إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا 84 الكهف

شهردار منطقه ۱۸ تهران در گفت‌وگو با سبب

1393/11/11

مدیریت جهادی مبتنی بر مدیریت علمی با ابزار جهادی است

مهمان وحید نوروزی

شهردار منطقه ۱۸ تهران

سبب: اداره کلان‌شهر تهران، بدون شک شرایط خاص خودش را دارد که با دیگر شهرها متفاوت است. از سوی دیگر چند سالی است بحث مدیریت جهادی در تهران مطرح شده، تا مشکلات و معضلات شهری تهران، با سرعت هر چه بیشتر حل شود و شهری پاک با آسمانی آب،‌ برای شهروندان محل زندگی سالم باشد. با وحید نوروزی شهردار منطقه ۱۸ تهران در مورد ساز و کارهای اداره شهر و نسبت مدیریت شهری با اداره شهری مثل تهران به گفت‌وگو نشستیم. وقتی به دفتر او رسیدیم، از مراسم سخنرانی بازگشته بود و گمان کردیم خسته است و شاید مصاحبه را باید کوتاه کنیم، اما وقتی که بحث شروع شد، با چنان انرژی و اشتیاقی بحث را جلو برد که متوجه گذر زمان نشدیم. نوروزی برای اداره کلان‌شهری مثل تهران با توجه به شرایط خاص این شهر و شناخت از شهروندان، مدیریت یکپارچه شهری را مناسب می‌داند که به اعتقاد او این مسئله باید کم‌کم نهادینه شود. او می‌گوید: مدیر جهادی بایست در دل مردم و خیابان‌ها باشد برای همین هم نظارت‌های متعددی که مدیران ما در شهرداری مناطق دارند و هفته‌ای حداقل یک منطقه را کوچه به کوچه قدم می‌زنند در همین راستا است.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

 

 

* مدیریت شهری چه تفاوتی با دیگر سطوح مدیریتی دارد؟

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های مدیریت شهری با سایر مدیریت‌ها در سطوح مختلف آن است که مدیریت شهری از لحظه تولد فرد با او سر و کار دارد تا زمانی که از دنیا می‌رود، هیچ مدیریتی این‌گونه نیست. مدیریت انتظامی در یک بخش ورود می‌کند. مدیریت سیاسی در یک بخش، مدیریت امنیتی در یک مقطع از زندگی افراد؛ تنها جایی که از لحظه تولد تا لحظه مرگ و در تمام شئونات زندگی کنار فرد است مدیریت شهری است مدیریت شهری همه‌جانبه است مدیریت شهری فردی و تک‌محوری نیست جامع و بسیار فراتر از یک فاز و یک بخش است این بزرگ‌ترین تفاوتی است که باعث می‌شود مدیریت شهری با انسان‌ها در تمام مقاطع زندگی‌شان سر و کار داشته باشد، چه شادی چه غم.

 

* همان‌طور که اشاره کردید مدیریت شهری با انسان‌ها در ارتباط است، می‌گویند که شهر همانند یک سازمان است جایگاه انسان‌ها و شهروندان در مدیریت شهری چیست؟

ما به شهر به عنوان یک سازمان نگاه نمی‌کنیم ما به شهر به عنوان یک موجود زنده نگاه می‌کنیم وقتی شما به عنوان یک سازمان نگاه می‌کنید سازمان سازوکار خاص خود را دارد نظم و ترتیب خود را دارد سلسله مراتب خود را دارد و تمام اصول مدیریتی درباره سازمان قابل پیاده کردن و قابل تعمیم است یعنی شما نظریه مازلو را هم بخواهید در یک سازمانی که ساختار دارد پیاده کنید این سازمان کارخانه یا هر سازمان دیگری باشد می‌توانید تمام اصول مدیریتی را در آن پیاده کنید اما شهر چون یک موجود زنده است بنابراین غیر قابل پیش‌بینی است. برای یک موجود زنده نمی‌توان نقطه A تا نقطه Z تعریف کرد. بر اساس سلسله مراتب و سازماندهی قدرت مدیریت آن را جلو برد. هر لحظه امکان دارد این موجود زنده یک عکس‌العمل دیگر از خود نشان دهد. اگر مدیر شهری به شهر به عنوان یک موجود زنده‌ای نگاه کند که جان دارد و عکس‌العمل‌های متفاوتی می‌تواند در قبال تصمیم مدیر شهری نشان دهد، آن مدیر شهری می‌تواند موفق عمل کند. ولی اگر به چشم یک کالا یا یک شیء یا یک ساختار رسمی قانونی به شهر نگاه کند که با آن مطابق بخشنامه‌ها و قوانین و مقررات باید رفتار کند آن‌وقت آن مدیریت شهری دچار تنش و دردسر خواهد شد.

 

* پس وقتی که پیش‌بینی‌ناپذیر است کار مدیریت شهری با دشواری مواجه می‌شود.

 برای همین می‌گویم که کار مدیریت شهری متفاوت است.

 

* چطور می‌شود که با وجود این پیش‌بینی‌ناپذیری، شهر را مدیریت کرد؟

اگر در آن شهر که به عنوان یک موجود زنده نگاه می‌کند که در این موجود زنده سلول‌هایی هم وجود دارند میلیون‌ها سلول که آن سلول‌ها خود انسان‌ها و شهروندانی هستند که در آن زندگی می‌کنند. ببینید بدن هم خود اعضای مختلفی دارد میلیون‌ها سلول بدن را مدیریت می‌کند گلبول‌های قرمز، سفید و... انسان‌های داخل آن موجود زنده که شهر نام دارد هر کدام رفتار متفاوت خاص خودشان را دارند یکی پزشک است یکی شغلش مهندسی است یکی باید ساخت‌وساز کند یکی باید زباله را جمع کند هر کدام از آن آدم‌ها هم یک مأموریتی دارند که این شهر پویا، سالم، پاک بتوانند برقرار باشد. این را اگر تشبیه کنیم بدن سالم، بدن شاداب، بدن قوی را جلو ببرند. اگر مدیر شهری نگاهش به این موجود زنده همراه با کرامت انسانی باشد چون عکس‌العمل‌های یک شهر و اجزای آن متفاوت و پیش‌بینی‌ناپذیر است من اعتقاد دارم با کرامت انسانی و عنایت ویژه به اصل کرامت و احترام متقابل به اجزای این شهر که موجود زنده است این شهر را می‌شود رهبری کرد.

