إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا 84 الكهف

پرویز سروری عضو شورای شهر تهران در گفت‌وگو با «سبب»

1393/11/7

مدیریت شهری باید متغیر مدیریت جهادی باشد

مهمان پرویز سروری

عضو شورای شهر تهران

سبب: وقتی صحبت از مدیریت شهری می‌شود، بدون شک نگاه‌ها به سمت شهرداری می‌رود تا عملکرد این نهاد را در حوزه اداره یک شهر، بررسی کند؛‌ با این حال نهاد دیگری در شهر فعالیت می‌کند که رسالتی از جنس مجلس شورای اسلامی اما در قالبی کوچک‌تر دارد،‌ تا قوانین مورد نیاز امور اجرایی شهر را تصویب کند و همراه با شهرداری، اداره هر چه بهتر شهر را محقق کنند. شورای شهر علاوه بر تصویب قوانین، وظیفه نظارت بر مدیریت شهری را نیز بر عهده دارد. نظارت بر حسن جریان دعاوی مربوط به شهرداری، نظارت بر امور بهداشت حوزه شهر، نظارت بر امور تماشاخانه‌ها، سینماها و دیگر اماکن عمومی از جمله وظایفی است که در قانون برای شوراهای شهر مشخص شده است. پرویز سروری عضو شورای شهر تهران در گفت‌وگو با «سبب» تحقق مدیریت شهری کارآمد را تنها در مدیریت یکپارچه شهری می‌داند. او البته معتقد است همان چیزهایی را که در دفاع مقدس در مدیریت جهادی دیدید امروز باید در مدیریت شهری ببینید. سروری می‌گوید مدیریت جهادی مشارکت مردم را در امور افزایش می‌دهد. این ویژگی‌ای است که امروز لزوم آن را بیش از پیش احساس می‌کنیم. دشمن فشارش به اوج رسیده و ما باید خدماتمان به اوج برسد و این خدمات بدون مدیریت جهادی امکان‌پذیر نیست.

گفت‌وگوی مشروح «سبب» با پرویز سروری عضو شورای شهر تهران را در ادامه می‌خوانید.

 

 

* مدیریت شهری به چه معناست؟ چه شاخص‌ها و مؤلفه‌هایی دارد که آن را از دیگر سطوح مدیریتی متمایز می‌کند؟

به نظر من مدیریت شهری همان دولت‌های محلی هستند، مدیریت‌های کلان که همان دولت عنوان می‌شوند تمشیت امور کشور را به عهده دارند و تمشیت امور شهرها که مدیریت جزءنگر است و کلان‌نگر نیست و رویکردش تمشیت امور شهری و مردم در بیشتر اجزای خدماتی و اجرایی است، مدیریت شهری محسوب می‌شود. به نوعی می‌توان گفت که تعاملات بین شهر و مردم؛ و می‌توان گفت تعاملات مثبت بین شهروندان و مدیران شهری را مدیریت شهری تنظیم می‌کند. مردم از گهواره تا گور با مدیریت شهری ارتباط دارند. مبارزه با آلودگی، فضای سبز و موضوعات مختلف. نیازهای مختلف مردم را مدیریت شهری باید شبانه‌روزی پاسخ دهد. نکته اساسی این است که ما معتقدیم که تحقق مدیریت شهری ممکن نیست مگر اینکه ما بتوانیم مدیریت یکپارچه شهری را به مدیریت شهری واگذار کنیم. مرز بین دولت‌های کلان که دولت‌های منتخب کشور هستند با مدیریت شهری در این است که او باید تصمیمات کلان را بگیرد مدیریت شهری باید تصمیمات جزء را بگیرد. برای مثال وزارت نیرو وظیفه تهیه و رساندن آب به لوله‌ها را دارد اما رساندن آب به خانه‌ها به نظر من وظیفه مدیریت شهری است. اشکالی که اکنون وجود دارد این است که دولت کلان هم آب را تصفیه می‌کند و هم به خانه‌ها می‌رساند، این دولت خیلی بزرگ است. به همین دلیل چابک نیست و نمی‌تواند در مدیریت استراتژیک خوب وارد شود چون در مدیریت جزئی وارد شده است. این تحقق مدیریت شهری را باید در مدیریت یکپارچه دید مدیریت یکپارچه هم یعنی اینکه کل موضوعاتی که با زندگی شهری مرتبط هستند باید به مدیران شهری واگذار شوند.

