إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا 84 الكهف

بررسی مؤلفه‌های مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی در گفت‌وگو با محمد غرضی:

1393/8/30

اقتصاد مقاومتی به معنای تکیه بر تولید داخلی است

مهمان سید محمد غرضی

وزیر نفت دولت دولت موسوی و وزیر پست و تلگراف دولت هاشمی رفسنجانی

سبب: اقتصاد مقاومتی از جمله مفاهیم ضروری این روزهای کشور است که تحقق آن بسترهای مناسب اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی نیاز دارد. در این میان مدیریت جهادی از جمله کلیدواژه‌هایی است که بیشترین قرابت مبنایی با سمت‌وسوی تحقق اقتصاد مقاومتی دارد. طرح چنین مسئله‌ای با کسی که سال‌های زیادی از ابتدای انقلاب در سطوح بالای مدیریت کشور بوده است، از آن جهت اهمیت دارد که در آن سال‌ها شرایط ویژه کشور، لزوم انجام امور بر محوری جهادی اجتناب‌ناپذیر بود و تجارب برجای‌مانده از آن می‌توان چراغ راه بسیاری از راه‌های تازه در ایران امروز باشد. سیدمحمد غرضی از ابتدای انقلاب تا کنون تصدی‌گری وزارت نفت، وزارت پست و تلگراف و تلفن و همچنین نمایندگی مجلس را در کارنامه خود دارد. او سال ۹۲ به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری وارد عرصه انتخابات شد و شعار خود را دولت ضدتورم قرار داد. غرضی در این گفت‌وگو مقاومت در برابر ورود کالاهای خارجی را یکی از محورهای اقتصاد مقاومتی عنوان می‌کند و مدیریت جهادی را هم در همین راستا و در جهت حمایت از تولید داخلی می‌داند. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید:

http://sa-bab.ir/files/20141122063208-IMG_0403_1_0.jpg

مدیریت جهادی چه کارکردی دارد و فکر می‌کنید در شرایط فعلی کشور، طرح این مسئله چه اندازه ضروری است؟


مدیریت جهادی برای این است که مردم دستشان در کار کردن باز باشد و تولید داخلی جانشین تولید خارجی شود و واردات کاهش یابد و کیفیت تولیدات داخلی نیز افزایش یابد. این مسئله‌ای است که ما سال‌هاست از آن رنج می‌بریم. آن‌گونه که من تاریخ را مطالعه کردم از قبل مشروطه تمام بازارهای منطقه در اختیار ایران بوده است به خصوص نساجی و پارچه اما آرام‌آرام تولیدات داخلی از بین می‌رود و واردات جای آن را می‌گیرد. ما ملتی بودیم که خودمان تولید می‌کردیم و مصرف می‌کردیم.

مدیریت جهادی برای این است که مردم دستشان در کار کردن باز باشد و تولید داخلی جانشین تولید خارجی شود و واردات کاهش یابد و کیفیت تولیدات داخلی نیز افزایش یابد

 

ایراد کجاست؟ چه شد که حالا واردات جای تولید داخلی را گرفته است؟


با توجه با اینکه درآمدهای نفتی در اختیار دولت است و قیمت ارز را دولت تعیین می‌کرده است، دولت‌ها زودگذرند و عمرشان کوتاه است، واردات را بر تولید ترجیح دادند و تولید داخلی همه‌اش از بین رفت. آن چیزی هم که در داخل کشور تولید می‌شود با کمک دولت سر پا مانده است.
حتی در بخشی از کشاورزی هم با سوبسیدهای دولتی مواجه هستیم. خدمات در کشور خیلی جلو رفت اما تولید به‌طور کامل عقب افتاد.