 

* با این نگاه، شما در مورد مدیریت شهری، بیشتر به رهبری معتقد هستید؟

من اعتقاد دارم در مدیریت شهری، رهبری بیشتر از مدیریت می‌تواند موفق باشد برای همین است که در سطح مدیریت شهری تهران با تدبیر دکتر قالیباف بحث مدیریت محلات تا پایین رده‌های مدیریتی مطرح شد. برای همین شورایاری مطرح شد. وقتی شما مدیر محله داری یعنی تک‌تک اجزای سلول‌های آن بدن را می‌شناسی چون اشل کوچکی است کمی بالاتر از آن یک هیأت امنا وجود دارد، کمی بالاتر شورای ناحیه، منطقه و منطقه بالاتر می‌آید یک شهری مانند تهران می‌شود. نشان می‌دهد اگر یک نفر آن بالا بنشیند بگوید من این شهر را با 10 میلیون نفر جمعیت اداره می‌کنم. بدون اینکه وارد اجزای فرهنگی و وارد کالبد این شهر شوم موفق نمی‌شود. برای همین است که اکنون با راه‌اندازی محلات شما ببینید که تمام این سیصد و بیست و هفت محله هرکدام یک هیأت امنایی دارند که به زیبایی در سازوکار تمام مدیریت محله قرار دارند. کوچه‌ها و پس‌کوچه‌ها و زمین‌های خالی و پارک و کاربری تک‌تک این زمین‌ها را این افراد می‌دانند. یک لایه بالاتر این‌ها ناحیه است، لایه بالاتر منطقه است. دیگر این‌طور نیست که ۲۲ نفر در ۲۲ منطقه حکومت کنند. اکنون این همه محله دارند مدیریت می‌کنند و نمی‌گذارند به این موجود زنده آسیب برسد.

ویژگی مدیر جهادی از نظر من حضور در کف و عرصه شهری و در دل زندگی مردم است، یک مدیر جهادی نمی‌تواند پشت میز بنشیند، یک مدیر جهادی نمی‌تواند در قالب جلسات سنگین اداری و همه‌اش با دوربین و از بالا شهر را کنترل کند

 

* در واقع می‌شود مدیریت مردم بر شهر...

مدیریت مردم بر مردم دقیقاً یعنی سلول‌های بدن را خود مردم و خود آن‌هایی که در این موجود زنده زندگی می‌کنند تقویت می‌کنند. به این صورت چون نظارتشان بیشتر می‌شود و مدیریت به صورت هرمی از بالا به پایین اتفاق نمی‌افتد بلکه از پایین به بالا اتفاق می‌افتد و این وسط افراد موفق کسانی هستند که رهبران خوبی باشند افراد موفق کسانی هستند که رابطه عاطفی و قلبی بر قرار کنند. اگر یک مدیر شهری بخواهد موفق شود در اشل یک منطقه چاره‌ای جز اعمال مدیریت در قالب رهبری با ایجاد رابطه عاطفی با تک‌تک سلول‌های این منطقه که عبارت است از در سطح محلات چاره‌ای جز آن ندارد و موفقیتش هم تضمین شده است.

 

* حال اگر به شکل نهادی بخواهیم نگاه کنیم چون برخی مدیریت شهری را فقط و فقط در قالب شهرداری با زیرمجموعه‌های خود می‌بینند، آیا مدیریت شهری تنها در قالب نهاد شهرداری است یا نهادهای دیگری هم دخیل هستند؟

این بزرگ‌ترین نقطه ضعف مدیریت شهری در ایران است که متأسفانه مدیریت شهری، قانون وظیفه‌اش را در حد تمیز کردن شهر و جمع کردن زباله و ساخت خیابان و بوستان تعریف کرده است. در حالی که وقتی این شهر به عنوان یک موجود زنده دارد رفتار می‌کند هر تصمیمی و هر عملی در این شهر که یک عکس‌العملی را از موجود زنده‌ای به نام شهر در پی خواهد داشت بایستی کنترل شده و با تدبیر و مدیریت اتفاق بیفتد. اگر به عنوان مثال مدیریت شهری که ما از آن به عنوان شهرداری یاد می‌کنیم یک بخشی را به عهده داشته باشد اداره آب یک اتفاقی برایش رخ می‌دهد، اداره فاضلاب یک بخش، اداره برق یک بخش، امنیت و پلیس یک بخش هر کدام یک عملی را روی این شهر انجام می‌دهند که قاعدتاً چون تعریف کردیم که شهر یک موجود زنده است یک عکس‌العملی هم از شهر باید بگیرند. اگر این‌ها با هم هماهنگ و همسو نباشند دوباره این موجود زنده لطمه می‌خورد.

 

* اینجا است که مدیریت یکپارچه مطرح می‌شود؟

مدیریت یکپارچه که برخی مدیریت واحد را مطرح می‌کنند به دلیل ساختار سنتی کشور ما و به دلیل اینکه در طول حداقل بیش از ۱۰۰ سال اخیر که بلدیه در این شهر شکل گرفته است همیشه کار بلدیه و شهرداری یک مباحثی تعریف شده است که اکنون هم وجود دارد. برای همین این فرهنگ را تغییر دادن و به یک‌باره مدیریت واحد شهری را به دست شهرداری دادن به نظر می‌رسد که دارای تنش‌های اجتماعی بسیار زیادی باشد برای همین هم ما از مدیریت یکپارچه شهری استفاده می‌کنیم و می‌گوییم این افرادی که به‌عنوان مدیر اینجا هستند با هم تصمیمات همگن، همسان و کمترین اثر سو و منفی به موجود زنده به نام شهر را با هم بگیرند.