 

* مدیریت شهری در مورد کلان‌شهرهایی مثل تهران، چه تفاوت‌هایی با شهرهای دیگر دارد؟

شهرهای کوچک به نظر من یک مجموعه‌های خدماتی صرف هستند خیلی امکان تبدیل آن‌ها به یک نهاد اجتماعی ممکن نیست شاید لزومی هم نداشته باشد اما وقتی ما در کلان‌شهرها ورود پیدا می‌کنیم نیازهای مردم صرفاً نیازهای خدماتی نیست این نیازهای غیر خدماتی، مثل نیازهای اجتماعی تبلور پیدا می‌کند و آن را مدیریت شهری تقاضا می‌کنند در کلان‌شهرها ما می‌بینیم که این نگاه خدماتی تبدیل به یک نگاه اجتماعی می‌شود یعنی به یک شکلی مدیریت شهری در کلان‌شهرها دولت محلی هستند یعنی همه انتظاراتی را که شما از دولت در سطح کلان دارید در جزء از مدیریت شهری در کلان‌شهرها نیز دارید. این در شهرهای کوچک تحقق پیدا نکرده است و شاید هم تحقق پیدا نکند. چون امکان آن در مدیریت شهری با توجه به منابع مالی‌اش وجود ندارد که تبدیل به یک نهاد اجتماعی شود به همین دلیل به شکلی می‌توان گفت که کلان‌شهرها دولت‌های قدرتمند محلی هستند که باید تمامی تقاضاهای شهروندان را پاسخ دهند. این تقاضاها زمانی تقاضاهای عمرانی است زمانی فرهنگی و زمانی اجتماعی و ... همه این تقاضاها در دولت محلی که مدیریت شهری است پاسخ داده شود.

ما معتقدیم که تحقق مدیریت شهری ممکن نیست مگر اینکه ما بتوانیم مدیریت یکپارچه شهری را به مدیریت شهری واگذار کنیم

 

* جایگاه شورای شهر در مدیریت شهری کجاست؟

همان‌طوری که مجلس بر امور دولت نظارت می‌کند و نیازهای تقنینی آن را پاسخ می‌دهد و ریل‌گذاری می‌کند تا لکوموتیو دولت در آن ریل قرار بگیرد و در آن نقشه‌ای که مجلس تنظیم کرده است حرکت کند در شورای شهر نیز شورا همان پارلمان محلی است که باید ریل‌گذاری برای مدیریت شهری کند و بر کارش نظارت داشته باشد. هدایت، حمایت و نظارت توأمان داشته باشد. این سه وظیفه‌ای است که شورای شهر بر مدیریت شهری دارد برای تنظیم امور مدیریت شهری و تنظیم تعاملات شهروندان با مدیریت شهری.

 

* شما تجربه حضور در مجلس شورای اسلامی را هم دارید و حالا در شورای شهر فعالیت می‌کنید که به نوعی سازوکارهای مشابهی را در تصمیم‌گیری دنبال می‌کند، فکر می‌کنید چه تفاوت‌هایی در فرایند تصمیم‌گیری در مجلس شورای اسلامی با شورای شهر وجود دارد؟

من زمانی که وارد شورای شهر شدم شاید چند هفته‌ای آچمز بودم برای اینکه با یک نگاه مجلسی وارد شورای شهر شدم اما واقعاً نگاه مجلسی در شورای شهر پاسخ نمی‌دهد او کلان‌نگر است و قوانین کلی کشور را تصویب می‌کند و به موضوعات کلی نگاه می‌کند در مدیریت شهری در شورای شهر کاملاً موضوع معکوس است یعنی کلان نگری تقریباً وجود ندارد حوزه نظارت شما و رویکرد شما حوزه محدودی است متناسب با آن حوزه رأی شما هم محدود خواهد بود و طبیعی است که مطالبات مردم هم مطالباتی بسیار گسترده‌تر از مطالباتی است که از نمایندگان مجلس وجود دارد زیرا به همان شکلی که عرض کردم مردم توقعاتشان در همه امور شهری‌شان از نمایندگان شورای شهر است به همین دلیل تفاوت‌های جدی‌ای وجود دارد یک نماینده شورای شهر باید جزءنگر باشد در جزییات ورود پیدا کند و تلاش کند که تنظیم امور شهروندان با مدیریت شهری را در این مطالب جزئی ببیند؛ اما در مجلس اصلاً چنین چیزی نیست نمایندگان نمی‌توانند خیلی در مسائل جزئی حضور پیدا کنند چون این امکان را ندارند. می‌شود گفت که در اینکه یک وظیفه تقنینی دارند و یک وظیفه نظارتی با شورا مشترک هستند اما در اینجا نیز یک تفاوت وجود دارد اغلب کارها در مجلس مربوط به حوزه تقنین است بعد نظارت، اما در شورای شهر بیشتر حوزه نظارت است بعد تقنین.