 

در چنین شرایطی جایگاه مدیریت جهادی کجاست؟


مدیریت جهادی مقصودش این است که بیشتر بتواند عوامل تولید در داخل کشور شکل پیدا کند. در واقع هدف مدیریت جهادی این است که در تولید، هم سرمایه سودآور باشد هم نیروی کار متخصص و کارآمد باشد و هم این تولید بتواند با تولید خارجی رقابت کند و کیفیتش شکل بگیرد. در حال حاضر در هر زمینه‌ای که ورود کنیم، می‌بینیم که اوضاع تولید مناسب نیست. مخصوصاً از زمانی که چین وارد بازار شد، آن بخشی از تولید که کیفیتش پایین بود به‌طور کل از بین رفت. کالاهای چین با کیفیت پایین ولی ارزان خیلی راحت جانشین کالاهای بی‌کیفیت ما شدند.

هدف مدیریت جهادی این است که در تولید، هم سرمایه سودآور باشد هم نیروی کار متخصص و کارآمد باشد و هم این تولید بتواند با تولید خارجی رقابت کند

 

شما گفتید مدیریت جهادی به معنی حمایت از تولید داخلی است، در این وضعیت تعامل اقتصادی با دنیا چگونه تعریف می‌شود اینکه ما هم بتوانیم از تولید داخلی‌مان حمایت کنیم و هم اینکه تعاملات اقتصادی با دنیا را قطع نکنیم، چگونه می‌توان این مسئله را حل کرد؟


به نظر من باید حرف من تجزیه و تحلیل شود. تا زمانی که رشد تورمی در کشور وجود دارد، قطعاً ابزار مقایسه با جهان را نداریم. تا زمانی که پول ملی تثبیت نشود و قیمتش با طلا سنجیده نشود و یا با ارزهای خارجی بدون تورم سنجیده نشود، نمی‌توان به راحتی وارد رقابت شد. در دولت نهم قیمت ارز تثبیت شد ولی تورم به سرعت بالا رفت و دولت دائم طلا وارد می‌کرد و قیمت سکه و دلار را روی قیمت دلار هزار تومانی تثبیت می‌کرد وقتی که دولت دیگر درآمد نداشت به یک باره ارز هزار تومانی به سه هزار تومان رسید.

 

در واقع شما ریشه همه چیز را در تورم می‌بینید؟


ببینید در کشور ما، سرمایه‌گذاری در تولیدمان جواب تورم را نمی‌دهد یعنی در حال حاضر اگر پول در بانک بگذارید، ۲۰ تا ۲۵ درصد سود دریافت می‌کنید،‌ اما اگر همین سرمایه را به بخش تولید ببرید اصلاً هیچ شغلی را نمی‌توانید پیدا کنید که تا این میزان سودآوری داشته باشد. الآن بسیاری از شغل‌ها از بین رفته است علتش این است که سرمایه‌گذاری در تولید به هیچ عنوان نمی‌تواند با سود سپرده‌گذاری در بانک‌ها رقابت کند.

 

علتش چیست؟ علتش این است که خود بانک‌ها کارگزار اقتصادی شده‌اند؟


این فرع قضیه است. بانک‌ها چون می‌بینند که نمی‌توانند جواب سرمایه‌گذار را بدهند، به فعالیت‌های فرعی می‌پردازند. برای مثال آن‌ها زمین‌های کارخانه‌ها را می‌خرند و بعد در مزایده می‌فروشند. مثلاً در تهران کارخانه‌های زیادی وجود داشت که الآن اثری از آن نیست. در واقع تحت عنوان انتقال صنایع به خارج شهر عملاً فقط زمین کارخانه‌ها فروخته شد و دیگر کارخانه جدیدی به وجود نیامد. زمین کارخانه‌ها هم بعد از مدتی با افزایش قیمت مواجه شد و سودآوری داشت.

 

در واقع فکر می‌کنید رفتن به سمت واسطه‌گری به جای سرمایه‌گذاری در تولید، کار را به اینجا رساند؟


به نظرم اقتصاد تورمی باعث این مسئله شد. چون دولت بیش از درآمدش هزینه می‌کند به این گرفتاری‌ها مبتلا می‌شویم.