 

* بنابراین به نظر شما وضعیت مطلوب برای یک شهر،‌ مدیریت واحد است؟

با شرایط کشور ما نه، با شرایط کشور ما، من مدیریت یکپارچه را برای این شهر تجویز می‌کنم اما در دنیا با مدیریت واحد نتیجه گرفتند. ولی با توجه به ساختار شهرها در کشور ما من امیدوار نیستم که مدیریت واحد در این شهرها بتواند یک روزی اعمال شود. شناختی که از شرایط روان‌شناختی شهروندان و مدیران خودمان دارم به نظر می‌رسد که ما باید امیدوار باشیم به سمت مدیریت یکپارچه شهری برویم اختیاراتی که جزو اصول اولیه مدیریت شهری است و مصوبه قانون مجلس هم به آن اشاره کرده است آن‌ها را کم‌کم به شهرداری تفویض کنیم و با یک شیب ملایمی می‌توان به مدیریت یکپارچه‌ای نزدیک شد چون ما به کار شورایی و با توجه به تعالیم دینی احساس می‌کنیم کار شورایی بهتر جواب می‌دهد با مدیریت یکپارچه و کار شورایی می‌توانیم عملکردی را ببینیم که آن مدیریت واحد نتواند از خود نشان دهد.

مدیریت جهادی مبتنی بر مدیریت علمی است اما ابزارش همه جهادی است، یعنی مسیر کاملاً علمی است، ابزار مدیریتی‌اش جهادی است

 

* حال در سطح مقایسه کلان‌شهرها با شهرهای کوچک آیا در مدیریت شهری می‌توان یک الگوی ثابت در نظر گرفت که هم در کلان‌شهرها و هم شهرهای کوچک پیاده کرد؟

به هیچ عنوان، من یک الگوی واحد را برای شهرهای کوچک و حتی کلان‌شهرها پیشنهاد نمی‌کنم، ما اکنون این چند کلان‌شهری که داریم من اصلاً الگوی واحد در این‌ها را هم پیشنهاد نمی‌کنم. چون وقتی با خودمان می‌گوییم این شهر موجود زنده است و عکس‌العمل دارد هر شهری فرهنگ خاص خود را دارد هر شهری عکس‌العمل خاص خود را دارد. نسخه واحد به هیچ عنوان برای این شهرها نبایست پیچید بالأخص شهرهای کوچک؛ تبی در کشور ما گرفته شده است هر اتفاقی که در کلان‌شهر تهران اتفاق می‌افتد بلافاصله شهرهای دیگر هم همان را کپی می‌کنند و می‌برند. در حالی که اگر یک پروژه‌ای در شهر تهران جواب گرفته است بایستی روی آن ارزیابی انجام شود یکسری متخصص فرهنگی اجتماعی متخصص اقتصادی، این‌ها بایستی بیایند بررسی کنند و تأثیرات مثبت و منفی را در آن شهر بررسی کنند اگر نتیجه گرفت انجام دهند اما اکنون کپی‌برداری بیش از حد شده است و سیاست‌گذاران بالأخص در حوزه فرهنگی کشور هم تهران را به عنوان یک الگو در نظر گرفته‌اند و هر کاری که در تهران انجام می‌شود باقی شهرها را تشویق می‌کنند که انجام دهند برای همین هم پایلوت‌هایشان را عمدتاً به تهران می‌آورند. اگر قرار باشد همه مانند تهران رفتار کنند آخر به تهران تبدیل می‌شوند که اکنون در این معضلات دچار گرفتاری و مصیبت شده است و همین اکنون از نظر بار اکولوژیکی جواب این جمعیت را نمی‌تواند بدهد با این حجم آلودگی آب‌وهوا و خاک و غیره.

 

* مدیریت جهادی از نظر شما چیست؟

ببینید مدیریت جهادی که از زمان آمدن دکتر قالیباف به شهرداری تهران مطرح شد، برگرفته از آن حس همدلی و نوع‌دوستی و فرهنگ ایثار در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بود. در مدیریت جهادی کسی دستوردهنده از بالا نیست و همه سلسله مراتب داشته باشند هرکس یک شغل مشخص داشته باشد و بگوید که تنها این قسمت از آن ما است. مدیریت جهادی همه برای انجام کار صحیح و برای رضای خدا با هم تلاش می‌کنند در مدیریت جهادی منم معنی ندارد. در مدیریت جهادی حساب و کتابی که با هم بررسی کنیم که این ناشی از این عمل است، بعضی اوقات واقعاً پاسخ‌هایی می‌شنویم که دو دوتا ممکن است ۶ تا شود. الزاماً ۴ تا نشود و این‌ها برگرفته از تعالیم جنگ و دفاع مقدس هستند؛ که توانسته دل‌ها را با هم نزدیک کند و این نزدیکی دل‌ها به هم در غالب مدیریت جهادی می‌تواند باعث شود که در حقیقت کارها سریع‌تر و روان‌تر انجام شود و چون موضوع دلی و قلبی می‌شود دیگر خیلی به تاریخ افتتاحیه و اختتامیه و تشویق کردن از طرف مقامات بالادست و جایزه دادن و این‌ها دیگر نگاه نمی‌کند آن را برای خود یک تکلیف می‌داند این تعبیری است که ما از مدیریت جهادی می‌دانیم. آن را یک تکلیف می‌دانیم که بایستی این بوستان را در منطقه ۱۸ در کنار رودخانه کن بسازیم چون در منطقه ۲ و ۵ بوستان جوانمردان و بوستان نهج‌البلاغه وجود دارد مدیریت جهادی به من یاد داده است، در ادبیات چون من در مدیریت جهادی بزرگ شده‌ام در این ۸،۹ سال تمامش رو من در شهرداری بودم به من تکلیف می‌شود که این بوستان را بدون توجه به بودجه و حاشیه‌های مختلفی که دارد به جلو ببریم و می‌سازیم چون مردم جنوب شهر هم به پارک نیاز دارند و می‌خواهیم فاصله شمال، جنوب را کم کنیم یکی از معیارهایش این است، چون رودخانه کن را هم منطقه ۲ دارد هم ۵ و هم ۱۸ دارد و هم از ۱۸ خارج می‌شود پس چرا مردم جنوب شهر از حاشیه رود کن جز فاضلاب نبینند. مردم ۲ و ۵ در آن زیبایی و آرامش ببینند. پس من مدیر منطقه با الهام از مدیریت جهادی می‌آیم این را هم مانند آن‌ها می‌سازم و در کمترین زمان ممکن چون تکلیف من بر این است که به شهروندانم خدمت کنم.