مدیریت جهادی یعنی اینکه ما بتوانیم فضایی را ایجاد کنیم که منافع ملی یا بهتر بگویم منافع شهر بر منافع فرد رجحان پیدا کند

 

* تعامل این دو نهاد به چه صورت است؟

تعامل زیادی وجود دارد. ما در حوزه‌های زیادی نیاز به مصوبات مجلس داریم. برای مثال در حوزه حریم، کلان‌شهرها با مشکلات زیادی مواجه هستند، نگاه مجلس به حوزه حریم کلان‌نگر است و این نگاه باعث بروز مشکلاتی شده است. مجلس یک نگاه کلی به این مسئله داشته است اما چسبندگی و پیوستگی حواشی تهران با خود تهران تنظیم حریم را با قانونی که مجلس تصویب کرده با مشکل مواجه کرده است و اساساً تصمیم مجلس امروز برای شهر تهران یک مخدر است، یک فاجعه است، باید یک نگاه متناسب با نیازهای تهران وجود داشته باشد. شاید بعضی از کلان‌شهرها هم این نیازها را داشته باشند. بالطبع مجلس باید این فهم مشترک را با شورای شهر پیدا کند که موضوعاتی که در کلان‌شهرها به ویژه ابرشهر تهران، یا به عبارتی کشورشهر تهران وجود دارد متفاوت از استان‌های دیگر است و باید یک استثنائی در بعضی از قوانین مجلس وجود داشته باشد. تعامل شورای شهر و مجلس می‌تواند این فهم مشترک را بین مجلس و شورای شهر تهران به وجود آورد که قوانینی که مجلس تصویب می‌کند استثنائات لازم را برای حل معضلات تهران در بر بگیرد. به علاوه اینکه اساساً نزدیکی و تعامل بین شورای شهر و مجلس یک هم‌افزایی هم برای مجلس و هم برای تهران ایجاد می‌کند. به هر روی ما موضوعات زیادی داریم که حضور مجلس یا تعامل مجلس و شورا می‌تواند به حل آن‌ها کمک کند.

 

* چند سالی است که بحث مدیریت جهادی دوباره از سوی مسئولان کشور مطرح می‌شود و امسال هم مدیریت جهادی یکی از مؤلفه‌های نام‌گذاری سال بود، از نظر شما مدیریت جهادی به چه معناست و به چه کسی مدیر جهادی می‌گویند؟

مدیریت جهادی همان مدیریت اسلام است، مدیریت جهادی یک مدیریت انقلابی است، مدیریت جهادی مولود انقلاب است یعنی شما همان چیزهایی را که در دفاع مقدس در مدیریت جهادی دیدید امروز باید در مدیریت شهری ببینید. مدیریت جهادی یعنی اینکه ما بتوانیم فضایی را ایجاد کنیم که منافع ملی یا بهتر بگویم منافع شهر بر منافع فرد رجحان پیدا کند. مدیریت جهادی یعنی مدیریتی که بتواند با برداشت کم و کار زیاد آن خلأهای موجود را رفع کند. در مدیریت باید از نگاه تشریفاتی، ریخت‌وپاش، نگاه استکبارگرایانه خودداری شود، یک نگاه مجاهد محور یک نگاهی که بتواند هم سرعت و هم دقت را با اخلاص با هم جمع کند. این‌ها ویژگی‌های دفاع مقدس ما بود یعنی بچه‌های جنگ با آنچه که داشتند جنگیدند و با یک نگاه ساده‌زیستانه کار کردند و از همه مهم‌تر مدیران جنگی محبوب رزمندگان و مردم بودند. مدیر جهادی مدیری باید باشد که بتواند تعامل بسیار گسترده‌ای را با کارکنان و با شهروندان ایجاد کند یعنی به نوعی مردم احساسشان باید این باشد که فردی که امروز سکان مدیریت شهری را به دست گرفته، کسی است که در همه امتیازات مردم را به خود برتری می‌دهد اما در همه سختی‌ها ابتدا خودش را جلو می‌اندازد؛ یعنی اولویت در سختی‌ها با خودش و در مقابل، در امتیازات و استفاده از رفاهی‌ات و تحصیلات با مردم باشد. به نظر من مدیریت جهادی ویژگی‌های بسیار زیادی دارد که در این زمان محدود جا نمی‌گیرد