 

خب ما چند سالی است که از اقتصاد مقاومتی یاد می‌کنیم،‌ آیا تعریفی از این مسئله وجود دارد؟

اقتصاد مقاومتی به معنای مقاومت در برابر ورود کالاهای خارجی است؛ یعنی مقاومت کنیم و خودمان دست به تولید بزنیم


به نظر اقتصاد مقاومتی به معنای مقاومت در برابر ورود کالاهای خارجی است؛ یعنی مقاومت کنیم و خودمان دست به تولید بزنیم. این مسئله از ملت شروع می‌شود و به سیاست‌گذاری دولت ختم می‌شود. ما می‌توانیم همه چیز را تولید کنیم. استعداد، نیروی کار، زمین،‌ انرژی و بازار داخلی وجود دارد. ما بازار داخلی را در اختیار تولیدکننده خارجی گذاشته‌ایم؛ یعنی به یک باره، تولید داخلی را زمین‌گیر کرده‌ایم. در حال حاضر که دولت ورود برنج را ممنوع کرده است تا زمانی که قیمت ارز، بر همین مبناست این مسئله مقاومت می‌کند ولی همان‌طور که هزینه تولید بالا می‌رود،‌ برای تولیدکننده شرایط سخت می‌شود؛ بنابراین تولیدکننده یکی دو سال بعد دیگر نمی‌تواند مقاومت کند.

 

مسئله دیگری هم در این میان وجود دارد، ببینید وقتی شما می‌گویید که اقتصاد مقاومتی به معنای مقاومت در برابر ورود کالای خارجی است این استنباط به وجود می‌آید که منظور از اقتصاد مقاومتی نوعی اقتصاد ریاضتی است،‌ چقدر این مسئله را درست می‌دانید؟


http://sa-bab.ir/files/20141122063517-IMG13304481.jpgدولت که نمی‌تواند گندم وارد نکند، دولت که نمی‌تواند شکر وارد نکند، دولت نمی‌تواند چای وارد نکند. ریاضتی یعنی اینکه مرد نخورند. این مسئله با واکنش مردم مواجه می‌شود. کلمه مقاومتی حسنش بر این است که دولت، ملت و نیروی کار متخصص و سرمایه‌گذار با هم کار کنند؛ یعنی اینکه نمی‌توان اقتصاد مقاومتی را فقط مسئولیت دولت یا مردم یا سرمایه‌گذار دانست، این‌گونه نگاه کردن، درست نیست. اقتصاد مقاومتی به معنای مقاومت عامه در مقابل ورود کالایی است که خودمان می‌توانیم تولید کنیم. مثلاً در مورد اتومبیل باید با تعریف بهتری مواجه شویم. ولی به صورت عموم وقتی که می‌توانیم مایحتاج زندگی را تولید کنیم باید در برابر وارد کردن آن از خارج مقاومت کرد؛ به شرط آنکه سرمایه در تولید، سودآور باشد. در دنیا وقتی که سرمایه‌ای در تولید قرار داده می‌شود، هزینه بانکی‌اش ۱ تا ۲ درصد است. سود آن هم اگر خوب عمل کند، ۵ تا ۶ درصد است. هرگز سرمایه‌گذاری در امر تولید در دنیا، سود ۱۰ درصد ندارد.

 

البته باید این مسئله را با توجه به نرخ تورم خودشان ببینیم.


خب نرخ تورم اروپایی‌ها همین ۱ یا ۲ درصد است. این صحبت شما کاملاً درست است. من هم همین هدف را داشتم که بحث به اینجا کشیده شود. وقتی که سود سرمایه، ۲ یا ۳ درصد بالاتر از تورم باشد، سرمایه‌گذاری موفق است؛ اما زمانی که سود سرمایه روی شغل، کار و تولید کمتر از تورم باشد، دیگر سرمایه‌گذاری موفق نخواهد بود. سود سرمایه در ایران عملاً منفی است. در سال ۷۵ گزارش وزیر صنایع و معادن نشان می‌داد که ۱۱۰۰۰ سوله خالی است و تولیدی نداریم. همین حالا هم اگر به شهرک‌های صنعتی برویم می‌بینیم که بسیاری از آن‌ها خاک می‌خورد.