 

* آیا مدیر جهادی هم باید یکسری ویژگی‌های خاص داشته باشد؟

مهم‌ترین ویژگی مدیر جهادی قدرت و توان استفاده دلی و با تدبیر از نیروها و امکانات موجود است. یک مدیر جهادی اولین کارش این است که از امکانات و نیروهای موجودش به بهترین شرایط ممکن بتواند استفاده کند شخصاً تعریف من است. مدیر جهادی از دید کس دیگری شاید این باشد که ایثارگر باشد صبح ساعت ۴ از خواب بیدار شود تا ۲ شب کار کند و ۳ ساعت بخوابد. من آن را مدیر جهادی نمی‌دانم، کسی که به خودش نرسد و خودش آرامش نداشته باشد مغز و روح و فکرش هم وقتی آسوده نباشد تصمیم‌هایش هم تصمیمات غلطی هستند. اولین ویژگی مدیر جهادی این است که با یک نگاه عمیق به امکانات و نیروی انسانی‌اش بتواند از این امکانات و نیروی انسانی به بهترین شکل استفاده کند. تفاوت بین پرسنل که بین مدیریت‌های معمول مصطلح است که هر کسی یک پرونده‌ای دارد وضعیتی دارد یک اصول اداری مشخصی دارد، این تفاوت‌ها را مدیر جهادی بایستی به‌طور کامل نظمش را بر هم بزند و بتواند افراد توانمند را در سیستم کشف کند شناسایی کند آن‌ها را تقویت کند در راستای مدیریت جهادی که همانا خدمت به شهروندان و انجام تکالیف است بتواند در حقیقت استفاده کند. همچنین به غیر از امکانات داخلی هر مجموعه مدیر جهادی کسی است که اول ‌از همه خودش ایثار می‌کند، یعنی ایثار و ازخودگذشتگی را از خود شروع می‌کند و پس از آن به همنوعانش یاد می‌دهد به هم‌نوعانش دیکته نمی‌کند، مدیر جهادی از سوار شدن بر خودروی اداری شروع می‌شود تا استفاده از امکانات دولتی تا هر آنچه که می‌تواند استفاده کند و استفاده نمی‌کند، آغاز می‌کند و سومین ویژگی مدیر جهادی از نظر من حضور در کف و عرصه شهری و در دل زندگی مردم است، یک مدیر جهادی نمی‌تواند پشت میز بنشیند، یک مدیر جهادی نمی‌تواند در قالب جلسات سنگین اداری و همه‌اش با دوربین و از بالا شهر را کنترل کند. مدیر جهادی بایست در دل مردم باشد در دل خیابان‌ها باشد برای همین هم نظارت‌های متعددی که مدیران ما در شهرداری مناطق دارند و هفته‌ای حداقل یک منطقه را کوچه به کوچه قدم می‌زنند این در راستای این است که تا در این کار نباشید شما با آن کار نمی‌توانید ارتباط بر قرار کنید. تا مدیران زیر مجموعه شما با نگاه کردن به شما، شهردار ناحیه وقتی می‌بیند که شهردار منطقه‌اش هفته‌ای یک روز، یک نصف روز را کامل یک محله را بازدید می‌کند آن هم حتماً ناحیه‌اش را دو هفته یک‌بار بازدید می‌کند؛ یعنی ارتباط در کف و ارتباط تک‌به‌تک و قلبی و دلی با شهروندان حضور مستمر در بین مردم در مناسبت‌ها و مساجد این‌ها باعث می‌شود که مردم با مدیر جهادی ارتباط عاطفی برقرار می‌کنند این ارتباط عاطفی باعث می‌شود که اگر مدیر جهادی ما یک کمپین آسمان آبی و زمین پاک داریم، آن افراد چون دلی با شما ارتباط برقرار کرده‌اند دلی هم پای کار شما می‌ایستند و به شما کمک می‌کنند.

همین‌که شهردار تهران با همه هیأت رئیسه شهرداری و معاونانش هر هفته سه، چهار ساعت وارد مترو و پیشرفت این مترو را رصد می‌کنند این یک شکوفه و یک میوه بزرگ از مدیریت جهادی است که دارد انجام می‌شود

 

* خب اکثر این ویژگی‌‌ها به حوزه شهری مربوط می‌شد، اگر بخواهید یک ویژگی کلی از مدیر جهادی بگویید، چه چیزی بیشتر اهمیت دارد؟

قاعدتاً جلوگیری از ریخت‌وپاش‌ها و اسراف و تعیین برنامه زمان‌بندی برای اقدامات و رصد اقدامات از جمله ویژگی‌های یک مدیر جهادی که می‌تواند یک عملکرد موفق از خودش نشان دهد.