 

* آیا طرح موضوع مدیریت جهادی در شرایط فعلی کشور ضرورت دارد؟

حتی می‌توان گفت که امروزه طرح این بحث از یک ضرورت عبور کرده و به لزوم رسیده است. امروز بر ما واجب است که بتوانیم با مدیریت جهادی کشور را اداره کنیم. امروز تهدیدها جامع و فراگیر است، با پیش‌قراولی اقتصادی و تحریم‌ها امروز دشمن می‌خواهد کشور را با فشار و تحریم و تهدید متوقف کند. امروز مدیریت جهادی است که می‌تواند ما را از این بن‌بست خارج کند. امروز منهای یک نگاه جهادی در عرصه مدیریت ما چگونه می‌توانیم اقتصاد کشور و فرهنگ کشور را مدیریت کنیم. اگر امروز از اقتصاد مقاومتی سخن می‌گوییم اقتصاد مقاومتی منهای مدیریت جهادی امکان‌پذیر نیست آن نگاه مدیریت جهادی است که نگاه به داخل دارد نگاه به تولید دارد درون‌ریز و برون‌گرا است. آن نگاه جهادی است که می‌تواند از تهدیدها فرصت بسازد. آن نگاه جهادی است که هرگز پشت هیچ خاک‌ریزی متوقف نمی‌شود. مدیریت جهادی به تعبیری این ظرفیت را ایجاد می‌کند که مشارکت مردم افزایش یابد. مدیریت جهادی مشارکت مردم را در امور افزایش می‌دهد. این ویژگی‌ای است که امروز لزوم آن را بیش از پیش احساس می‌کنیم. دشمن فشارش به اوج رسیده و ما باید خدماتمان به اوج برسد و این خدمات بدون مدیریت جهادی امکان‌پذیر نیست.

اگر امروز از اقتصاد مقاومتی سخن می‌گوییم اقتصاد مقاومتی منهای مدیریت جهادی امکان‌پذیر نیست آن نگاه مدیریت جهادی است که نگاه به داخل دارد نگاه به تولید دارد درون‌ریز و برون‌گرا است

 

* چه تفاوتی میان مدیریت جهادی در دوران دفاع مقدس با مدیریت جهادی در شرایط امروز وجود دارد؟

ببینید مدیریت جهادی در دفاع مقدس به نظر من خیلی ساده‌تر از مدیریت کنونی بود. در مدیریت جهادی در زمان جنگ سطح توقعات رزمندگان و مردم در کف بود یعنی مردم می‌دانستند که جنگی وجود دارد، دشمن بالفعلی وجود دارد؛ یک تهدید بسیار جدی‌ای وجود دارد و باید به نوعی خودشان فدای آرمان‌هایشان کنند این پایین بودن سطح توقعات مردم کار را برای فرماندهان و مدیران جهادی دوران دفاع مقدس ساده می‌کرد مردم با حداقل‌ها کاملاً تطبیق پیدا کرده بودند توقعی نداشتند رفاهی‌ات بالایی داشته باشند توقعی نداشتند که در ناز و نعمت باشند و امتیازات را برای دیگران می‌خواستند تا خودشان؛ اما امروز متأسفانه به دلیل مدیریت غلطی که در گذشته به ویژه در زمان دولت سازندگی و اصلاحات ایجاد شد سطح توقعات مردم به شدت افزایش پیدا کرد و این بالا بودن سطح توقعات باعث می‌شود که کار برای مدیریت جهادی بسیار مشکل باشد. چون هزینه‌های مترتب بر تمشیت کشور بسیار سخت و مشکل می‌شود. بر گرداندن مردم هم به شرایط زمان دفاع مقدس اگر نگویم که غیر ممکن است چیزی در حد محال است پس مدیریت جهادی باید این ویژگی‌هایی را که تا دیروز به صورت توقعات حداقلی در مردم و کارکنان وجود داشت و حالا به خود و مدیرانی با او کار می‌کنند منتقل کند. این کار بسیار مشکل و سختی است.

