­کردند اختیارات آن را محدود کنند و یا به طول کامل به تصمیم­هایش جهت دهند. در چارچوب سلسله مراتب تصمیم­گیری و اجرا، امام بر رعایت سلسله مراتب و اطاعت نیروها از فرماندهان خود تأکید ویژه ای داشتند. برای نمونه، ایشان تا جایی که ممکن بود بر فرماندهی کل قوا از سوی بنی­صدر (علی رغم عملکرد منفی وی) تأکید می­کردند. در سطوح پایین نیز، به طور مرتب نیروهای ارتش، سپاه، بسیج و ژاندارمری را به اطاعت از فرماندهان خود توصیه می­نمودند.

همچنین در کنار احترام به قانون اساسی حضرت امام(س)، حرکت جوانان به سوی جبهه­ ها با پیام­های پرنفوذ رهبر، یک جریان «هنجار درونی» به وجود آورد که به تدریج همه­ اقشار را فراگرفت. «اى جوانان دانشگاهى، اى دانشجویان عزیز، به فریاد کشور و اسلام و ملت خودتان برسید و قهرمانانه قیام کنید که فرج شما نزدیک و حزب خدا بر حزب شیطان غلبه مى‏کند.» (صحیفه امام، ج‏13، ص: 269)

 

از سوی دیگر، جنگ به دلیل ماهیت انقلاب ایران خاصیتی مذهبی داشت. رهبری امام نیز بر بستر مذهب جریان داشت و با آموزه­ های مذهبی آمیخته بود. امام با بهره­ گیری مناسب از خاطره جمعی مخاطبان خود، آموزه­ های مذهبی را به جریان انداخت. این گواهی بود بر تفکر امام که دین را جاری در زندگی می­دانست و به آن ابعادی همه­ جانبه می­بخشید

امام خمینی(س) با بهره­ گیری از آموزه­ هایی که از اسلام داشت و بر اساس توانایی و قابلیت­های رهبری خویش در هنگام جنگ توانست با شناخت از وضع موجود، تصمیم­ گیری سنجیده و مطابق با شرایط انجام دهد. تأکید بر انسجام و بهره­ گیری از آموزه­های مذهبی و ایجاد امواج مردمی در برابر نیروی متجاوز در آن شرایط، کاربرد بهینه­ ی داشته­ های کشور بود. ایشان با شناخت از واقعیت­ ها و حقیقت­ های موجود سیستم نوپای جمهوری اسلامی، با تلفیق آموزه­ های مذهبی و ملی و برجسته کردن اتحاد درونی توانست تا سرمایه اجتماعی را تقویت نماید و همین امر یکی از ابعاد مثبت مدیریت رهبری در دروان جنگ تحمیلی بود. چنانچه کشوری که در وضعیت بحران در بحران قرار داشت، توانست با مدیریت صحیح منابع انسانی و تقویت انسجام درونی، جنگ را به نفع خود پایان دهد. تجربه­ مدیریتی امام خمینی(س) در چنین شرایطی، تبلور آمیختگی توانایی­های فکری، بسیج­ گرانه و سیاسَت­گذارانه­ ایشان بود.

تعداد دیدگاه ها0