 

* گاهی این سوال مطرح می‌شود می‌گویند که چرا در این بازه زمانی بحث مدیریت جهادی مطرح شده است، چه ضرورتی دارد در این دوره بحث مدیریت جهادی مطرح شود؟

دلیلش این است که ما پس از دفاع مقدس امروزه بیش از ۲۰ سال از زمان جنگ که سپری شده است به نظر می‌آید که دکتر قالیباف احساس کردند که از منابع موجود استفاده بهینه نمی‌شود کشور ما شایسته بهترین‌هاست امکانات و منابعی که کشور ما در اختیارش است آن‌قدر وسیع است که بزرگ‌ترین آفت موجود را برای اینکه به شرایط بالاتر برسیم دکتر قالیباف سوء مدیریت دیدند، اعتقاد من این است؛ یعنی پس ما کمبود منابع خیلی نداریم ما سوء مدیریت داریم و ما منکر مدیریت علمی نیستیم. ما کسانی نیستیم که بگوییم چون مدیر جهادی هستیم با مدیریت علمی کاری نداریم، اتفاقاً مدیریت جهادی مبتنی بر مدیریت علمی است اما ابزارش همه جهادی است، یعنی مسیر کاملاً علمی است، ابزار مدیریتی‌اش جهادی است. پس چون سوء مدیریت بزرگ‌ترین معضل کشور از دید آقای قالیباف بود، آمدند در شهری مانند تهران که روزانه ۳ بار فقط زباله جمع می‌شود، این وضعیت معابرش بوده است این وضعیت ترافیکش بوده است. این وضعیت پل‌هایش بوده است. شما دیدید که آقای دکتر قالیباف با همین مدیریت جهادی، منابعی که به ما اضافه نشد پول نفتی که به شهرداری تهران تزریق نشد که بگویند ۱ درصد پول نفت را به شما می‌دهیم با همین پول مردم و با همین عوارض مردم در ۸ سال ۹ سال گذشته اتفاقی برای شهر افتاد که در طول ۵۰ سال گذشته اتفاق نیفتاده بود. مسیرهایی از مترو ساخته شد که در تاریخ مترو ساخته نشده بود. پس آقای قالیباف نشان داد که مشکل سوءمدیریت بوده است پس این مدیریت را ما یک واژه جهادی به آن اضافه می‌کنیم و با واژه مدیریت جهادی به سوء مدیریت خاتمه می‌دهیم.

 

* چه تفاوتی این مدیریت جهادی با مدیریت جهادی دوران دفاع مقدس دارد؟

من مدیریت جهادی فعلی را به واقع متفاوت از مدیریت جهادی دوران دفاع مقدس نمی‌بینم، در مدیریت جهادی دفاع مقدس بحث دفاع از جان و ناموس و خاک کشورمان بود و ایثار حرف اول را می‌زد آنجا قرار بود ما خاکمان را حفظ کنیم قرار بود ما هم نوعانمان را حفظ کنیم برای همین هم افراد از جانشان مایه می‌گذاشتند ایثار می‌کردند هر کسی به اندازه ۵ نفر کار می‌کرد فرماندهان دفاع مقدس که خاطرات زیادی از آن‌ها می‌شنویم که صبح‌ها وقتی سربازان ما بلند می‌شدند و می‌دیدند که پوتین‌هایشان واکس زده است و بعد می‌دیدند که یک فرمانده این کار را کرده است و حتی من می‌دانم که بعضی از فرماندهان دفاع مقدس ناشناخته می‌رفتند و سرویس‌های بهداشتی آنجا را به عنوان فرمانده تمیز می‌کردند آن‌ها همه در راستای این بود که جنگ را خوب اداره کنیم و اگر هم کم است با هم استفاده کنیم برای اینکه عزت کشورمان بالا برود ما هم در مدیریت جهادی امروز که دوران صلح و آرامش است همین را می‌خواهیم. ما می‌خواهیم شهرمان پیشرفت کند ما می‌خواهیم شهرمان در جمع بهترین‌ها باشد ما هوای سالم در شهرمان می‌خواهیم ما می‌خواهیم شهروندانمان در اثر آلودگی هوا نمیرند ما می‌خواهیم شهروندانمان به شهر تمیز افتخار کنند ما می‌خواهیم ترافیک روان داشته باشند حمل‌ونقل عمومی خوب داشته باشند شهر با فرهنگ داشته باشیم. این نیازمند اقدام جهادی است این اقدام جهادی فقط شکلش فرق می‌کند آن موقع برای دفاع از جان و مال و ناموس شهروندان بود امروز هم برای ارتقای وضعیت شهرمان است؛ یعنی جفتش عملکردش یکی است نتیجه‌اش یکی است اما آن در زمان جنگ بود ما با اسلحه و مهمات و بعثی‌ها و دنیا سر و کار داشتیم، اکنون ما به جای اسلحه و مهمات با بولدوزر و لودر و ماشین سروکار داریم و از آن سو دشمن ما کثیفی و زباله و ترافیک‌های وحشتناک و این‌ها است که در دو حالت باید بتوانیم این‌ها را برطرف کنیم.

 

* مسئله فرهنگ و مدیریت جهادی چه ارتباطی دارند و چگونه قرار است فرهنگ با رویکرد جهادی یا اصلاح شود یا یکسری فرهنگ‌ها نهادینه شود؟

