إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا 84 الكهف

ابوالفضل قناعتی عضو شورای شهر تهران در گفت‌وگو با سبب:

1393/8/30

اقتصاد مقاومتی با روحیه مدیریت جهادی منجر به استقلال کشور می‌شود

مهمان ابوالفضل قناعتی

عضو شورای شهر تهران

سبب:‌ یکی از موضوعاتی که در حوزه اقتصاد مقاومتی مطرح می‌شود، نسبت آن با مدیریت جهادی است. مدیریتی که تجربه اندوخته سال‌های نخست انقلاب، آن را به مدلی برای ورود به دیگر عرصه‌ها بدل کرده است و از این رهگذر می‌توان استراتژی‌های متناسب با شرایط مختلف را ارائه کرد.
ابوالفضل قناعتی عضو شورای شهر تهران در گفت‌وگو با «سبب»، مدیریت جهادی را مدیریتی انقلابی می‌داند که با عقلانیت پیوند خورده است. قناعتی تأکید می‌کند اگر روحیه مدیریت جهادی وجود نداشته نباشد، نمی‌توان در عرصه اقتصاد نیز از وابستگی رهایی پیدا کرد. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

 

وقتی از اقتصاد مقاومتی صحبت می‌شود، منظور از این اصطلاح چیست؟


اقتصاد مقاومتی به معنی خوب استفاده کردن از تمام ظرفیت‌های کشور است. برای مثال از آبی که در اختیار ما هست خوب استفاده کنیم. در واقع این‌گونه نباشد که به دلیل سوء مدیریت یا مشکلات کاری بخواهیم منابع خدادادی را هدر بدهیم که در این صورت قطعاً به مشکل می‌خوریم.

 

عده‌ای معتقدند که اقتصاد مقاومتی به معنای ریاضت‌کشی است، شما چقدر این مسئله را می‌پذیرید؟

منظور مقام معظم رهبری از اقتصاد مقاومتی این است که اقتصاد ما مبتنی بر عقلانیت، تجربه و منطق باشد


نه این‌گونه نیست. این حرف برای انسان‌های تنبلی است که نمی‌خواهند از فکرشان استفاده کنند. منظور مقام معظم رهبری از اقتصاد مقاومتی، استفاده خوب، مبتنی بر عقلانیت و اندیشه و همراه با حساب و کتاب است. اینکه ما بخواهیم ریاضت بکشیم یا سختی بکشیم به معنای اقتصاد مقاومتی نیست. منظور مقام معظم رهبری هم این نیست. برای مثال وقتی که ما می‌توانیم با یک بطری آب‌معدنی کوچک تشنگی را رفع کنیم، دیگری نیازی نیست یک بطری بزرگ آب‌معدنی را باز کنیم که مجبور شویم بقیه آن را دور بریزیم. ایشان می‌گویند که باید صنعت با منطق، دلیل و تجربه و علم جلو برود تا این صنعت نتیجه و خروجی داشته باشد. نه اینکه امور را بدون منطق، عقل و تجربه دنبال کنیم که ضرر و زیان به دنبال داشته باشد. بعد از صحبت‌های رهبری هم این برداشت وجود داشت که تمام منظور ایشان از اقتصاد مقاومتی این است که اقتصاد ما مبتنی بر عقلانیت، تجربه و منطق باشد.

 

اقتصاد مقاومتی با این تعریفی که شما ارائه دادید، چه اندازه با توجه به شرایط کشورمان ضرورت دارد؟


حتماً این مسئله ضرورت دارد. وقتی که می‌گوییم مدیریت اقتصادی کشور بر اساس عقلانیت باشد به این معنی است که ما باید در بحث‌های مختلف به خصوص صنعت، بیاییم کاری بکنیم که روی پای خودمان بایستیم که این مسئله خودش نوعی مقاومت است. برای مثال در صنایع این احساس در کشور و در باورهایمان به وجود نیاید که ما همه چیز را از خارج وارد کنیم. ما باید در صنعت با استفاده از دانشمندان خودمان به خوداتکایی برسیم و تولید داشته باشیم تا وابسته نباشیم و از ظرفیت‌های داخلی استفاده کنیم.

 

در واقع این خوداتکایی را مبنای اقتصاد مقاومتی می‌دانید؟


خوداتکایی، مقاومت کردن در برابر کسانی است که می‌خواهند کشورهای دیگر را استعمار کنند. مقاومت ما در مقابل کشورهای استعمارگر است. ما باید بیاییم در تمام حوزه‌ها از صنعت و کشاورزی برای تولید در داخل برنامه‌ریزی کنیم تا روی پای خودمان بایستیم و بهترین‌ها را تولید کنیم و در برابر استعمار و تهاجم مقاومت کنیم.

 

پیش از آنکه وارد بحث اصلی و نسبت مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی شویم، به نظر شما مفهوم مدیریت جهادی، خودش به چه معناست؟


مدیریت جهادی یعنی یک مدیریت انقلابی، یعنی مدیریتی که از عمق وجود افراد دلسوز و علاقه‌مند به نظام بیرون آید؛ یعنی افرادی که منتظر نمی‌مانند که دیگران برای آن‌ها کار انجام دهند. این افراد خودجوش فکر می‌کنند، عمل می‌کنند. مثالی که می‌توانم بزنم در مورد شهدای دانشمند است که به صورت انقلابی در سطوح بالای علمی فکر کردند و به دنیا نشان دادند که با یک حرکت جهادی و انقلابی به مدرن‌ترین تکنولوژی دنیا دست پیدا کردند. در دیگر عرصه‌ها هم افراد با یک روحیه مستقل،‌ انقلابی و جهادی می‌توانند شبانه‌روز تلاش کنند. باید دلسوزانه وقت بگذارند که این مسئله همراه با عقلانیت است تا یک کار جهادی در جامعه انجام شود. این مسئله می‌تواند در تمامی حوزه‌ها باشد.