 

* چه رابطه‌ای می‌توان بین مدیریت جهادی با مدیریت شهری برقرار کرد؟

می‌تواند ارتباط وجود داشته باشد توقع و تلقی ما این است که رهبر معظم انقلاب که در جلسه شورای شهر و شهرداران خطابش به آقای قالیباف به عنوان مصداق مدیریت جهادی این بود که از ایشان این توقع را داشت که مدیریت شهر را با همین مختصات مدیریت جهادی شکل دهد و حرکتی را که شروع شده بود. ببینید سطح خدماتی که در تهران ارائه می‌شود سطح خدماتی است که متناسب با ظرفیت‌های تهران نبوده است بلکه متناسب با قدرت خلاقیت، ابتکار، سرعت و دقت عمل بوده است؛ یعنی شما وقتی به حجم خدمات ارائه‌شده در تهران نگاه می‌کنید این خدمات اگر می‌خواست با مدیریت شهری شکل بگیرد شاید تا ۲۰ سال دیگر هم تحقق پیدا نمی‌کرد؛ اما آن مدیریت جهادی است که فعل توانستن را خوب صرف می‌کند مدیریت جهادی است که اعتماد به نفس دارد و خودش را به دریای مشکلات می‌زند و با سرعت و دقت سعی می‌کند که آن باورهای بر نتوانستن را به باور بر توانستن تبدیل کند. به نظر من فاصله زیادی بین مدیریت شهری و مدیریت جهادی وجود دارد توقع رهبری این است که این مدیریت شهری باید متغیر مدیریت جهادی باشد که دوباره کار در سرعت دقت و تبدیل تهدیدها و فرصت‌ها شکل بگیرد، خلاقیت‌ها و ابتکارات بروز پیدا کند نگاه به توانمندی‌های داخلی محور شود و به ظرفیت‌های داخلی برای ساختن شهر امتیاز داده شود.

 

* شورای شهر تهران چقدر مدیریت جهادی را در دستور کار قرار داده است؟

ما بعد از جلسه با رهبر معظم انقلاب یک کمیته تشکیل دادیم و تلاش کردیم این مطالبات را دسته‌بندی کنیم در چشم‌انداز کارمان در برنامه ۵ ساله و در برنامه‌های سنواتی متبلور کنیم و در بعد نظارتی دائماً مدیریت شهری را کمک کنیم که بتواند خودش را با توقعات رهبر معظم انقلاب تطبیق دهد. شورای شهر تلاشش بر این است که ابتدا خودش در مدار مدیریت جهادی قرار بگیرد ثانیاً تلاشش بر این است که مدیریت شهری را کمک کند با وضع قوانینی به سمت یک حرکت سریع، دقیق و اخلاص محور و مبتکرانه و خلاقانه سوق بدهد.

 

* در دوران حضور شما در شورای شهر، کدام تصمیم‌ها یا اقدامات را می‌توان اقدامی با رویکرد جهادی دانست؟

ببینید من معتقدم که یکی از آن تصمیمات این بود که ما تلاش کردیم اولویت‌های مردم را اولویت‌های شورای شهر قرار دهیم. برای مثال امروز بیشترین اعتراضاتی که در ۱۳۷و ۱۸۸۸وجود دارد در حوزه حمل‌ونقل عمومی است ما تلاش کردیم که اولویت مصوباتمان را و چشم‌انداز و برنامه پنجم و برنامه سنواتی را بر روی حمل‌ونقل عمومی قرار دهیم این به نظر من کمک برای مدیریت جهادی است زیرا مدیریت جهادی اولویت مردم را باید اولویت خود قرار دهد. نه اینکه اولویت‌های خودش را به مردم تحمیل کند از این نظر شورای شهر تلاش کرده است که کلیه مصوباتش را در این مدار قرار دهد. البته گاهی اوقات شورای شهر حاشیه‌نشین و حاشیه محور می‌شود که این‌ها کاملاً به دور از مدیریت جهادی است و ما را از اولویت‌های مدیریت جهادی دور می‌کند. ما تلاش کردیم که خودمان را با مشخصات مدیریت جهادی تطبیق دهیم و برخی حوزه‌ها هم باید باور کنیم و اعتراف کنیم که شورای شهر را به حاشیه‌ها سوق دادیم. بعضاً برخوردهای سیاسی‌ای که با مدیریت شهری می‌شود به نظر من مغایر با مدیریت جهادی است و ما به دور از برخوردهای سیاسی تلاش می‌کنیم نقاط ضعف را ببینیم و تذکر دهیم و نقاط قوت را ببینیم و تقویت و تشویق کنیم تا مدیریت شهری در جایگاه خود تقویت شود.

 

تعداد دیدگاه ها0