وقتی بحث مدیریت جهادی می‌آید ما در بحث رعایت قوانین و مقررات به عنوان مثال ما به عنوان شهرداری تهران نقشی در قوانین و مقررات قاعدتاً نداریم. قوانین در حوزه پلیس است و افراد دیگری هستند و مای شهرداری وظیفه‌مان شاید جمع کردن زباله و ساخت بوستان و مترو و اتوبوس و این‌ها است. ولی وقتی ما با مدیریت جهادی می‌خواهیم شهر را اداره کنیم وارد مقوله فرهنگ هم خواهیم شد. مثال فرهنگ تردد را برای شما مثال می‌زنم وقتی ما تصمیم می‌گیریم به شهروندانمان کمک کنیم که بین دو خط رانندگی کنند وقتی ما می‌خواهیم به شهروندانمان کمک کنیم که یاد بگیرند وقتی سر چهارراه به چراغ قرمز برخورد می‌کنند روی خط عابر نایستند همین یک واژه خط سفید را ما می‌خواهیم کمک کنیم جا بیفتد مانند آن چند سال پیش که کمربند ایمنی کمک کردیم جا افتاد خیلی‌ها قبل از اینکه کمربند را ببندند می‌خندیدند و می‌گفتند طرف خیلی با فرهنگ است که کمربند می‌بندد ولی الآن هر کسی کمربند نبندد نگاه مردم به او نگاه بدی است. مدیریت جهادی به ما حکم می‌کند درست است که موضوع فرهنگ ده‌ها مؤلفه دارد و ده‌ها سازمان ذی مدخل دارد و شاید ما یکی هم حساب نشویم ولی در مدیریت جهادی به ما می‌گوید که برای کاهش تصادفات، برای کاهش آلودگی هوا، برای جلوگیری از مرگ‌ومیر انسان‌ها به این موضوع ورود کنیم برای همین هم در قالب یک مدیریت جهادی می‌آییم خیابان‌ها و خط‌کشی خیابان‌ها را اصلاح می‌کنیم از تکنولوژی استفاده می‌کنیم دوربین ثبت سرعت می‌گذاریم. دوربینی می‌گذاریم که وقتی روی خط عابر قرار گرفتید تصویر شما را می‌گیرد و جریمه می‌کند و باز کارهای ضربتی و جهادی زمینه را برای ارتقای فرهنگ شهروندان فراهم می‌کنیم. از اینجا به بعد نقش صداوسیما و نهادهای متولی فرهنگی به عنوان یار کمکی به ما اضافه می‌شود یعنی ما به عنوان مدیریت جهادی می‌آییم در این کار دخالت می‌کنیم. علیرغم اینکه ما مسئول فرهنگی شهر نیستیم و آقای دکتر قالیباف با استناد به همین موضوع گفتند که ما شهرداری را از یک نهاد صرفاً خدماتی به یک نهاد فرهنگی می‌خواهیم تبدیل کنیم این است که... ما در قبال دین مردم هم مسئولیم ما در برابر نماز مردم هم مسئولیم ما در برابر خط عابر مردم هم مسئولیم برای همین هم می‌آییم زیرساخت‌هایش را فراهم می‌کنیم و شما اگر دیده باشید در خیابان‌های ما که این خطوط اصلاح شدند و خیابان‌ها اصلاح شدند رعایت قوانین و ارتقای فرهنگ ترافیک به شدت بالا رفته است این یک نمونه‌ای از نقش مدیریت جهادی در حوزه فرهنگ است.

در حوزه بازیافت هم همین‌طور تفکیک زباله تر و خشک هم همین‌طور باز من شهرداری می‌آییم تمام قدرتی که داریم در قالب یک مدیریت جهادی تصمیم می‌گیریم میزان تفکیک ‌تر و خشک را ۳۰ درصد در هر منطقه ارتقا دهیم. وقتی از شهروند خواهش می‌کنیم که زباله تر و خشک را جدا می‌کند به ارتقای فرهنگ شخصی شهروند کمک کردیم. این باعث می‌شود که در آن نهادینه شود و ما می‌توان از همین حال بر فرهنگ نسل بعدی اثر بگذاریم؛ و همین می‌شود تغییر ساختاری جهادی که دکتر قالیباف دارند تدبیر می‌کنند.

 

* شما چند سال است که در حوزه مدیریت شهری دارید فعالیت می‌کنید؟

 من از بدو استخدامم در شهرداری تهران از سال ۷۹ در شهرداری تهران کار کردم، از کارمندی ساده شرکت کنترل کیفیت هوا شروع کردم در سال ۱۳۷۹ مسئولیت‌های مختلفی در ستاد معاینه فنی خودرو داشتم و همه‌اش هم کاملاً پله‌ای بوده است؛ یعنی هیچ‌گاه من یک‌باره از پست شماره ۱ به پست شماره ۲۵ نرفتم در همان معاینه فنی خودرو از مدیر یک مرکز تا مدیرعاملی آن طی کرده‌ام کاملاً به‌صورت پله‌پله، باز از آنجا آمده‌ام مشاور محیط‌زیست معاون شهردار تهران بودم باز از آنجا معاون سازمان ترافیک ۳ سال بودم بحث طرح ترافیک و هوشمندی و بحث استفاده از آی‌تی و تکنولوژی در ترافیک در آن ۳ سالی که من مسئولیت را بر عهده داشتم همین حال شما اگر ببینید عوارض اینترنتی است پرداخت پول اینترنتی است خلافی اینترنتی است ثبت‌نام اینترنتی است همه در زمان من این اتفاقات افتاد و اکنون هم که شهردار منطقه هستم؛ یعنی تمام زندگی کاری من در این ۱۴ سال تماماً شهرداری تهران بوده است و از کف تا سقف آمده‌ام و در رده‌های مختلف کار کرده‌ام.

 

*  خودتان را مدیر جهادی می‌دانید؟

من با تعریفاتی که از مدیریت جهادی دارم وقتی به آقای قالیباف نگاه می‌کنم و مدیران جهادی که از خودم بالاتر نگاه می‌کنم نه؛ احساس می‌کنم که تا رسیدن به مرحله مدیر جهادی واقعی فاصله زیادی دارم.