 

به هر حال ریشه‌های مدیریت جهادی را می‌توان در سال‌های نخست انقلاب پیدا کرد، شما هم در آن سال‌ها در بالاترین سطوح مدیریتی کشور حضور داشتید، فکر می‌کنید این مسائل کشور چگونه پیش می‌رفت؟


در دهه اول انقلاب، قیمت ارزی که واگذار می‌کردیم، ۷ تومان بود. این ارز در بازار آزاد ۳۰ تا ۵۰ تومان بود. وقتی که دولت آقای موسوی تمام شد، به ۱۵۰ تومان رسید. مخصوصاً آن چهار سال اول که من وزیر نفت بودم، سال‌های ۶۰ تا ۶۴ وقتی که 20 میلیارد دلار می‌آمد و با قیمت ۷ تومان تزریق می‌شد، خیلی از امور انجام می‌شد؛ اما آن وضعیت نمی‌توانست دوام پیدا کند. از سال ۶۴ که درآمد دولت کم شد، به یک‌باره همه جریان‌ها تحت فشار قرار گرفت و دولت اعلام کرد که درآمد ندارد و جنگ هم وجود داشت.

مدیریت جهادی متعلق به دولت، ملت، آحاد مردم، فقها و علما و سیاستمداران است. شکست ما در اقتصاد آنجایی است که دولت‌هایمان بیش از درآمدشان هزینه می‌کنند

 

در زمان حاضر اگر بخواهیم نسبت مدیریت جهادی با اقتصاد مقاومتی را بررسی کنیم، چه مؤلفه‌هایی مدنظر است؟


مدیریت جهادی متعلق به دولت، ملت، آحاد مردم، فقها و علما و سیاستمداران است. شکست ما در اقتصاد آنجایی است که دولت‌هایمان بیش از درآمدشان هزینه می‌کنند. دولت متعهد می‌شود و شعار می‌دهد و کاری انجام می‌دهد، زمانی که با جامعه مواجه می‌شود می‌بیند برخی سودهای کلان می‌برند، دولت خودش چیزی در دسترس ندارد باید جواب تعهدات دولت‌های قبل را هم بدهد. این سی سال را که من با دقت دنبال کردم، دولت‌ها در مقابل عمل انجام‌شده قرار می‌گیرند و نمی‌توانند خودشان را تثبیت کنند. اینکه عده‌ای راست هستند و عده‌ای چپ و هر گروه می‌آید و بر هزینه‌های دولت می‌افزایند، خط قرمز است. کسانی که می‌آیند که هزینه‌های دولت را بالا می‌برند تا گروه خودشان را خوش‌نام کنند، از خط قرمز عبور کرده‌اند و بعد از مدتی هم دولت را از دست می‌دهند و عده‌ای دیگر می‌آیند و دولت را می‌گیرند و سرنوشت همه یکی می‌شود و هزینه‌ها بر درآمدها افزایش می‌یابد.

 

آقای غرضی راهکار چیست؟


راهکار تصمیم ملی و عمومی است که بیاییم و بگوییم که جمع قدرت سیاسی متوقف بشود بر این امر که به هر شکل ممکن با هزینه بیشتر نسبت به درآمد، مبارزه کرد.

 

چه کسی باید این تصمیم را بگیرد؟


این تصمیم قدرت سیاسی است نه گروه‌ها و احزاب. راه‌حل این مسئله اجتماعی-سیاسی-انقلابی است.

 

تعداد دیدگاه ها0