 

چه ضرورتی دارد که دوباره بحث مدیریت جهادی مطرح شود، عده‌ای می‌گویند که مدیریت جهادی مختص همان سال‌های نخست انقلاب و دوران جنگ است؛ سؤال اینجاست که چرا در این مقطع ما باید دوباره از بحث مدیریت جهادی صحبت کنیم؟


هر کاری که نگاه دلسوزانه و انقلابی و جهادی داشته باشد، باعث می‌شود که حرکت‌ها بهتر جلو رود. برای مثال در زمان جنگ، قرار می‌شد که یک شهر آزاد شود، ما آن زمان منتظر نمی‌ماندیم که حساب و کتاب‌های ارتش‌های کلاسیک دنیا فراهم شود، بلکه ما با امکانات موجود می‌نشستیم و فکر می‌کردیم و با برنامه‌ریزی جلو می‌رفتیم و به اهدافمان می‌رسیدیم. آن روحیه بود که هشت سال ما را در برابر دنیا حفظ کرد. روحیه‌ای که همراه با عقلانیت بود حالا هم اگر بخواهیم آن روحیه را کنار بگذاریم باید منتظر بمانیم تا فلان شرایط فراهم شود؛ این مسئله وابستگی می‌آورد و حرکت‌ها را کُند می‌کند. انقلاب ما یک انقلاب رو به رشد و در حال حرکت است. ما باید با حرکت انقلاب، همیشه افراد جهادی داشته باشیم که هیچ گاه منتظر دیگران نباشند و همیشه حرکتی مبتنی بر عقلانیت رو به جلو وجود داشته باشد.

 

و این مدیریت جهادی چه نسبتی با اقتصاد مقاومتی دارد؟


روحیه مدیریت جهادی همین روحیه‌ای که در بحث‌های اول گفتم، اگر این روحیه استقلال‌طلبی، عقلانیت و تلاش باشد، باعث می‌شود که ما اقتصادی برای خودمان به وجود بیاوریم که این اقتصاد وابستگی نداشته باشد. اگر این روحیه و طرز تفکر و این دلسوزی نباشد، ما خودمان را وابسته می‌بینیم، به دنبال موضوعات راحت می‌گردیم و این راحت‌طلبی وابستگی می‌آورد. ما با وابستگی نمی‌توانیم اقتصاد پویا و مقاومی داشته باشیم.

مدیریت جهادی یا اقتصاد مقاومتی به این معنی نیست که تعامل با دنیا قطع شود. همه دنیا باید هم ارتباط داشته باشند، از علم و صنعت هم استفاده کنند؛‌ اما این مسئله نباید باعث وابستگی شود

 

 شما در تعریف مدیریت جهادی گفتید مدیریتی همراه با دلسوزی و فداکاری، در مورد اقتصاد مقاومتی هم گفتید که این مسئله مبتنی بر عقلانیت است. آیا این دو با هم نسبت دارند؟


حتماً همین‌طور است. مدیریت جهادی مبتنی بر عقلانیت است. جهاد خودش نظم و انضباط دارد و هرج و مرجی نیست. مدیر جهادی مدیری است که در هر حوزه‌ای عمل می‌کند باید عقلانیت داشته باشد. مدیری که می‌خواهد کار جهادی بکند اگر عقلانیت نداشته باشد، به هرج و مرج می‌رسد.

 

موضوعی که در این گفت‌وگو به آن اشاره کردید مسئله استقلال و عدم وابستگی است، در اقتصاد مقاومتی همراه با مدیریت جهادی، چگونه می‌توان با دنیا ارتباط اقتصادی داشت، در حالی که این مسئله وابستگی هم نمود پیدا نکند؟


مدیریت جهادی یا اقتصاد مقاومتی به این معنی نیست که تعامل با دنیا قطع شود. همه دنیا باید هم ارتباط داشته باشند، از علم و صنعت هم استفاده کنند؛‌ اما این مسئله نباید باعث وابستگی شود. شاید لازم باشد ما برویم و صنعت یک کشور را ببینیم و از آن استفاده کنیم؛ در حوزه‌های کشاورزی و دیگر حوزه‌ها هم همین‌طور. پیامبر هم می‌فرماید علم را حتی در چین بیاموزید. اینکه ما درها را ببندیم و بگوییم هیچ دانش، تکنولوژی و صنعتی را از خارج نمی‌خواهیم این‌گونه نیست. تعاملات باید وجود داشته باشد اما نباید این تعاملات ایجاد وابستگی کند. باید از تعاملات در جهت استقلال و اقتصاد مقاومتی و اعتلای انقلاب و رشد اقتصادی کشورمان استفاده کنیم؛ اما به گونه‌ای نباشد که باعث وابستگی شود که اگر روزی با یک کشور مشکلی ایجاد شد، عرصه اقتصاد ما با مشکل مواجه نشود. باید از علم و تجربه آن‌ها برای بالا بردن صنعت و اقتصاد کشورمان در راستای عدم وابستگی بیشتر استفاده کنیم.

 

تعداد دیدگاه ها0