 

* به عنوان مدیر جهادی به خودتان چه نمره‌ای می‌دهید؟

من بلد نیستم شکسته‌نفسی کنم، اتفاقاً چون معلم دانشگاه هستم بلدم نمره بدهم امام شکسته‌نفسی بلد نیستم. من در شهرداری منطقه ۱۸ به خودم نمره ۱۷ را در مدیریت جهادی از ۲۰ می‌توانم بدهم و آن ۳ نمره‌ای که از خودم کم می‌کنم شاید بخش قابل توجهی از آن به دلیل تجربه کمتر من در مدیریت یک منطقه بوده است من اگر ۵ سال تجربه مدیریت یک منطقه را داشتم امسال حتماً به خودم ۲۰ می‌دادم ولی اکنون این ۳ نمره را از خودم کم می‌کنم شاید اگر تجربه بیشتری داشتم ۲۰ می‌دادم ولی اکنون حتماً نمره ۱۷ را می‌توانم به خودم بدم ولی به همکاران زیر مجموعه خودم نمره ۱۸ می‌دهم به خودم نمره ۱۷ می‌دهم چون بعضی اوقات من باز تنبلی داشته‌ام اما آن‌ها با جان و دل کار کرده‌اند دلیلش هم تغییرات وسیعی است که در منطقه ۱۸ در راستای کاهش فاصله شمال و جنوب اتفاق افتاده است و ده‌ها پروژه مهم را ما در یک سال آغاز کرده‌ایم عید امسال بیش از ۱۰۰ پروژه را افتتاح خواهیم کرد که همه‌اش به مرحله افتتاح خواهد رسید پروژه‌هایی که ۵ سال ۶ سال ۷ سال ۸ سال ۹ سال مانده بودند همه به تکاپو افتادند خدمات شهری منطقه ۱۸ از رتبه ۱۹ در بهمن ۹۲ به رتبه ۵ در بهمن ۹۳ رسیده است ما اکنون پنجمین منطقه تمیز تهران از نظر خدمات شهری هستیم از نظر زیبایی جمع کردن زباله و غیره. ما از نظر درآمد علی‌رغم اینکه جزو مناطق بسیار فقیر هستیم ولی درآمد نقدی ما رتبه ۶ تهران را دارد چندین پروژه بزرگ مشارکتی مانند بازار مبل بازار فرش را ما در منطقه ۱۸ قرارداد بستیم. کارخانه‌های آلاینده‌ای که شما اگر در گوگل نام ایرفو را سرچ کنید صدها هزار مطلب درباره آن می‌بینید ما در همان یکی دو ماه اولمان کارخانه ذوب چدن ایرفو بود که روزی نزدیک ۸۰۰ تن چدن ذوب می‌کرد وسط بافت مسکونی و آلودگی‌اش را هم در همان‌جا می‌ریخت در یکی دو ماه اول ما توانستیم ببندیم، فعالیت معادن شن و ماسه را به شدت مورد تحدید قرار دادیم و در همین دو تا سه هفته آینده تعطیل می‌کنیم بسیاری از معابر ما بازگشایی شده‌اند. یک بزرگراه بسیار مهم را به قرارگاه خاتم‌الانبیا سپردیم دارد کار می‌کند بزرگراهی که چندین سال بود رها شده بود امسال تملک بسیار وسیعی انجام شد و همکاران من در موسسه شهید رجایی دارند برای ما شبانه‌روزی کار می‌کنند که اتوبان تهران ساوه را به بزرگراه یادگار امام و فتح وصل می‌کند. به نام شهید بروجردی؛ که ما حتماً بزرگراه شهید بروجردی را با تدبیر دکتر قالیباف تا اوایل سال آینده تحویل مردم می‌دهیم. یا خانه کشتی شاید تا یک ماه دیگر افتتاح می‌شود استخر و سونای گلدسته که یک روستای دور افتاده بود و جزء حریم ما بود ما داریم یک استخر و سونای عالی می‌سازیم یک سرای محله خوب داریم می‌سازیم. آن‌وقت همکاران من یک پله از من جلوتر هستند بعضی وقت‌ها ایده‌ها از من است دستورات از من است پیگیری‌ها از من است انجامش با همکاران است.

 

* مهم‌ترین چالش‌ها و مشکلات امروز شهر تهران که سد راه مدیریت شهری هستند چه هستند؟

مشکلات شهر تهران را به دو دسته تقسیم کنیم یک دسته مشکلات زیست‌محیطی و زندگی مردم است؛ که در رأس آن آلودگی هوا اکنون معضل اصلی شهروندان تهرانی است. کمبود آب آشامیدنی و بعضاً آلودگی برخی از بخش‌های آب آشامیدنی ما، میزان تولید زباله بسیار بالایی که باعث آلودگی شدید خاک و بالطبع شیرابه آن باعث آلودگی منابع زیرزمینی می‌شود در حوزه محیط‌زیستی به غیر از بحث آب‌وخاک و هوا یک معضل بزرگ‌تر از این‌ها این است که توان اکولوژیکی شهر تهران دیگر به حد آن رسیده است تهران بیش از این توان اکولوژیکی‌اش نمی‌کشد و علیرغم اینکه در زمان دکتر قالیباف با همین تفکر جهادی طرح تفصیلی پس از چند سال تصویب شد و امروز هر کسی هر جور دلش بخواهد نمی‌تواند در شهر هر چیزی بسازد و حساب و کتاب پیدا کرده است اما شهرهای اطراف تهران و حریم تهران باعث بر هم زدن تعادل اکولوژیکی تهران شده و تعادل اکولوژیکی و توان اکولوژیکی تهران به شدت دارد تهدید می‌شود این از بحث محیط‌زیستی. یک معضل بزرگی که امروز تهران با آن مواجه است و بحث درآمدی و اداره شهر تهران است اداره شهر تهران با دعای خیر اتفاق نمی‌افتد به هر روی کلان‌شهر تهران به عنوان ام‌القرای جهان اسلام و پایتخت جمهوری اسلامی ایران نیازمند درآمد است که این را بتوانیم اداره کنیم از همه مهم‌تر زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی با اولویت مترو را گسترش دهیم من به عنوان یک معضل نگاه می‌کنم که دولت در این مورد خیلی از شانس مردم تهران خیلی فرق نمی‌کند که چه کسی در رأس باشد یا دولت چه دیدگاهی داشته باشد. هر چه باشند به نظر می‌رسد که علاقه‌مندی برای کمک به مردم شهر تهران و مدیریت شهر تهران را خیلی ندارند.

چه در زمان آقای خاتمی به عنوان دولت اصلاحات آن زمان آقای احمدی‌نژاد شهردار بودند که من هم در شهرداری بودم آن موقع هم شهرداری مورد کم‌لطفی دولت قرار می‌گرفت آقای احمدی‌نژاد رییس‌جمهور شدند باز شهرداری دوران آقای قالیباف مورد کم‌لطفی قرار گرفت همین الآن هم که آقای روحانی رییس‌جمهور هستند باز به ویژه در حوزه مترو ما احساس می‌کنیم که این چالش ایجاد می‌شود و چون شهر از محل درآمد و پول خود مردم اداره می‌شود و ما نیز نمی‌خواهیم شهر فروشی کنیم و اکنون با طرح تفصیلی جلوی شهر فروشی گرفته شده است ولی بالاخره باید شهر اداره شود پس مشکل درآمدی و منابع را برای شهر تهران به عنوان چالش من می‌بینم که می‌تواند پروژه‌ها و توسعه شهر را و بهبود شرایط زیستی شهروندان را دچار چالش کند که به واقع یک نگرانی عمیق است.

 

* راهکار جهادی در حوزه حمل‌ونقل عمومی چگونه است؟

راهکار جهادی در حوزه حمل‌ونقل عمومی را آقای قالیباف همین اکنون دارد اجرا می‌کند یعنی کاری که آقای قالیباف دارد می‌کند از خیلی از درآمدها و پروژه‌های شهر دارند می‌زنند در حال حاضر به سالی ۲۴ کیلومتر مترو رسیدیم ما زمانی در این شهر که خیلی دیگر پز می‌دادیم که خیلی داریم خوب مترو می‌سازیم سالی اگر ۲ کیلومتر ۱۰ تا ۱۲ سال پیش مترو می‌ساختند می‌گفتند ما امسال موفق شدیم ۲۰۰۰ متر مترو بسازیم اکنون به ۲۴ کیلومتر مترو رسیده است همکاران ما در مترو در حوزه ایجاد تونل به خودکفایی بسیار بالایی رسیددن به سرعت می‌توانند تونل را با دستگاه‌های TBM که آورده‌اند حفر کنند بسیار وضعیت خوبی است به نظر می‌رسد که آقای قالیباف نهایت مدیریت جهادی را در مدیریت احداث مترو به کار برده‌اند همین که شخصاً هر هفته چهارشنبه‌ها داخل تونل مترو هستند و توسعه هرکدام از خطوط را اکنون نوبت نیمه شرقی خط ۳ مترو است همین‌که شهردار تهران با همه هیأت رئیسه شهرداری و معاونانش هر هفته سه، چهار ساعت وارد مترو و پیشرفت این مترو را رصد می‌کنند این یک شکوفه و یک میوه بزرگ از مدیریت جهادی است که دارد انجام می‌شود و به هر روی چه در مصرف سوخت، کاهش آلودگی هوا و ارتقای زندگی شهروندان و زندگی مطلوب، مترو می‌تواند شاخص باشد به عنوان یک شاخص توسعه و پیشرفت، دولت فقط باید بتواند در این مورد سهم خود را پرداخت کند چه از محل یارانه بلیت و چه از محل کمک به توسعه مترو، در بحث آلودگی هوا و این‌ها هم که بخواهیم ورود کنیم باز مستقیم و غیر مستقیم به همین برمی‌گردد شاه‌کلید از بین بردن چالش آلودگی هوا توسعه حمل‌ونقل عمومی با اولویت مترو است یک‌بار از من پرسیدند که شما به عنوان کسی که ۱۰ سال در بحث آلودگی هوا کار می‌کنید بگو مردم چه کار کنند گفتم مردم فقط می‌توانند دعا کنند مردم هیچ کاری از دستشان بر نمی‌آید من اعتقاد دارم نقش مردم در کاهش آلودگی هوا صرفاً احترام به مقررات و قوانین رانندگی است بیشتر از این من برای مردم نقش قائل نیستم در ساخت خودروی غیراستاندارد مردم نقش ندارند در ساخت بنزین نقش ندارند در ساخت اتوبوس نقش ندارند در احداث مترو نقش ندارند در هیچ‌چیز نقش ندارند دولت اگر می‌خواهد چالش آلودگی هوا را برطرف کند باید به تکالیف خود عمل کند در قالب یک برنامه ۵ ساله به راحتی می‌توان آلودگی هوای تهران را به حد استاندارد جهانی رساند همچنان که مکزیکوسیتی رسانده است، لندن رسانده است لس‌آنجلس رسانده است و این چالش‌ها به مترو و حمل‌ونقل عمومی انبوه بر باز می‌گردد که مردم را تشویق کنیم ۱- از حمل‌ونقل شخصی کمتر استفاده کنند ۲- آن‌هایی هم که از حمل‌ونقل شخصی استفاده می‌کنند کیفیت تولید حمل‌ونقل شخصی و کیفیت بنزین را دولت باید ارتقا دهد به‌صورت جهادی ظرف ۵ سال می‌تواند این اتفاق بیفتد و از این‌سو هم شهرداری تهران در گسترش حمل‌ونقل عمومی و مدیریت هوشمند ترافیک، در حال حاضر وضعیت خیلی خوب دارد اما باز هر چه بیشتر ترافیک هوشمند مدیریت شود تا حتی عده کم شهروندان هم که علاقه به رعایت قوانین ندارند آن‌ها هم به‌صورت اتوماتیک ارتقا فرهنگ در آن‌ها نیز رخ می‌دهد و آن‌ها به جمع شهروندان خوب ما می‌پیوندند

تعداد دیدگاه ها1
مهدی فولادی
1393/11/11
بسیار عالی و مبتنی بر واقعیت های سازمانی موجود درجامعه و خصوصا در مبحث حمل ونقل ،نیاز سنجی جامعه بعنوان مسیر مشخصه حرکت مد نظر قرار گرفته است
پاسخ دهید
انصراف